قلمرو آموزش و پرورش  تطبيقي  موضوع آموزش و پرورش تطبيقي مقايسه رويدادهاي تربيتي و روابطي است كه آن ها را به محيطشان پيوند مي دهد .در يك مقايسه دقيق بايد نه تنها كاركرد خاص معلمان ، بلكه شرايط عمومي نظام هاي آموزشي در نظر گرفته شود همانطور كه در كتاب آموزش و پرورش در جهان سازمان و آمارها يونسكو (1955) ذكر شده ، مفهوم " نظام " آموزش و پرورش امري انتزاعي است بنابراين يك نظام تربيتي ، تمام نهاد هاي سازمان يافته دولتي يا خصوصي را كه در راستاي اين هدف قرار مي گيرند ، شامل مي شود ، از قبيل موسسات آموزشي ، خدمات ترويج ، كلاسهاي سواد آموزي ، طرحهاي آموزشي راديو و تلويزيون ، كلاسهاي مكاتبه اي و فعاليت هاي آموزشي خارج از مدرسه . غایت ها ،اهداف و مقاصد وقتی از غایت های آموزش و پرورش سخن به میان می آید، معمولا غایتهایی که فیلسوفان و مربیان بیان می کنند به ذهن متبادر می شود ، غایت هایی که در حیطه ی ارزش ها و هنجارها قرار دارد ؛ افلاطون ،لنین،مائوتسه تونگ و هوشی مین را می توان به ترتیب در قالب آرمان گراها و ماتریالیستها یا خیال گراهاو واقع گراهاطبقه بندی کرد. در معنای دوم ،دیگر غایت های هنجاری مورد نظر نیست ، بلکه غایتهای واقعي اي مورد نظر است که به نظام آموزشی –که کنترل می کند- قدرت سیاسی بدهد ؛ این غایت ها ممکن است آشکار باشند یا نهان ؛ این قدرت می تواند قدرت یک طبقه ی اجتماعی ، بخشی از این طبقه ،یا یک اتحاد طبقاتی باشد که یک گروه در بطن آن نقش اصلی را بازی می کند . در این حالت ، بررسی غایت ها به سیاست ،تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش مربوط می شود. غایت ها : 1-   غایت های آشکار : معمولا در قالب قوانین اساسی ،نطق های عمومی ،قوانین و برنامه های توسعه یا آموزش و پرو رش بیان می شود. معمولاً درهمه جا غایتهای آشکار یکسانند؛   2-   غایت های نهان : نتیجه مشاهده ی واقعیت اند ،بین این دو غایت ممکن است فاصله زیاد باشد ،تعداد زیادی از کشور های آفریقایی مایلند از طریق آموزش و پرورش ،دیگر بار فرهنگ ملی خود را ارج بنهند،در حالی  که در عمل ،همه در جهت بی ارزش ساختن فرهنگهای ملی و ارج نهادن به فرهنگ غربی پیش می روند ( استفاده از زبان های محلی را که عنصر اصلی یک فرهنگ است در آموز ش و پرورش  ممنوع می کنند.) برای تحلیل بهتر ،لازم است غایت ها را از اهداف و مقاصد متمایز ساخت . -        غایت یا هدف نهایی بیان کلی اهداف است که یک جامعه در نظر می گیرد. ( دراز مدت ) اهداف به افق های  نزدیک مربوط می شوند و کیفی اند.     مقاصد اهداف را به صورت صریح و دقیق بیان می کنند.          غایت                                   هدف                                      مقصود بيان كلي اهداف به افقهاي نزديك تر مر بوط مي شوند به صورت صريح و دقيق بيان مي شوند مقاصد را در بر مي گيرد كيفي اند بر حسب شرايط خاصي تغيير مي كند دائمي هستند   جمعيتي كه بايد تحت پوشش آموزش و پرورش قرار مي گيرد      نمونه ای از نظام آموزشی فرانسه : ملت به طور مساوي دسترسي كودكان و بزرگسالان را به آموزش ، تربيت حرفه اي و فرهنگ تضمين مي كند . -         برابري فرصتها -         تحقق واقعي تعليم و تربيت عمومي تا پايان دوره اول متوسطه -         ارتباط با محيط اقتصادي بر اساس نياز هاي صنعتي شدن -         امروزينه كردن نظام تربيتي در جهت كارايي بهتر  -         جمعيتي كه بايد تحت پوشش آموزش و پرورش قرار گيرد . -         جلوگيري از شكست تحصيلي -         نوآوري در امر آموزش -         سازگاري با نياز هاي اقتصادي         سازمان دهی اداری : 1-بر حسب تمایز بین دولتهای فدرال و دولت های واحد؛(آمريكا ، آلمان ، استراليا ) سازماندهي آموزشي اغلب اوقات به كشور هاي عضو بستگي دارد تا به حكومت مركزي 2- بر حسب تمایز بین تمرکز گرایی و تمرکز زدایی (فرانسه ، انگلستان ) در فرانسه كل سازماندهي آموزشي به حكومت مركزي مربوط است . در انگلستان سازمان آموزش عمومي به حكومت هاي محلي بر مي گردد در حاليكه دانشگاه ها از استقلال بالايي برخوردارند . ساختارهای آموزشی ساختار آموزشی به بیانی ترکیب قسمت های مختلف مجموعه ی آموزش است: ساختارها : -  تقسیم آموزش و پرورش به درجات متوالی از قبیل پیش دبستانی ،ابتدایی ،متوسطه و عالی . -  تقسیم آموزشی به شاخه ها یا رشته ها؛ این رشته ها بر اساس نوع آموزش و پرورش ( عمومی ، حرفه ای ، فنی ، دانشسرا ، نظام قدیم و جدید و غیره) ، مدت آموزش ( کوتاه مدت یا دراز مدت )که با شغل مورد نظر ارتباط دارد و اشخاصی که به آنها آموزش داده می شود ( آموزش ویژه کودکان استثنایی ، آموزش مستمر یا دائم )تعیین می شوند.     -  هماهنگی بین درجات و روش های آموزش ؛ شرایط ورود و خروج و گذر از سطح به سطحی دیگر ( امتحانات و گواهی نامه ها ) و از یک رشته به رشته ای دیگر. شاید ساختار نظام اموزشی آشکارکننده ترین عنصر ساختار اجتماعی باشد ، عنصری که خود برخاسته از آن ساختار است.   محتوای آموزشی محتوای آموزشی به طور مستقیم از اهداف کلی نظام و مقاصد یک رشته درهر سطحی که باشد سرچشمه می گیرد . با این وصف محتوا می تواند از این اهداف فاصله بگیرد ، زیرا در هر زمینه تفسيرهاي متفاوتي مي تواند صورت بگيرد. در ضمن اگر محتواها مشابه باشند ، دريافت كنندگان آن ها را به يك صورت دريافت نمي كنند (براي مثال وقتي زبان آموزش ، يك زبان بيگانه باشد مثل انگليسي مفاهيم خانواده ، خويشاوندي ، زمان و مكان ، زندگي و مرگ را به همان صورتي كه كودك انگليسي درك مي كند نمي فهمند.) در رابطه با محتواي آموزشي تعريف طرح ها و برنامه هاي تحصيلي مطرح است .  برنامه ي تحصيلي شامل موارد آموزشي و طرح شامل نحوه ي ارائه آن هاست . در اینجاست که با یکی از مشکلات آموزش وپرورش تطبیقی یعنی اختلاف در تعاریفی که نویسند گان و کشورها ارائه می دهند مواجه می شویم. براي جلوگيري از سوء تفاهم بايد كلمات به كار رفته را تعريف كرد . كه در عمل كمتر رعايت مي شود مقايسه طرح ها و برنامه هاي تحصيلي نشان از اهميتي مي دهد  كه در هر كشور به ترتيب ذهني ، اخلاقي ، جسماني ، و زيباشناختي و نيز در حيطه شناخت ها به رشته هاي ادبي و علمي و محتواي آن ها ( ریاضیات قدیم یا جدید ) و به هر مرحله از رشد کودک داده می شود . کتاب های درسی مدارس ابتدایی از این نظر كه به سن مربوط مي شود كه در آن كودك بيشترين ميزان پذيرش را دارد و روحيه انتقادي در او رشد نكرده است و كارايي جامعه پذيري و فرهنگ پذيري در او بسيار است ، اهمیت دارد. براي كودكان ، كتابها نقشي اساسي در انتقال رفتارها ايفا ميكنند . زيرا اين رفتارها در سنين بسيار حساس و تاثير پذير شكل مي گيرند . منتها تصاوير و القا ارزش هاي مختلف به ايجاد طرح هاي فكري متفاوت منجر مي شود .         روشها و فنون روشها و فنون تدریس از محتوا و هدف آن جدا نیست . اگر هدف ، نزدیک کردن آموزش و پرورش به زندگی باشد،نباید تاریخ و جغرافیا و علوم را صرفا در کلاس آموخت،بلکه باید مشاهده ،آزمایش و کار عملی و غیره را هنگام گردش و بازدید نیز انجام داد. دربسیاری از کشور ها بین این عناصر گوناگون تضادهایی به چشم می خورد.تعداد بسیاری از دولت ها « برقراری ارتباط میان نظریه و عمل »را جزء غایت های خود می دانند ولی هیچ تلاشی در عملی کردن طرح های آموزشی نمی کنند . مطالعه فنون جدید تر(دیداری ، شنیداری ، آموزش برنامه ای و ماهواره ) به عنوان ابزاری که باید به حل مسائل تحصیلی کشور های توسعه نیافته کمک کندمورد توجه قرار گرفته است. به طور کلی محتوا و بخصوص روشهای آموزشی تحت تاثیر نظریه هاست ، نظریه هایی که از جهان بینی جدا نیست . نقش آفرینان آموزش دو نقش آفرین اصلی آموزش : معلم دانش پژوه : به جاي دانش آموز زیرا از رفتاری فعال دارد ، نه رفتاری منفعل . ارتباط آموزشی ارتباط آموزشی بخشی از قلمرو روانشناسی است و مقایسه گر باید اشکال مختلف آن را درک کند.از دیر باز دست اندر کاران آموزش و پرورش سعی داشته اند شکست تحصیلی کودک را به نارسایی در استعدادهای او،شیوه جذب او در کلاس و مدرسه و روابط او با دوستان مدرسه ای ربط دهند و از ارزشهای روانشناختی برای کمک به یادگیری  و راهنمایی او استفاده کنند.   روانشناختی ژنتیک : برای توضیح رشد کودک به کمک زیست شناسی روانشناسی اختلافی : با استفاده از مطالعات عرضی ،تفاوت های فردی از نظر هوشی ،برخورد ها  و رفتارهای موجود بین دو جنس و گروه های اجتماعی (کارآموز حقوق بگیر)یافرهنگی (دبیرستانیها- دانشجویان )رامد نظر قرار می دهد. منش شناسی : موفقیت یاشکست یک عمل تربیتی را از خلال منشهای دانش آموزان یا معلمان . روانکاوی: در روابط تربیتی میان والدین ،کودکان و نیز معلمان و دانش آموزان آنچه را که از فرایند های ناخود آگاه ناشی می شود از جمله تمایلات،غرایز ،انتقال ها و رویاها جستجو کند و درقلمرو نهاد آموزشی  نیز به بررسی آنچه به مناسک و دفاع ناخودآگاه مربوط است می پردازد. روانشناسی اجتماعی:  درمرز میان روانشناسی و جامعه شناسی قرار دارد. معلمان اگرچه ارتباط آموزشی و تربیتی معلمان در اغلب کشورها مقایسه شده است،ولی نباید عوامل وابسته به آن بخصوص مسائل مربوط به حقوق ماهانه و پایگاه اجتماعی را به فراموشی سپرد.تمامی این عناصر دریکدیگر تداخل دارند،زیرا مدت زمان تربیت بر د رآمد معلمان تاثیر می گذارد؛این درآمد به پایگاه اجتماعی بررابطه ی آموزشی بی تاثیر نیست. با بررسی این تجارب گوناگون این نتیجه به دست می آید که آنچه نقش معلمان را عمیقا تغییر خواهد داد،گذر از یک آموزش به معنای انتقال شناختها به آموزش دیگر به معنای سازماندهی عمل یادگیری است.یادگیرنده باید حقیقتا مسئول یاگیری فعلی و آتی خود باشد و منظور نه فقط شناختها ی ذهنی  بلکه رشد برخورد ها ی  اجتماعی و شخصی است. در نتیجه طبق گزارش سازمان همکاری و توسعه اقتصادی ،نقش معلمان در جهت های زیرمتحول  خواهد شد: الف)ساختار موقعیت یادگیری ارائه ی کارهای فردی بر حسب دانش آموزان ،ساعات انعطاف پذیر،روابط برابر و آمیخته به همکاری با کودکان ،ارزشیابی نهایی که بیشتر بر اساس تداوم کار انجام می شود تا بر اساس امتحانات. ب)روش های به کار رفته :آشنایی بیشتر با قلمرو وسیع شناخت ها نه برای تشریح آنها برای راهنمایی دانش آموزان ؛تسلط بهتر به دروازه های دانش و روشهای تحقیق به جای تسلط بر خود دانش؛تعیین مقاصد و انگیزه های دانش آموزان و ارزش نهادن به کار فردی،تا کار تدریس در کلاس؛پذیرش ابزارجدید تحصیل دانش هم از طریق رسانه های جمعی و هم از طریق جامعه؛توانایی انجام کار با همکاری مستقیم با والدین،مشاوران گوناگون ومددکاران اجتماعی برای درمان مشکلات وبرانگیختن آنها . ج)برخورد معلمان  مساله الزام:درک جریان رشد کودک و تاثیری که به مشاهدات و در صورت امکان به اعتقادات کودکان و همکاران (به خصوص زمانی که در گروه ها شرکت می کنند)و در نتیجه پذیرش کاهش اقتدار سنتی خود .     همه ی این تغییرات با مقاومت همراه است .این مقاومت در تصویر سنتی معلم نهفته است .برای غلبه بر این مقاومت ها باید ابتدا ساختار تحصیلی را آماده دریافت نو آوری کرد ، بویژه آنکه معلم در این نوآوری به ایفای نقش می پردازد . با او باید به تناسب تلاشی که می کند رفتار کرد و کارفرمایان ، والدین و آموزش عالی باید ضوابط جدیدی را برای کسب موفقیت به اجرا بگذارند. برنامه آماده سازی معلم برای ایفای نقش جدید باید اولویت را به ترتیب مستمر ضمن خدمت بدهد و در کنار آن، باید بر صلاحیت های جدید یعنی پویایی گروه ،سازماندهی محیط تربیتی ،اداره ی منابع آموزش ،حساسیت نسبت به محیط اجتماعی و گوناگونی فرهنگی و نیز رشد ذهنی و عاطفی کودک تاکید کند.   فراگیران شاخص اصلی گستردگی یک نظام آموزشی و به طور جزعی مردمی شدن آن،تعداد کسانی است که به مدرسه می روند یا به بیان دیگر نسبت گروههای سنی گوناگون که در موسسات آموزشی ودانشگاهی ثبت نام کرده اند. در اين تعريف و مقایسه بین المللی نرخهای پوشش تحصیلی ایجاد می کند .همچنین تلاش شده است که سطح اجتماعی دانش آموزان و پیشرفت تحصیلی آنها در رشته های مختلف (که موضع مطالعات انجمن بین المللی ارزیابی پیشرفت تحصیلی است )،یا برخورد جوانان با مسائلی نظیر نهاد تحصیلی ،انتخاب شغل ،سیاست ملی و بین المللی و غیره مقایس شود.( براي مثال رشد كودك در آفريقاي سنتي ). مدرسه جدید یک دگرگونی بنیادی ایجاد می کند.این مدرسه بیشتر با تعلیمات مترادف است تا آموزش و پرورش و این تعلیمات اقتدار قدیمی ها را از بین می برد؛اقتداری که در یک تمدن کلامی با بالا رفتن سن بر اثر انباشت تجارب و دانش حاصل می شود. این مدرسه ارزش های جدیدی مانند فردگرایی ،رقابت و موفقیت را که مغایر ارزش های قدیمی است تبلیغ می کند و این امر به گسستگی انسجام اجتماعی کمک می کند . در حالی که آموزش و پرورش سنتی تمام کودکان را شامل می شد،مدرسه ی جدید تنها بخشی از آنها را در بر می گیردو موجب ایجاد ضایعاتی مانند رانده شدن دانش آموزان از کلاس و نارضایتی آنان می شود ؛ناپدید شدن طبقاط سنی و جوامع ابتدایی ،از بین رفتن اقتدار والدین و قدیمی ها ،اقتصاد پولی ،گرایش به شهر نشینی ،حقوق بگیری ،الگوی مصرف غربی،پدیده های جدیدی از جمله بیکاری ،بزهکاری و فحشا را به بار می آورد. دیگر بین محیط و توسعه وحدتی وجود ندارد،اما اگر چه آموزش و پرورش سنتی جذب فرد در گروه را تضمین می کند،نباید محدودیت های آن را فراموش کرد.سازگاری با تمدن های کلامی و کشاورزی که در آنها فن کمتر تکامل یافته ،دیگر پاسخ گوی اقتصاد پیچیده ای که علم در آن نفوذ کرده ،نیست(علمی که برای انتقال شناخت ها و ایجاد شناخت های نو نیازمند خط است). این گفته به این معنا نیست که نتوان در زمان حاضر از برخی اصول آموزش و پرورش سنتی در زمینه ی جامعه ی تربیتی استفاده و یا آنها را اصلاح کرد.           فصل دوم واحد هاي مقايسه             مقايسه علمي در تعريف ، قرينه سازي واحد هاي تحليل قابل مقايسه است . سه سطح مقايسه را عنوان خواهيم كرد : مقايسه بين كشورها ، مقايسه در بطن كشورها و مقايسه واحد هاي فرا ملتي. اين سه مقايسه ممكن است به طور همزمان انجام شود ، يعني نابرابريهاي منطقه اي دو كشور مقايسه شود. مقايسه بين ملتها : بي شك كشور واحدي معنادار است ، البته در صورتي كه تاريخ طولاني داشته باشد و نظام آموزشي آن به صورتي آرام به موازات شكل گيري ملت و جذب دستاوردهاي خارجي در سرزمين خود ايجاد شده باشد اين مساله براي كشورهاي فدرال مطرح است كه آيا در سوئيس ، آمريكا، كانادا، و استراليا يك نظام واحد آموزشي وجود دارد يا چند نظام آموزشي . در انگلستان ، هر يك از سه بخش كشور- انگلستان و ولز اسكاتلند و ايرلند شمالي – نظام آموزشي خاصي دارند . با اين وصف مي توان ويژگيهاي مشتركي يافت ، از جمله وحدت در هدفهاي عمومي آموزش و پرورش و نيز هماهنگي در سطح مركزي يا فدرال براي تحقق اين هدفها . شباهت ها و اختلاف ها جايگاه خود را در مقايسه نابرابريهاي درون ملتي پيدا خواهند كرد . اين نابرابريها در جهان سوم شدت بيشتري دارد . بسياري از كشورهاي جهان سوم ، كشورهايي جوان با ساختارهاي نه چندان مستحكمند و مرزهاي ساختگي آن ها از دوران استعمار خبر مي دهد . برخي از اين كشورها داراي دو يا چندين نظام آموزشي از نوع انگليسي را در غرب به ارث برده است . بنابراين نمي توان در مورد كشورهايي كه از نظر تاريخ ، سنن و ميزان انجام دروني با هم متفاوتند مقايسه اي معتبر انجام داد . اگر چنين مقايسه اي انجام گيرد، بايد از محدوديتهاي مقايسه به خصوص از نظر كمي آگاه بود.   مقايسه بين كشور ها : در وهله ي اول ، مقايسه بين دو يا چند كشور صورت مي گيرد ، كشورها واحد هايي را ميسازند كه موضوع بررسي را نشكيل مي دهد . اين موضوع ممكن است نظام آموزشي يا يكي از عناصر آن باشد . 1-   در مقايسه كمي :معمولا در مورد شاخص هاي آماري انجام مي گيرد مانند تعداد كساني كه به مدرسه مي روند ، بازده ، نسبت دانش آموزان به معلمان ، نسبت بودجه يا توليد ناخالص ملي كه به آموزش و پرورش اختصاص يافته و ......... 2-   در مقايسه كيفي : چيزي كه مهم است ، ظرافت تحليل در نظر گرفتن تمام عوامل در رابطه با آموزش و پرورش و تشخيص عوامل اصلي ارزشي است .       مقايسه كيفي در سه سطح صورت مي گيرد : الف ) در سطح اهداف : ميتوان چگونگي تعيين اهداف را و اينكه چه گروه هايي در تدوين آن ها شركت دارند بررسي كرد . ب ) در سطح ابزار : مي توان ابزار ( سياست ، اصلاح ، يا برنامه ريزي آموزشي ) را بر حسب ماهيت اهداف به صورت زير طبقه بندي كرد : ابزار سياسي : ابزار اقتصادي – ابزار تربيتي ج) سومين سطح مقايسه به نتايج سياست هاي آموزشي اختصاص دارد . نتايج تربيتي : تعداد كساني كه به مدرسه مي روند ، بازده و........... نتايج اجتماعي : كاهش يا افزايش نا برابري هاي اجتماعي ، منطقه اي و.............. نتايج اقتصادي : سازگاري يا نا سازگاري آموزش با شغل و .............           مقايسه ي نمونه هاي ملي : در مقوله ي دوم از مقايسه ها ،منش ملي نه به طور مستقيم از طريق شاخص هاي آماري يا صفتهاي كيفي بلكه به طور غير مستقيم از طريق مطالعه روز افرادي كه واحد تحليل را مي سازند ، مشخص مي شود . گاهي مقايسه بين المللي بر اساس داده هايي انجام مي گيرد كه پژوهشگران در زمان هاي مختلف و گاه با روش هاي گوناگون در كشور هاي متفاوت به دست آورده اند مانند مطالعه درباره متحرك اجتماعي بين شغلها كه سطح تعليمات و شغل پدر و پسر را مد نظر قرار مي دهد . گاه مطالعه اي كه گروهي در چند كشور بر اساس برنامه و معيار و روشهاي از پيش تعيين شده انجام داده اند مد نظر است مانند مطالعات انجمن بين المللي ارزيابي پيشرفت تحصيلي كه به ارزيابي نتايج تحصيلي به دست آمده در حدود بيست كشور مي پردازد . مسائل مربوط به چنين پژوهشهايي : 1-   مساله معرف بودن نمونه است . اين مساله دو بعد دارد : -        ساخت نمونه :  كه بايد ويژگيهاي كل جمعيت را بيان كند . -        مشاهده نمونه در صورتيكه بخشي از آن تحت پوشش قرار نگرفته باشد . 2-    معناي پرسش ها : برداشت مشابه از پرسش هاي مطرح شده راه حل   : يك فرد دو زبانه پرسش نامه را به زبان افراد پرسش شونده ترجمه كند . سپس يك فرد دو زبانه از كشور محقق اين ترجمه را دوباره به زبان محقق برگرداند و ترجمه با پرسش نامه اصلي تطبيق داده شود : 1-   مفاهيم موجود در واراي كلمات ممكن است متفاوت باشد . 2-   مساله سوم : در نظر گرفتن فرد به عنوان واحد تحليل است . يا به عبارتي :‌مجموعه پاسخ هاي فردي تا چه حد امكان تصميم به كل جمعيت را فراهم مي آورند . در واقع اين فرض كه تمام افراد يك جمعيت مشابه هستند در همه جا تاييد نمي شود . در يك محيط روستايي كه همبستگي قوي است فرد تلاش مي كند افكار گروه خود را با اعتقاد به اينكه اين ها افكار خود او هستند بيان كند در صورتي كه در محيط شهري هر شخص افكار شخصي خود را بيان مي كند . مقايسه درون ملتي: تفاوت هاي بسياري كه در ساختار دروني كشورها وجود دارد ، امكان مقايسه معنا دار ميان آن ها را فراهم مي آورد . در تمام دنيا، به ويژه در كشورهاي چند فرهنگي و چند زباني مطالعه حقوق توسط مناطق و اقليت ها ، سبب شده تا لزوم تحليل نا برابري ها ، به رسميت شناختن تفاوت ها و تحقق بهتر برابري فرصت ها آشكار شود ، در اين زمينه ، سه مساله مطرح مي شود :     1-   انتخاب واحد مقايسه : i)       مقايسه شهر و روستا  : در كشورهاي صنعتي كمتر ii)    بخش دولتي يا خصوصي آموزش : آموزش مذهبي – آموزش خصوصي غير مذهبي : 1- مشتريان ثروتمند و آموزش با كيفيت بالا 2-كم و بيش از كمك هاي دولتي استفاده مي كنند : مدرسه فقر iii)  قوم يا گروه اجتماعي كه مجموعه اي از ويژگيهاي فرهنگي ، بخصوص زبان را در بر ميگيرد : پژوهش برابري فرصتهاي تربيتي كه توسط كولمن انجام شد . كه در اين پژوهش نابرابري هاي آموزشي كه در مورد اقليتهاي سياهپوست سرخپوست شرقي هاو مكزيكي ها در مقابل اكثريت سفيد پوست اعمال مي شود نام برده شده و تحليل شده است .   2-   اندازه گيري نا برابري ها : واضح است كه اندازه گيري به اطلاعات موجود بستگي دارد . با اين وصف تمامي شاخص ها از اهميت يكساني برخوردار نيستند . نابرابري موجود ميان تعداد كساني كه وارد مدرسه مي شوند نسبت به كساني كه از مدرسه خارج مي شوند كمتر گوياست به خصوص كه در طول دوران تحصيل افت تحصيلي فراوان است خروج از مدرسه نه تنها با تعداد كساني كه دوره را به اتمام مي رسانند ، بلكه با سطح اندوخته ها و توانايي ها محاسبه مي شود . تعداد كساني كه از يك دوره به دوره ديگر منتقل مي شوند ، ميزان مردمي شدن آموزش و پرورش را نشان مي دهد . بالاخره تفاوت در هزينه ها بيان كننده تفاوت در كيفيت آموزش است بنابراين مي توان شاخص هاي زير را بر حسب سن و جنس و نژاد و طبقه اجتماعي محاسبه كرد . 1-   نرخ بيسوادي 2- نرخ پوشش تحصيلي در سطوح مختلف 3- نرخ افت تحصيلي 4- نسبت معلم به دانش آموزان و نسبت معلمان ماهر در هر دوره  5- نرخ موفقيت در امتحانات هر دوره  6- سطح شناخت و توانايي ها در پايان تحصيلات  7- نرخ گذر از دوره اي به دوره ديگر . 8- هزينه هاي آموزشي بر حسب هر دانش آموز . در پژوهش كولمن مقايسه ي نتايج نشان مي دهد كه فاصله اكثر اقليتها و به خصوص سياهپوستان با سفيد پوستان افزايش مي يابد به بيان ديگر مدرسه موفق نشده كاستيهاي اوليه را از بين ببرد . شاخص گوياي ديگر كه بسيار كم از آن استفاده شده است هزينه هاي آموزش واحدي است كه از 73 راند براي يك دانش آموز سياهپوست تا 382 راند براي يك سفيد پوست در نوسان بوده است ( هر راند 4/1 دلار ) اين تفاوت ها از نابرابري در حقوق ماهانه معلمان بر حسب نژاد آن ها حتي وقتي مدرك يكساني دارند ، از تعداد بالاي دانش آموزان آفريقايي نسبت به معلم (60 آفريقايي در برابر 21 سفيد پوست ) و از نابرابري تجهيزات آموزشي ناشي مي شود ، اين عوامل بر كيفيت آموزش تاثير مي گذارد . در هر صورت ، اندازه گيري پراكندگي كميتهاي هر گروه از اهميت زيادي برخوردار است . از اين موارد اغلب از انحراف استاندارد استفاده مي شود . انحراف استاندارد امكان مي دهد تا برابري هاي تحصيلي موجود ميان چند كشور حتي وقتي واحد تحليل يكسان نيست مقايسه شود . 3-   تفسير نابرابري  ها : عوامل گوناگوني كه گاه دامنه ي ملي و گاه يك تاثير ساده محلي دارند نابرابري هاي دروني براي ورود به آموزش و پرورش و كسب موفقيت تحصيلي را توضيح مي دهند . در فرض دوم متغير هايي مورد نظر است كه با اين نا برابري ها در برخي نقاط كشور همبستگي مثبت و در برخي نقاط ديگر همبستگي منفي دارد .  در گزارش كولمن سعي شده است روابط بين تكاليف دانش آموزان و ويژگي هاي مدارسي كه در آن ها تحصيل مي كنند بررسي شود و مشخص شد كه عملكرد تحصيلي اقليتها بيشتر از عملكرد تحصيلي سفيد پوستان به مدارسي كه در آن ها تحصيل مي كنند وابسته است . بنابراين بهبود كيفيت مدارس نتايج مثبتي بر اقليتهاي محرومتر خواهد داشت . كولمن درباره ي مهمترين عوامل تحقيق كرده است . نتيجه اي كه به دست آمده اين است كه كيفيت كار معلمان ، محيط اجتماعي و خواسته هاي والدين نقش مهمتري نسبت به تجهيزات و برنامه هاي تحصيلي ايفا مي كنند . بلاخره بر خورد خود دانش آموزان بيشتر از تمامي ويژگيهاي تحصيلي بر نتايج كار آن ها تاثير مي گذارد . در ساير زمينه ها مي توان با عوامل تاريخي و فرهنگي نابرابري هاي موجود بين اقوام را تفسير كرد . در افريقا ميراث استعمار و پيش استعماري تفاوت هاي مذهبي و رفتارهاي خاص هر اجتماع ، نابرابري ها را بهتر از متغير هاي اجتماعي – اقتصادي توضيح مي دهد . در كشور هاي صنعتي ، مهمترين عامل نابرابري هاي منطقه اي از نوع اقتصادي است .به همين علت اطلس تحصيلي طراحي شد . تا راهنمايي هايي را ارائه دهد تا هر كسي بتواند از آموزشي متناسب با تمايلات و استعداد هاي خود بهره ببرد . در واقع اجراي اين اصلاحيه ثابت مي كند كه ملاحظات اقتصادي بيشترين تاثير را دارند ( مدرسه سازي ) . مقايسه فرا ملتي : نوع سوم مقايسه به واحد هاي بزرگتر از واحد كشور اختصاص دارد . اين مقايسه به ويژه در ميان سازمان هاي بين المللي رواج يافته است . واحد مي تواند از نوع اقتصادي ، سياسي يا فرهنگي باشد . مزيت اين مقايسه در اين است كه جهت هاي مهمي را ارائه مي كند . متداولترين انواع اين مقايسه ها :       1-   مقايسه بين فرهنگي : در اينجا يك فضاي وسيع جغرافيايي با تعداد كم و بيش زيادي از فرهنگ هاي مشابه را در بر ميگيرد نه خرده فرهنگ ها " جو فرهنگي " كه شامل ابعاد مكاني ، زماني ( تاريخي ) و اجتماعي است از اين جهت با "تمدن " اختلاف ندارد زماني كه اين واژه را براي تشخيص مجموعه اي از فرهنگ ها كه داراي ريشه ها و ويژگيهاي مشتركند مانند تمدن عربي- اسلامي ، تمدن شرق دور (چين ، كره ، ژاپن و ويتنام ) ، تمدن آفريقا ، تمدن غرب (اروپا و امريكا ) و غيره به كار مي برند در اين صورت منظور از فرهنگ جامعه اي معين است ، در حاليكه واژه تمدن در يك جو فراملتي كه گستردگي بيشتري در مكان و زمان دارد به كار مي رود . هوين كائوتروي با تكيه بر ريشه شناسي لغات برداشت آموزش و پرورش در خاور دور را با برداشت غربي آن در موازات هم قرار داد . برداشت اول به طور مستمر اخلاق را ارجح مي شمارد و برداشت دوم خصوصيات مختلفي را كه در طول زمان تغيير كرده اند ، در اولويت قرار ميدهد .   2-   كشور هاي توسعه يافته – كشور هاي در حال توسعه : اين تمايز بر اساس درآمد سرانه و صنعتي شدن كشور ها انجام مي گيرد .در اين اصطلاح كشورهاي توسعه يافته عبارتند از : اروپا ، شوروي ، ايالات متحده امريكا ، كانادا ، ژاپن ، اسرائيل ، استراليا ، زلاندنو و آفريقاي جنوبي ، ساير كشور ها " در حال توسعه " ناميده مي شوند . اين مقايسه از جنبه كمي انجام مي گيرد و ديدي كلي از آموزش در جهان ارائه مي شود . آمارهاي يونسكو نشان مي دهد كه از سال 1960 به بعد كشور هاي در حال توسعه به طور متوسط در همه سطوح سريعتر از كشورهاي توسعه يافته پيشرفت كرده اند. با اين وصف يزخ پوشش تحصيلي در اين كشورها بخصوص در سطح آموزش متوسطه و عالي هنوز پايين است .   3-   مناطق بزرگ : مي توان "مناطق " بزرگ را در سطحي محدودتر و در مفهومي كه سازمان ملل به كار مي برد يعني افريقا ، امريكاي لاتين ، امريكاي شمالي ، كشورهاي عرب ، آسيا و اروپا با يكديگر مقايسه كرد . روشن است كه اين "مناطق " مناطقي نا همگنند در هر يك از آن ها از نظر آموزش و پرورش كشورهاي كوچك و بزرگ با جمعيت ، منابع و توسعه نا برابر وجود دارد با اين حال ، اين مناطق ويژگيهاي مشتركي دارند كه آن ها را از ساير مناطق جدا مي كند . در ميان اين ويژگي ها ميتوان به تاريخ ملي كم و بيش ديرينه ، ميراث فرهنگي خاص و استفاده يا عدم استفاده از زبان هاي خارجي به عنوان زبان آموزشي از جمله انگليسي و فرانسه در افريقا اشاره كرد .         4-   كشورهاي سرمايه داري  - كشور هاي سوسياليستي : آخرين نوع مقايسه ، در مورد كشورهايي انجام مي گيرد كه داراي نظام هاي اجتماعي اقتصادي متفاوتي هستند . هر چند كه مسائل كشورهاي صنعتي اغلب شبيه به هم است ولي مساله مالكيت دولتي يا خصوصي ابزار توليد ، همواره بر شيوه هاي تصميم گيري حل مسائل تاثير مي گذارد .                           فصل سوم طبيعت  مقايسه                   تحقيقات بر حسب اهداف و پيچيدگي آن ها : توصيف                 طبقه بندي توضيح ارزشيابي توصيف : -        ميتواند به تنهايي يك غايت باشد هزينه هاي آموزش در دو كشور يا حتي نگرش جوانان  به آينده ي شغلي آن ها مي تواند مقايسه شود . -        مي تواند اولين مرحله يك تحقيق با هدف توضيح باشد براي مثال چرا هزينه هاي يك كشور بالاتر از كشور ديگري است در حاليكه هر دو درآمد سرانه يكساني دارند . -        مي تواند كمي باشد در اين صورت شاخص هاي آماري با يكديگر مقايسه مي شوند. -        مي تواند كيفي باشد كه در نتيجه غايت هاي دو نظام آموزشي با هم مقايسه مي شوند . -        مي تواند در عين حال كمي و كيفي باشد . اگر چه هر توصيفي طبق تعريف ، به امور ملموس مي پردازد . ولي براي اينكه ساختگي نباشد لازم است از برخي قواعد روش شناختي پيروي مي كند . ما سه قاعده را در اين در اين مورد پيشنهاد مي كنيم كه در عين حال سه مرحله تحقيق را تشكيل مي دهند .   1-   شناسايي يك پديده 2-   تجزيه و تحليل جنبه هاي مختلف آن 3-   ارتباط دادن آن با كل جامعه   1-             شناسايي يك پديده : توصيف بايد بر مبناي يك فرضيه يا حداقل بر پايه نوعي مفهوم سازي كه وقايع را مرتب مي كند و به آن ها معنا مي دهد ، انجام گيرد به عنوان مثال براي مقايسه ي امور مالي آموزش دو كشور ، بايد مفهوم مخارج ، هزينه و منبع تامين هزينه را از يكديگر تشخيص داد . خلاصه ، اولين مرحله يك توصيف ، شناسايي يك پديده است ، يعني سناشايي مفهوم يا تصور و در صورت لزوم تمايز آن ها از مفاهيم يا تصوراتي كه مقارن آن ها هستند .   2-           تجزيه تحليل اجزاي يك پديده : دومين مرحله توصيف ، تجزيه و تحليل اجزاي يك پديده و ابعاد مختلف آن است . در مثال قبل ، مخارج از ابعاد مختلف بررسي شود . الف)بر حسب نوع : سرمايه گذاري (غير قابل برگشت مثل خريد زمين و تجهيزات ) و كاركرد ، مخارج كاركنان مواد مستهلك شونده و نگهداري آن ها. ب) بر حسب بخش خصوصي ( ميان خانواده ها ، بنگاه ها و موسسات خصوصي و تقسيم مي شوند) دولتي بر حسب كشور و مناطق و جمعيتهاي محلي توزيع مي شود . ج) بر حسب سطح و نوع آموزش : پيش دبستاني ، دبستاني ، راهنمايي ، متوسطه و عالي . د) بر حسب منابع و هزينه ها : دروني و خارجي ، نوع آن ها ( ماليات وام و ...........) عاملي كه هزينه را مي پردازد .   3-          برقراري ارتباط با كل جامعه : اين مرحله نيز از اهميت خاصي برخوردار است ، زيرا در نهايت به تفسير و توضيح منتهي مي شود. در ادامه مثال قبل ، مخارج آموزش را با جمع منابع مالي (بودجه ملي ) اقتصادي ( توليد ناخالص ملي يا توليد خالص ملي ، پولي و كلي ) و جمعيتي (جمعيت كل ، افراد آن بر حسب گروههاي سني و جمعيت فعال ) مرتبط مي سازيم . بدين ترتيب از اين مخارج در زمينه گسترده تري كه دليل آن را توجيح كند استفاده خواهد شد . مقايسه بين المللي ، اهميت يا ضعف نسبي اين مخارج را مدنظر قرار دادن سطح كلي اقتصادي ، نمايان خواهد كرد .       در ارتباط با روانشناسي بين فرهنگي مثالي مي زنيم . كودكان افريقايي ، تا 18-20 ماهگي ، رشد رواني – حركتي سريعي نسبت به كودكان اروپايي دارند ، سپس در هنگام از شير گرفتن افت ناگهاني صورت مي گيرد اين تفاوت هاي تكويني را چگونه مي توان تفسير كرد ؟ اين تفاوت ها به عوامل نژادي بستگي ندارد بلكه با عوامل فرهنگي مرتبطند ما در هنگام بارداري از تغذيه مقوي ، پروتئين و چربي استفاده مي كند و كودك را هر موقع كه بخواهد شير مي دهد  ، هنگامي كه كودك مي ترسد ، مادر او را در آغوش مي گيرد و او را با خود نگه مي دارد بدين ترتيب كودك نه تنها دچار سرخوردگي نمي شود بلكه تنشهاي او نيز كاهش مي يابد . از شير گرفتن كه اغلب با خشونت همراه است اين دنياي موزون را در هم مي شكند به عقيده يك نويسنده قوم گرا " اين پديده اولين گام در جهت اطاعت و فرمانبرداري محتوم از تمامي اشكال تحميلي زندگي قبيله اي است ." از ديد افريقائيان ، اين عمل بر عكس عملي اصولي براي جامعه پذيري است ، محروميت سبب مي شود كه كودك از وابستگي و وظايف خود نه در برابر يك شخص (همچون مادرش ، همانند يك كودك اروپايي ) بلكه از آن چه آن شخص تامين مي كند ، يعني دنياي امنيت بخش گروه، آگاهي يابد اين عمل سبب مي شود كه هنجارهاي تربيتي گروه در وجود او نفوذ كند .     طبقه بندي طبقه بندي باعث تسهيل تحليل يك واقعيت پيچيده مي شود طبقه بندي به يك يا چند مفهوم كه امكان تمايز و تعميم را فراهم مي آورند اطلاق مي شود . تنها براي يك موضوع ، برحسب هدف تحقيق و معيار به كار رفته چندين طبقه بندي ممكن است وجود داشته باشد . اين طبقه بندي ها مي توانند با موقعيتها يا با تحولات در ارتباط باشند و به شاخص هاي كيفي و كمي متكي باشند . در آموزش و پرورش تطبيقي نخست طبقه بندي نظام ها بر حسب معيار هاي روان شناختي اوليه انجام گرفته است . با توسعه برنامه ريزي و همكاري بين المللي ، سعي شده تا كشور ها را بر حسب معيارهاي آماري طبقه بندي كنند. اين طبقه بندي ممكن است دقيقتر باشد ولي تمامي عناصر را در بر نمي گيرد وقتي كه طبقه بندي بر اساس شاخص هاي كمي صورت بگيرد ، كار آسان مي شود چون در اين صورت فنون آماري و رياضي به كار مي روند . به همين علت مطالعات بين المللي زيادي ، كشورها را بر حسب نرخ پوشش تحصيلي آن ها در سطوح مختلف آموزش در يك زمان مشخص ، يا بر حسب نرخ افزايش جمعيت تحصيلي در يك زمان معين طبقه بندي كرده اند . هنگامي كه به معيارهاي كيفي طبقه بندي مي پردازيم ديگر نمي توانيم از قواعد عيني آماري (حداقل به صورت صوري ) استفاده كنيم .    بدين منظور لازم است مقوله ها يا انواعي ساخته شوند ولي تقريبا به همان اندازه ي معيارهاي ممكن تمايز ، مقوله يا نوع وجود دارد معيارهايي كه تعريف آن ها كم و بيش آسان است . بنابراين لازم است كه معناي اين دو واژه دقيقاً مشخص شود، ما اين كار را با ذكر مثال هايي انجام خواهيم داد . نظام هاي آموزشي را ميتوان بر حسب انتخابي بودن ، بازده دروني و ميزان ارتباط آن ها با محيط اقتصادي و غيره طبقه بندي كرد در اين صورت با مقوله ها مواجه هستيم نه با انواع .مقوله به يك مفهوم يا يك واژه انتخابي بودن (بالا ، متوسط و ضعيف ) هنگامي كه تعريف دقيقي از معيار ارائه نشود ، با انواع بي تناسبيها مواجه خواهيم بود . نوع شناسي : مفهوم نوع از مفهوم مقوله پيچيده تر است . در حالي كه مقوله به يك مفهوم اطلاق و از ابتدا به صورت انتزاعي نمايان مي شود ، نوع مسيري واژگونه مي پيمايد . تفاوت بين مفهوم و نوع در اين است كه مفهوم ويژگيهايي را در بر مي گيرد كه عمومي تر است ، در حالي كه نوع وجوه خاص را شامل مي شود . مفهوم عمومي و نوع خصوصي مي كند. بدين جهت نوع شناسي گامي است به سوي توضيح و نظريه ، در حاليكه طبقه بندي فقط توصيفي است . شكل ارائه انواع ، به اين علت است كه اين ارائه نه تنها به فهم ويژگيهاي اساسي ، بلكه به شناخت هاي اصولي نياز دارد . كه بدون آن ها در سطح ظاهر پديده ها متوقف خواهد شد . يك واقعيت ، بر حسب هدفي كه دنبال مي شود ، ممكن است شامل جند نوع باشد يا بر عكس ، به عنوان يك مجموعه در برابر واقعيتي ديگر قرار گيرد . ملاحظه مي شود كه امكان دارد حركت از نوع به مقوله يا به عكس صورت پذيرد . بدين ترتيب آموزش و پرورش "سنتي " از تعليم و تربيت " جديد " متمايز مي شود ، ولي هر يك از آن ها نيز چندين نوع قابل تشخيص است انوع تعليم و تربيت سنتي : الف ) تعليم و تربيت ابتدايي نهاد تخصصي براي آموزش وجود ندارد و تعليم و تربيت از طريق شركت در زندگي گروهي و تقليد از بزرگسالان انجام مي گيرد . ب) تعليم وتربيت " مذهبي باستاني " كه در آن توارث ، كاركرد هاي اجتماعي ، تعليم و تربيت و جايگاه هر كسي را مشخص مي كند . تربيت عملي و حرفه اي براي تمام آحاد مردم يا طبقه پايين وجود دارد و تعليم وتربيت سطح بالا مخصوص كشيشان است كه در راس سلسله مراتب قرار دارند. ج) تعليم و تربيت " كنفوسيوسي" كه با دو ويژگي جدايي از مذهب و ارثي نبودن شغلها از نوع قبلي متمايز مي شود .       انواع نظام هاي سرمايه داري : نوع انتخابي: اين نوع مذاكره كشورهاي جهان سوم كه آموزش متوسطه و عالي در آن ها به يك اقليت اختصاص دارد دريافت مي شود . نوع نيمه انتخابي : اين نوع در بسياري از كشور ها اروپايي و چند كشور جهان سوم كه در آن ها آموزش عالي به جذب جوانان طبقات مردمي همت گماشته است ولي فرصت ورود آنها نسبت به فرصت ورود جوانان طبقات و كمتر است به چشم مي خورد . نوع بازده در كشورهاي اسكانيناوي در اين كشورها، فرصتهاي نسبي جوانان عبارتند از 1 به 2 در امريكا و انگلستان 1 به 3 و در يونان 1 به 7 در فنلاند و نروژ نظام سوسياليستي نتوانسته براي خود انواع گوناگون ايجاد كند تا مدتها شوروي تنها الگو سپس چين تلاش كرد نوع ديگري ارائه دهد .   ارزشيابي : تعريف : براي ارائه تعريفي جامعتر ، تعريف زير را بر مبناي ريشه شناسي واژه خواهيم پذيرفت : ارزشيابي كردن به معناي اخص كلمه "برآورد ارزش" است . ارزشيابي فرايندي است كه طي آن با استفاده از يك يا چند معيار درباره ي ارزش يك شي قضاوت مي شود ارزشيابي بيشتر يك فرايند است تا يك عمل ، يك فرايند مداوم كه روش ها و فنون و مراحل مختلفي را در بر مي گيرد . "ارزش " و " معيار " واژه هايي مبهمند . با بررسي ابعاد مختلف مفهوم ارزشيابي به مطالعه دقيق آن مي پردازيم .   انواع ارزشيابي : 1-   بر اساس موضوع ارزشيابي : -        ارزشيابي فرد : همان ارزشيابي متعارف -        ارزشيابي كلان : ارزيابي مجموع يك نظام آموزشي و روابط آن با محيط 2-   بر اساس نوع ارزشيابي : -        ارزشيابي كمي : نمره -        ارزشيابي كيفي : براي مواردي كه ارزشيابي كمي ممكن نيست . 3-    بر اساس نظر -        ارزشيابي آموزشي (همان ارزشيابي كمي و كيفي ) نوعي كنترل كارايي دروني آموزش است . -        ارزشيابي اجتماعي : مسئله مردمي كردن آموزش و پرورش آيا درب مدرسه به طور عادلانه به روي تمامي طبقات اجتماعي باز است. -        ارزشيابي فرهنگي : مدرسه چه فرهنگي را انتقال مي دهد ؟ سهم فرهنگ ملي و فرهنگ بين المللي چقدر است ؟ 4-   بر اساس شكل : -        ارزشيابي نهايي : در پايان فرايند تعليم و تربيت -        ارزشيابي تكويني : در طول فرايند يادگيري يا اجراي برنامه انجام مي گيرد . 5-   بر اساس روش : -        ارزشيابي هنجاري : مقايسه بازده كار يك دانش آموز با بازده دانش آموزان ديگري كه به يك كلاس مدرسه يا اجتماع ملي متعلق دارند . -        ارزشيابي معياري : به طور مستقيم بازده كار هر دانش آموز را نسبت به اهدافي كه تعيين شده است بدون رجوع به دانش آموزان ديگر ارزيابي مي كند ارزشيابي هنجاري گزينش را هدف قرار ميدهد ، در حاليكه ارزشيابي معياري تلاش دارد اكثر افراد مورد آزمايش به بيشترين اهداف دست يابند . 6-    بر اساس عامل : -        ارزشيابي دروني : توسط معلم كه دانش آموزان خود را در كلاس ارزشيابي مي كنند . -        ارزشيابي بروني : اشخاصي خارج از فرايند تربيتي ارزشيابي را انجام مي دهند .         توضيح : تا مدت ها تفكر علمي بر نظريه عليت خطي متمركز شده بود .بر اساس اين نظريه علل يكسان ، معلولهاي يكساني به وجود مي آورند اين نظريه به خصوص در علوم ااجتماعي ديگر جايي ندارد . اين تفكر مكان و زمان را در نظر نمي گيرد . اينكه عمل يكسان هميشه و در همه جا معلول هاي يكساني ايجاد مي كنند صحت ندارد كافي است به نتايج نا همگون نظام هاي آموزشي كه از كشورهاي صنعتي به كشورهاي جهان سوم انتقال داده شده توجه كنيم . دوركيم دونوع توضيح را قبول داشت و آنها را مكمل يكديگر مي دانست ولي به عقيده او جستجوي علت ها مهمتر از جستجوي كاركرد ها بود زيرا كاركرد ها از علل ناشي مي شوند او مي نويسد : موقعي كه در صدد توضيح يك پديده ي اجتماعي هستيم بايد به طور جداگانه علت اصلي اي كه آن پديده را به وجود مي آورد و كاركردي كه آن پديده دارد جستجو كنيم . اشكال توضيح: توضيح به دو نوع تقسيم مي شود تاريخي و غير تاريخي توضيح تاريخي در صدد يافتن ريشه ي شباهت ها يا تفاوت هايي است كه مشاهده شده اند چه كسي منكر خواهد شد كه نظام هاي آموزشي در آفريقا از استعمار اروپايي به ارث مانده يا تحول نظام هاي آموزشي امريكاي لاتين از جايگزيني قدرت سلطه جوي آمريكاي شمالي به جاي قدرت سلطه جوي اروپا تاثير پذيرفته باشد . برخي از تفاوت ها نيز با دلايل تاريخي توضيح داده مي شود . براي مثال نا برابري پوشش تحصيلي در اين دو قاره تا اندازه اي از فاصله زماني نفوذ اروپا كه جهت آن عموماً از سوي ساحل به درون قاره ها بوده است ناشي مي شود . توضيح تاريخي كامل ، توضيح غير تاريخي را تغيير  داده يا توضيح مي كند . شكل دوم توضيح يعني توضيح غير تاريخي ، به جاي توجه به ريشه هايي كه ممكن است بسيار قديمي باشند به عوامل تعيين كننده فعلي يك پديده توجه دارد اين عوامل مي تواند عيني يا ذهني باشند براي توضيح غير تاريخي چندين رويكرد وجود دارد . 1-   كاركرد گرايي : كه در آن دوركيم جامعه را يك كل همگن مي داند نه مجموعه اي از طبقات و گروه هاي اجتماعي در حال مبارزه . 2-   ساختار گرايي : شامل چهار گروه نسبتا ثابت است نقشها (پدر ، استاد و......) كه فعاليتهاي افراد را تبيين مي كند . جمعيت ها (خانواده ، دانشگاه و........) هنجار ها و ارزش ها 3-   نگرش نظام گرا : در بخش دوم بررسي مي شود .       فصل چهارم ايستايي و پويايي هر يك از رشته هاي علوم اجتماعي موقعيت ها را در يك زمان معين يا تغييرات كمي و كيفي را در طول يك دوره مطالعه مي كنند. تجزيه و تحليل يك پديده نمي تواند اين دو ديدگاه را از هم جدا سازد. شكل ، ساختار و كاركرد يك پديده، اغلب از طريق تكوين آن توضيح داده مي شود . همچنين اين موارد مي توانند رشد پديده هايي مشابه در آينده را از پيش ترسيم كنند . ماركس براي روشن كردن نظريه هاي خود رويدادها و مثال هاي اصلي را از انگلستان گرفته است،‌زيرا اين كشور كه در توسعه يافته ترين كشور از لحاظ صنعتي است ، تصوير صنعتي آينده كشور هايي است كه در زمينه قوانين توليد سرمايه داري آن را الگو قرار مي دهند . روشي كه ماركس بكار مي برد ،‌در وهله اول شامل مطالعه وضع موجود و سپس جريان توسعه آن است . به بيان ديگر ،‌اين روش ايستايي اي را در بر مي گيرد كه نوعي پويايي به دنبال دارد سوسور در يك حيطه و جريان فكري ديگر ،‌ بين همزماني و ناهمزماني تمايز قائل مي شود . او درباره تحقيق مي نويسد تحقيق بايد دو محور را در نظر بگيرد :‌ 1- محور همبرديها مه به روابط بين چيزهاي موجود مربوط است و در نتيجه هر نوع دخالت زمان از آن كنار گذاشته مي شود . 2- محور پياپي بودنها كه در اين محور هرگز نمي توان چيزي را بيش از يك بار در نظر گرفت ، ولي همه چيز هايي كه در محور اول وجود دارند با تغييراتي كه در آن قرار مي گيرند . در ديدگاه ناهمزماني ، سوسور بر مطالعه زمان به عنوان نظام تأكيد مي كند ، به بياني زبان را نه به عنوان عناصر زبان شناختي مجزا از هم بلكه از لحاظ روابط مشترك آنها با يكديگر در نظر مي گيرد . همچنين او در ديدگاه همزماني مطالعه مجموعه ( نظام واژه شناسي ،‌ آوايي و غيره ) را جانشين مطالعه ناهمزمان همان عناصر ( واكه ،‌ واژه و زمان ) مي كند . اين روش موجب تجديد حيات زبان شناسي و پيشرفت خارق العاده آن و علوم ديگري كه از آن تأثير پذيرفته اند شده است . بنابراين تحليل همزمان و تحليل غير همزمان نه تنها مغايرتي با هم ندارند ، بلكه مكمل يكديگرند. نظامهاي تربيتي ايستايي مي تواند به يك دوره طولاني كه در آن نظام ها و يژگيهاي نسبتاً ثابتي از خود بروز مي دهند ،‌ مربوط باشد،‌ يعني دوره اي كه ثبات بر تغيير پيش گرفته است ولي وقوع تغيير محتمل است . ازطرفي دوره بررسي ، ‌لزوماً مدت زمان مشخصي نيست. به عقيده بودلو و استابلت مدرسه خود به چند دوره تقسيم مي شود. دوره طولاني متوسطه كه به دانشگاه منتهي مي شود ،‌ دوره كوتاه عمومي يا فني كه اولي بر فرزندان بورژوا و دومي بر فرزندان كارگران اختصاص دارد. ( طبقه بورژوا طبقه خاصي ازجامعه ) در واقع آموزش و پرورش تطبيقي نشان مي دهد كه دوره ها تنها يكي از ابزار تبعيض در مدرسه اند . حتي يك مدرسه واحد بودن آن كه به دوره تقسيم شود ،‌ مي تواند به كمك مكانيسم هاي ديگر اين نقش را بازي كند ،‌ تجربه انگلستان و آمريكا شاهدي بر اين مدعاست.     تأثير جامعه بر آموزش و پرورش معمولاً گفته مي شود آموزش و پرورش به بازار توليد اجتماعي كمك مي كند. اين آگاهي ( آگاهي مجدد ) به وجود مي آيد كه بر خلاف آنچه انسان گراي آرماني مطرح مي كند. آموزش و پرورش به خودي خود و براي خود وجود ندارد ،‌ بلكه جزء لاينفك نظام اجتماعي است و خصوصيات آن را منعكس مي كند. آلتوسر نظريه « دستگاه ايدئولوژيك حكومت » را كه امروز اشاعه فراواني يافته ارائه كرده است. او در دستگاه حكومت دو اصل را ارائه مي دهد:‌ دستگاه سركوبگر كه با خشونت عمل مي كند. (دادگستري،‌ ارتش،‌ پليس) و دستگاه ايدئولوژيك كه با ايدئولوژي عمل مي كند     ( مدرسه،‌ خانواده،‌ اطلاعات،‌ فرهنگ و... ). دستگاه ايدئولوژيك،‌ نهادهاي ساده اي نيستند،‌ بلكه دستگاه هاي حكومت اند، زيرا « آْنچه به كثرت آنها وحدت مي بخشد كاركرد آنهاست و به همين دليل ايدئولوژي آنها با وجود گوناگوني و تصاد هايي كه دارد تحت ايدئولوژي حاكم قرار دارد وهميشه واحد است ». در نتيجه آلتوسر تمايز بين دولتي و خصوصي بودن را مهم نمي داند و آن را كنار مي گذارد. به عقيده آلتوسر دستگاه ائدئولوژيك حكومت،‌ روابط توليد سرمايه داري را باز مي كند: «روابط توليد در يك تشكل اجتماعي سرمايه داري، يعني روابط استثمار شده با استثمارگر از طريق يادگيري چند مهارت كه با القاء گسترده ايدئولوژي طبقه حاكم همراه است باز توليد مي شود .» باز توليد روابط توليد ،‌ تا حدود زيادي از طريق دو ساختار هاي حقوقي ،‌ سياسي و ايدئولوژيكي انجام مي گيرد. مدرسه به جاي كليسا به دستگاه ايدئولوژيك حكومت تبديل شده است . كليسايي كه تا قرن هجدهم اين كار را انجام مي دهد. مفهوم دستگاه ايدئولوژيك حكومت از مفاهيم مسئله ساز است. البته آلتوسر خود را در چهار چوب جامعه سرمايه داري كه در آن طبقه حاكم،‌ طبقه بورژوا و ايدئولوژي حاكم، ‌ايدئولوژي آن طبقه است،‌ قرار مي دهد. در آموزش اطلاعات و فرهنگ بخشي غير دولتي وجود دارد كه مخالفت سياسي نسبتاً شديدي با ايدئولوژي حاكم دارد. در برخي از كشور هاي جهان سوم كه جامعه مدني در آنها دقيقاًٌ تقسيم شده است و دولت آموزش را به عهده گروه هاي خصوصي گذاشته است،‌ دستگاه هاي ايدئولوژيك حكومت وجود ندارند . لبنان از آن جمله است،‌ دراين كشور هر گروه مذهبي (مسيحي و مسلمان) مدارس خاصي دارد كه ايدئولوژي آن گروه را اشاعه مي دهد . در اين جا مي توان سه بعد اقتصادي اجتماعي و فرهنگي كه ايدئولوژي جزء آن است را مشخص كرد :‌ 1-    اقتصاد و آموزش و پرورش : هر نظام آموزشي، ‌به طور صريح يا ضمني، ‌به اين پرسش پاسخ مي دهد كه « چه انساني را بايد براي كدام جامعه تربيت كرد ؟ » اين پرسشي بنيادي است و به طور مستقيم از ماهيت نظام توليدي حاكم و سرمايه داري يا سوسياليستي ناشي مي شود . 2-    ساختار اجتماعي آموزش و پرورش :‌ هر نظام توليدي ساختار اجتماعي خاصي دارد ،‌ حتي اگر اين را هرگز به طور كامل با هم انطباق نيابند ، ‌ساختار اجتماعي از طبقات و گروه هاي اجتماعي ، حرفه اي ،‌ نژادي ،‌ مذهبي و زباني تشكيل مي شود. اين عوامل نه تنها از طريق منافع اقتصادي ،‌ بلكه ازطريق منافع سياسي و ايدئولوژيك كه اغلب متضاد و گاه مشترك اند تعيين مي شوند . 3-    فرهنگ آموزش و پرورش : هنگامي كه نظام توليدي و ساختار اجتماعي يكي باشد، ‌اين سنت هاي تاريخي و فرهنگي اند كه نظام هاي آموزشي را بيش از پيش از هم متفاوت مي سازند. در اين رابطه ميتوان از « عقل گرايي » فرانسوي ها و « عمل گرايي » انگليسي ها سخن گفت. در اينجا فرهنگ در مفهوم مجموع افكار و ارزش ها ،‌ هنجار ها و الگوهايي كه يك جامعه را اداره مي كند ، در نظر گرفته شده است . تأثير آموزش وپرورش بر جامعه : تاكنون بيشترين تأكيد نقش « باز توليد اجتماعي » آموزش و پرورش اختصاص داشته و به اين ترتيب به نقش آموزش و پرورش در رشد قابليت هاي ذهني توجه كمتري شده است ، ‌قابليت هايي كه نه تنها امكان شناخت هاي جديد ،‌ بلكه انتقاد از جامعه را نيز فراهم مي آورد. 1- تربيت علمي و ايجاد شناخت : علم به يك نيروي توليدي مبدل شده است. آموزش بايد از همان سنين اوليه فكر را پرورش دهد و اين كار را نه تنها با ارائه شناخت هاي علمي  بلكه با استفاده از روش هاي علمي موجود در مشاهده، استدلال، آزمايش و كاربرد آنها در زندگي انجام مي دهد . 2- انتقاد اجتماعي : سال 1968 سال شدت يافتن اعتراض دانشجويان در جهان بود . اين اعتراض ، در واقع درسال 1964 از دانشگاه بر كلي آغاز و سپس به ژاپن ، آلمان فدرال و در نهايت به ايتاليا و فرانسه كشيده شد . 3-مبارزه ضد امپراليستي : اعتراض دانشجويي نه تنها تضادهاي دروني رژيم هاي سياسي بلكه تجاوزهاي خارجي آنها را نيز آماج حمله قرار مي دهند . دانشجويان و روشنفكران هميشه در صفوف اول حركتهاي آزادي بخش ملي در آمريكاي لاتين ،‌ آسيا و آفريقا قرار داشتند ، ‌و اين در حالي است كه نظامهاي آموزشي حكومت هايي پرورش داده است كه بر ضدشان مبارزه مي كنند. تغييرات تربيتي : تغيير به معناي تفاوت هايي است كه در يك موقعيت معين بين زمان اوليه  زمان بعدي  وجود دارد. تغيير مي تواند مثبت يا منفي باشد. همچنين در اين معني درباره انگيزه آن ، ‌يعني اين كه آيا عمومي است يا نه و درباره موقعيت آن در زمان  نسيت به زمان اوليه  چيزي گفته نمي شود . ( تغيير در  ممكن است بازگشت به موقعيت  باشد.) هر نظام تربيتي ارتباطي تنگاتنگ با نظام سياسي دارد. نظام آموزشي به صورتي بنيادي تغيير نمي كند مگر اينكه نظام سياسي تغيير كند . تنها زماني كه نظم جديد مستحكم شد،‌ شاهد تغيير در نظام آموزشي خواهيم بود. تغييرات نظام :‌ تغييرات نظام زماني پديد مي آيد كه يك انقلاب به وقوع پيوسته باشد . واژه انقلاب دقيقاً به معناي سرنگوني يك طبقه اجتماعي به دست طبقه اي ديگر است. تغييرات درنظام :‌ يك نظام آموزشي همواره در تحول است . تغييرات آن در يك كشور نسبت به كشور ديگر و در يك دوره نسبت دوره اي ديگر كم و بيش مهم است . اين تغييرات را مي توان از چند جنبه بررسي كرد :‌ 1-    عوامل تغيير :‌ عوامل تغيير بسيار متفاوت و فراوانند. اين عوامل به صورت مستقيم يا غير مستقيم اثر مي گذارند ، ‌ولي بالقوه اند . تغييرات به صورت خودكار به وجود نمي آيند . اين عوامل عبارتند از :‌ رشد جمعيت ،‌ خواسته هاي مردم از بعد سياسي ،‌ رشد اقتصادي ،‌ پيشرفت علمي و فني 2-    انواع تغيير : تغييرات را مي توان از زواياي مختلف طبقه بندي كرد :  الف :‌ تفاوت به جنبه عمدي يا غير عمدي بودن تغيير،‌  ب :‌ تمايز ميان تغييرات كمي و كيفي،‌  ج : مهم ترين نوآوري ها و اطلاعات ار نوع كيفي اند و از اين جهات بررسي مي شوند. غايت ها،‌ اهداف و مقاصد ،‌ سازماندهي و مديريت ساختارها ،‌ محتوا و روشها ،‌ رابطه آموزشي 3-    فرآيند نوآوري :‌ اكنون بررسي هاي خود را بر تغييرات عمدي يعني نوآوري ها و اصلاحات متمركز مي كنيم و مي خواهيم ببينيم كه اين تغييرات چگونه پديد مي آيند و در نظام هاي تربيتي گسترش مي يابند . هالوك (1971) بر اساس تجربه اي كه در آمريكا به دست آمد. در فرايند تغيير سه الگو معرفي مي كند : الگوي تحقيق و توسعه ، نوآوري را ادامه ي منطقي فعاليت ها ، از گفته تا عمل مي داند . اين الگو به طرح ريزي تغيير در مقياس وسيع و وجود نهاد هاي بزرگ تحقيقاتي نياز دارند . همچنين اين الگو منفعل بودن « مصرف كننده » در برابر « كارشناسان » ايجاب مي كند . الگوي تعامل اجتماعي و روابط ميان اشخاص به عنوان مهم ترين شكل نوآوري تاكيد دارد . فرد از سود نوآوري آگاهي مي يابد . پس تلاش مي كند آن را بپذيرد يا رد كند. الگوي حل مساله فرد استفاده كننده مبنا قرار مي دهد ، استفاده كننده كه نيازي را احساس مي كند و حتي وقتي اطلاعاتي را از بيرون مي طلبد مي خواهد ابتكار تغييرات را به دست گيرد. بن  و چين (1961) نيز براي نوآوري سه شيوه ارائه مي كند : 1-   رويكرد تجربي – عقلاني كه به الگوي تحقيق و توسعه هاولوك شبيه است . اين رويكرد بر اين تفكر استوار است كه استفاده كننده از نوآوري استفاده مي كنند كه به او ثابت شود استفاده از آن موجه و سودمند است . توجيه نوآوري از تحقيق علمي سرچشمه مي گيرد . 2-   رويكرد هنجاري – باز آموزي كه مشابه الگوي حل مساله است و فرض مي كند فرد استفاده كننده فعال است و به كمك يك عمل روان درماني براي تغيير ارزش ها و رفتار هاي خود دست به اعمال تغيير مي زند . 3-   رويكرد اجباري از دستگاه سياسي اداري براي انجام تغيير استفاده مي كند ولي براي اينكه نوآوري صورت پذيرد، لازم است تغييراتي در سطوح زير داده شود : در سطح فردي، در شناخت ها، قابليت ها، برخوردها و ارزش ها و در سطح اجتماعي در هنجارها نقش ها و روابط ميان اشخاص. هر فرايند نوآوري داراي سه مرحله است كه در همه جا ولي به شكل هاي گوناگون و كم وبيش پيچيده مشاهده مي شود : الف- پذيرفتن نياز به تغيير ، يعني شناسايي يك مساله ب - جستجوي راه ها و ابزاري براي پاسخ گويي به آن ج – تبديل افكار  به اعمال در نهاد ها و آداب اشكال مختلف اين مراحل به منشا نوآوري بستگي دارد : الف – يك اقتدار سياسي ملي يا منطقه اي ب - نهاد تحقيقي آموزشي     ج – يك فرد يا يك گروه از افراد د – يك سازمان بين المللي توضيحات الف – اقتدار سياسي هميشه نقش مهمي ايفا مي كند زيرا جز نوآوري هايي منزوي افرادي مانند سامرهيل ، اين اقتدار سياسي است كه حتي زماني منبع فكري يك اصلاح يا يك نوآوري يك سازمان تحقيقي يا يك منبع خارجي باشد درباره ي اجراي آن تصميم مي گيرد . ب – نهاد هاي تحقيقاتي يا از دستورات حكومت سياسي پيروي مي كند يا داراي استقلال كامل اند مانند آر. بي. اس در آمريكا ، شوراي مدارس در انگلستان و انستيتو اونتاريو براي مطالعه در زمينه ي آموزش در كانادا    ج – علاوه بر نهاد ، فرد يا گروهي از افراد نيز مي توانند سر منشأ نوآوري هاي مهم باشند . در علم آموزش كودكان در غرب پستالوزي ‌، ماريا مونتسوري ، دكرولي، ديوي وفرينه نام هايي شناخته شده اند . د- اگرچه در جهان سوم نوآوري از اهميت فراواني برخوردار است (در جهان سومي كه اغلب نظام هاي آموزشي آن از دوران استمثار به و با محيط و نيازهاي مردم ناسازگار است ) ولي مديون ابتكار افراد يا نهاد هاي تحقيقاتي نيست بلكه از سازمانهاي بين المللي از جمله سازمان ملل ،‌ يونسكو‌،‌ بانك جهاني ،‌ دفتر بين الملل كار و يونيسف تأثير مي پذيرد ،‌ به خصوص در كشورهايي كه از لحاظ نيروي انساني و مالي بسيار فقيرند ،‌ يكي از اهداف اين سازمان ها كمك به آموزش است . 4- موانع تغيير :‌ درباره اين موانع منابع و مأخذ فراواني وجود دارد . متأسفانه اين منابع هميشه علمي نيستند ،‌ روانشناسي گري يكي از نقايص اين منابع است . روانشناسي درصدد كشف محرك هاي مقاومت در مقابل تغيير در شخصيت افراد يا « سبكهاي شناختي » آنهاست . بي آنكه اين محرك ها در ساختارهاي نهادي قرار داده شوند. در نتيجه از « مقاومتهاي روان شناختي » معلمان در برابر نوآوري صحبت به ميان مي آيد. حال به تحليل موانع موجود در برابر تغيير را كه يا از خود مظام آموزشي سرچشمه مي گيرند و يا از محيط آن و هر دو متقابلاً بر يكديگر تأثير مي گذارند،‌ مي پردازيم :‌ الف – موانع خاص نظام آموزشي : اگر نظام آموزشي را با صنعت گسترده تري مقايسه كنيم ، ملاحظه مي كنيم كه علت وجود اين موانع ،‌ چندگانگي اهداف نظام آموزشي ، سازمان ديوان سالاري آن و دشواري نتايج سنجش آن است . به همين دليل نوآوري به ندرت از درون سرچشمه مي گيرد و « مقاومت هاي روان شناختي » احتمالي معلمان را نيز بايد در اين چارچوب جاي داد. ب – موانع خارجي از نظام آموزشي مختلف اند و برحسب مورد به صورت هاي متفاوت عمل مي كنند. عوامل سياسي در جايگاه نخست قرار دارند. نوآوري ممكن است با مخالفت گروه هاي اجتماعي صاحب نفوذ مواجه شود . موانع اقتصادي و مالي به خصوص در كشور هاي فقير اهميت فراوان دارد . بالاخره مي توان،‌ ستيزه هاي فرهنگي را مطرح ساخت . برخي از نو آوري هايي كه از غرب اقتباس شده است،‌ بر جنبه فردي تأكيد دارد ، در حالي كه محيط آفريقايي يا آسيايي با هنجارهاي سنتي از قبيل اطاعت از جمع و احترام به بزرگتر ها اداره مي شود . با توجه به اين موانع نوآوري ،‌ يك پرسش مطرح مي شود و آن اينكه « بهترين راه براي اجراي نوآوري چيست ؟ » ‌ هاولوك و هوبرمن (1977) پژ.هشي را درباره مسئولان ملي و بين المللي طرح هاي تربيت معلم در آفريقا ، آسيا و آمريكاي لاتين انجام داده اند . بهترين استراتژي هايي كه تشخيص داده شده اند به ترتيب عبارتند از :‌ اولين استراتژي بر استقلال و مشاركت محلي متمركز است و موارد زير را شامل مي شود :‌نظارت محلي بر فرآيند تصميم گيري ،‌ حساس بودن نسبت به رسوم ،‌ نيازها و خواسته هاي محلي ،‌ اعتقاد به اينكه مردم بايد بتوانند مسائل خاص خود را با حداقل كمك خارجي و حداكثر استفاده از منابع محلي كنند . دومين استراتژي بر باز بودن تأكيد دارد : تعريف گسترده اهداف ،‌ توانايي زير سوال بردن آنها و طراحي درباره پروژه ، استفاده بيشتر از تمامي منابع ملي ، محلي و خارجي و جستجو ي افكار جديد تمامي اشخاص ممكن . اين استراتژي با استراتژي اول همبستگي فراوان دارد و سومين استراتژي به استفاده از قدرت دولت كمك مي كند . اين استراتژي يك سلسله مراتب روشن اداري براي تصميم گيري و اجرا ، توسل به قوانين ، قواعد ،‌ دستور ها ،‌ تأييد ،‌شكست ،‌ تعهد و مديريت مقاومهاي بالا را ايجاب مي كند . بايد توجه داشت كه استراتژي « تحقيق-توسعه » كه در بسياري از كشور هاي صنعتي دنبال مي شود در جهان سوم ظاهر نمي شود. شايد دليل آن فوريت مسائل ،‌ كه با فرآيند هاي بسيار طولاني سازگار نيست و نيز ناكافي بودن افراد و منابع باشد. فصل پنجم شناخت و عمل هر تحقیقی در پی شناخت است ، شناختی که به عمل منتهی می شود یا شناختی که باید به عمل منتهی شود. این مسائل از ابتدای آموزش و پرورش تطبیقی وجود داشته است ، زیرا اگر نوفون آرزو می کرد با تشریح آموزش و پرورش ایران بتواند برخی از جنبه های آن را برای یوناتیها توجیه کند . عمل از شناخت جدا نیست ، حتی می توان گفت که شناخت عمل را تحت تأثیر قرار می دهد . اما شناخت می تواند به تنهایی کافی باشد . شناخت : اولین سودمندی آموزش و پرورش تطبیقی ، وسعت بخشیدن افقهاست . آموزش و پرورش تطبیقی ، همچون سایر علوم ، مشخص می کند که « عینیتهای فکری » تا چه حد می تواند دروغین باشد ، همچین آموزش و پرورش تطبیقی فهم بهتر نظام آموزش ملی را برای فرد ممکن می سازد و به او اجازه می دهد تا آن را در مجموعه ای بین المللی جای دهد . عینیتهای دروغین : در آموزش و پرورش ، همچون سایر جاها ، باید از شناخت شهودی و عینیت ذهنی دوری جست . عینیت ذهنی می تواند توجیه شود یا اینکه بالعکس توجیه نشود ، حتی اگر این عینیت برای کشور خاصی معتبر باشد ، نمی توان گفت که برای کشورهای دیگر نیز معتبر باشد .عبارت زیر حقیقتی « آشکار » برای تمام معلمان است و « موفقیت دانش آموزان به تعداد آنها بر حسب کلاس و مهارتهای معلمان بستگی دارد .» ولی این حقیقت به وسیله بررسی های زیادی رد شده است ، از جمله مطالعات انجمن بین المللی ارزیابی عملکرد تحصیلی ، که قبلا به آن اشاره کردیم نشان می دهد این موفقیت بیشتر به عوامل خانوادگی و اجتماعی بستگی دارد تا به متغیرهای صرفأ آموزشی . فرهنگ خاص خود را بهتر بشناسیم : روش تطبیقی که ویژگی آن مرتبط ساختن نظام های مختلف است ، به نسبی کردن شناخت ، به خصوص نسبی کردن سخنرانی های ملی ، که سعی در مطلق انگاشتن خود دارد ، کمک می کند . نه نظام ملی آموزش بهترین نظام جهان است و نه تنها یک روش برای آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان وجود دارد ، آنچه در یک جا انجام می گیرد ممکن است در جای دیگر انجام نگیرد یا به صورت متفاوت انجام گیرد . شناخت بهتر نظام ملی آموزش وپرورش ، نخست به شناخت جایگاه آن در مجموعه جهانی بستگی دارد . شناخت بهتر نظام آموزش و پرورش ملی ، به معنا شناخت ریشه های تاریخی آن و همچنین شناخت عواملی خارجی ، همچون تأثیرات بین المللی که در گذشه یا حال محتمل شده است ، نیز هست . شناخت بهتر دیگران : بند اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح می کند که آموزش پرورش باید زمینه فهم ، بردباری و دولتی را بین تمامی ملتها  و گروه های نژادی و مذهبی مساعد سازد . در قطعنامه ای که کنفرانس بین المللی آموزش همگانی در ال 1968 در ژنو صادر کرد ، آمده است . آموزش پرورش باید جوانان را در شناخت بهتر جهان و ساکنان آن کمک کند و در آنها رفتاری ایجاد کند که در برابر سایر فرهنگها  ، نژادها و شیوه های زندگی ، روحیه تمجید و احترام متقابل داشته باشند . آموزش و پرورش باید روابط بین محیط ، شیوه ها و سطوح زندگی راروشن سازد . در جهان ، جوهای فرهنگی مختلفی وجود داردکه دارای ویژگی های مشترکی از جمله زبان ، مذهب و سنتهای فرهنگی اند ، ویژگی هایی که آنها را از سویی به هم نزدیک  و از سوی دیگر آنها را از یکدیگر جدا می کند . عمل : آیا شناخت الزامأ به عمل منتهی می شود و به همانطور که ملاحظه شد مقایسه گران قرن نوزدهم بررسی تجارب اصلاحاتی انجام می گرفت ، بر پایه ملاحظات سیاسی واقتصادی قرار داشت. آموزش به منظور درک فرهنگ های مختلف : چگونه می توان افراد را برای درک متقابل فرهنگ ها تربیت کرد ؟ باید تلاش را به زمان کودکی معطوف کرد ، زیرا در این دوره آموزش ها به خوبی در فرد نفوذ می کند و طرح های فکری و عادات حاصله از طبیعت و فرهنگ پیرامون فرا گرفته  می شود و رفتار های آموخته شده ، نسبت به رفتارهایی که در تجارب بعدی کسب می شوند ثبات بیشتری پیدا می کنند با این وصف نباید تلاش در جهت آموزش بزرگسالان را به خصوص در کشورهایی که در آنها گروه های مختلف فرهنگی  ، ملی یا مهاجر با هم زندگی می کنند ، از نظر دور نگاشت . موارد زیر از مهم ترین عوامل تشکیل دهنده این نوع آموزش و پرورش هستند :   1-تربیت مهمان و مربیانی برای بزرگسالان ،  2-فراگیری زبان های خارجی ،  3- تجدید نظر در برنامه ها و کتاب های درسی . پیش بینی و برنامه ریزی : پیش بینی به یکی از اشتغالات فکری مهم زمان ما تبدیل شده است . در حقیقت پیش بینی از قلمرو جمعیت شناسی و اقتصاد به قلمرو اجتماع  سیاست گسترش یافته است . پیش بینی به عمل معنا می دهد . زمینه پیش بینی برای عمل باید متناسب باشد . تناسب پبش بینی به سه ویژگی بستگی دارد : الف ) ویژگی های ملی ( تا ویژگی جهانی یا منطقه ای آن) ،  ب ) شناخت دقیق زمان حال ،  ج ) تفاوت بین متغیرهایی که می توان آنها را تغییر داد و متغیر های دیگر .  پیش بینی همیشه مشروط است ، به بیان دیگر بر پایه برخی فرضیات مربوط به به تحول علمی و فنی و افزایش جمعیت و ستیزه های اقتصادی و اجتماعی قرار دارد . حال ببینیم آموزش و پرورش تطبیقی چگونه با تفاوت قائل شدن میان پیش بینی « رقمی » و پیش بینی « کیفی » می تواند به برنامه ریزی کمک کند . پیش بینی رقمی به طور معمول در سطح ملی ، قاره ای یا حتی جهانی ( به ویژه دز سازمان های بین المللی ) به کار می رود . ویژگی پیش بینی رقمی همیشه غلط بودن آن است . علل خطاها کدامند ؟ شناخت علل خطاها برای کاستن از آن ها ضروری است : 1-   پیش بینی در علوم اجتماعی همیشه ذهنی است. بنابراین پیش بینی به مهارت و تجربه ی پیش بینی کننده بستگی دارد . 2-   خطا ممکن است از شناخت ناقص یا غلط موقیت اولیه ناشی شود . 3-   پیش بینی تحصیلی با پیشبینی عواملی که می توانند بر نظام آموزشی تأثیر بگذارند ، بخصوص عوامل اقتصادی ، مالی و اجتماعی ، همراه نبوده است . 4-   پیش بینی از طریق برون تا بی گرایشی های گذشته بدون تحلیل انتقادی موقعیت موجود موجب کاستی ها یا زیاده روی های فعلی در آینده خواهد شد . 5-   بلاخره عیب پیش بینی های رقمی این است که توجه دولت ها را تنها به گسترش کمی و نه بهبود کیفی یا امکان وجود اشکال دیگر از آموزش و پرورش متمرکز می سازد . اگر چه پیش بینی رقمی در سطح جهانی یا حتی منطقه ای سودمند نیست ولی دور اندیشی درباره ی گرایش های مهم اقتصادی ، علمی و فنی که می تواند بر آموزش و پرورش بگذارد مفید است .         فصل ششم جمع آوري داده ها انواع اطلاع رساني :‌ اطلاعات مي تواند شفاهي يا كتبي و دولتي يا خصوصي باشد . نوع نوم عموميت كمتري از نوع اول دارد ،‌زيرا مرز خصوصي و دولتي بر حسب كشورها و به خصوص بر حسب اينكه حكومت سوسياليست يا ليبرال باشد يكسان نيست. بهتر است كه اين جنبه در مقايسه در نظر گرفته شود . از طرف ديگر ، اهميت اطلاعات به مرحله توسعه اقتصادي و فرهنگي بستگي دارد . در مطالعه فرهنگ هايي كه چندان هم ابتدايي نيستند ، تنها منابع موجود ،‌منابع شفاهي اند ،‌ برعكس تمدن « جديد » تمدني نوشتاري است ، هر چند كه وسايل ارتباط سمعي و بصري نيز اهميت فزاينده اي يافته اند . اطلاع رساني نوشتاري داده هاي خامي را به دست مي دهد كه محقق مي تواند از آنها به همان صورتي مه هستند استفاده كند يا آنها را براي تحقيق خود مورد بررسي دقيق قرار دهد . اسناد رسمي :‌ اصلي ترين منبع اطلاع رساني كه مقايسه گران از آنها استفاده مي كنند آمارهايي است كه از منابع ملي به دست مي آيد يا سازمانهايي بين المللي آنها را جمع آوري مي كند . ( حتي در اين مورد هم عموماً آمار هاي آنها از منابع ملي گرفته مي شود. ) اسناد غير رسمي :‌ علاوه بر اطلاعاتي كه از طريق خدمات ملي آمار ارائه مي شود ،‌انبوهي از اطلاعات نيز وجود دارد كه از منابع گوناگون به دست مي آيد. هر چيزي كه به آموزش و پرورش مربوط شود مي تواند يك داده باشد. از ميان اسناد غير نوشتاري مي توان به فيلم ها،‌ برنامه هاي راديويي و تلويزيوني،‌ نوار هاي ضبط صوت ، اشياء و تصاوير و حركات بدني اشاره كرد. روشي كه امكان مي دهد تا جمعيت شاغل در يك حرفه را پيش بيني كنيم ،‌در چند معادله خلاصه مي شود . قدرت توليدي يعني رابطه بين توليد و تعداد كارگران در شاخه j به صورت زير نوشته مي شود . در اين رابطه  = توليد در شاخه j و  = كل شغل در شاخه j است. كشور ها به ترتيب افزايش قدرت توليد طبقه بندي مي شوند . فرض مي شود كه درصد حرفه مشخص i در كل مشاغل شاخه j  به نسبت قدرت توليد اين شاخه تغيير مي يابد . اين درصد به صورت زير نوشته مي شود:   تعداد افرادي است كه در حرفه  i از شاخه j كار مي كنند . بنابراين با به دست آوردن نرخ رشد قدرت توليد در طول يك دوره ،‌   پيش بيني خواهد شد . در اين جا نيز با مسئله مقايشه پذيري مواجه مي شويم :‌ فهرست حرفه ها ،‌ تعريف آن ها و نيز ساختار شاخه ( اهميت سرمايه و تكنولوژي به كار رفته و كالا ها و خدمات توليد شده ) مي توانند تغيير يابند . اين عمل افراد شاغل در يك حرفه را – گاه به صورت مصنوعي – كم و زياد مي كند ،‌اين نتسجه از از اظهارات غير صريح نيز حاصل مي شود. مقایسه پذیری بین المللی مدارک : اگر چه در سطح ملی در مقایسه یک منبع با منبع دیگر و یک زمان با زمان دیگر مشکلاتی مطرح می شود ، ولی این مشکلات در مقایسه های بین المللی شدت بیشتری دارد این مشکلات نه تنها به هنگام تعریف آن چه مقایسه می شود ، در سطح توسعه کیفی یا بزرگی آماری پیش می آید، بلکه در سطح معنای آن نیز یافت می شود . مقایسه پذیری تعریف :  مسئله ی نخست تعریف موضوع است ، این مسئله حتی در باره ی بزرگی های آماری نیز که ظاهراً در همه جا دارای تعریف یکسانی است مطرح می شود . نرخ پوشش تحصیلی را در نظر می گیریم : در تمام کشور ها نسبت تعداد دانش آموزان در یک سن معین به تعداد افراد واجب التعلیم در همان سن را نرخ پوشش تحصیلی می گویند .  sa=Ea/Pa   برای درستی این معدله آماری های دقیق جمعیتی ، سیستم ثبت احوال مشخص و اجرای دقیق قانون درباره سنین پذیرش در مدرسه لازم است. مقایسه پذیری معانی : اگر چه گاهی ممکن است فرضیاتی از بعد کمی و حتی کیفی ارئه شود ولی نهاد ها در همه جه معانی یکسانی ندارند . این مقایسه ناپذیری از عوامل مهمی ناشی می شود که نه تنها بر تعریف داده ها ، بلکه بر معانی آنها نیز تأثیر می گذارد . این عوامل عبارتند اند از : از نظر تاریخی – از نظر فرهنگی – از نظر اقتصادی و اجتماعی – از نظر سیاسی . ساخت داده ها : مهمترین نقص داده های آماده این است که همشه اطلاعات مورد نیاز را فراهم نمی کنند یا به نیازهای محقق پاسخ نمی گویند . در این حالت ، خود محقق باید داده های خود  و متغیرهای وابسته و مستقل را بسازد تا این که بتواند فرضیات خود را آزمایش کند . فنون جمع آوری داده ها : استفاده از هر نوع فن باید با موضوع تحقیق سازگار باشد . زیرا بر نتایجی که به دست خواهند آمد ، تأثیر می گذارد . هر فن محدودیت های خاصی دارد . مهمترین فنون عبارتند از : 1-   پرسشنامه مکتوب ، که اغلب با پست ارسال میشود . 2-   مصاحبه ، که می تواند کم و بیش ساختاری ، باز یا بسته باشد و مصاحبه گر را رو در رو با مصاحبه شونده قرار می دهد . 3-   آزمونها ، طبق تعریف پیرون « آزمون » یک آزمایش معین است ، وظیفخ ای را در بر می گیرد که باید انجام گیرد ، برای تمام آزمونیها یکسان است و فنی دقیق برای ارزیابی موفقیت یا شکست یا نمره گذاری یک موفقیت است . 4-   مشاهده که روش مورد علاقه مردم شناسی است . مالینوکسی اولین کسی بود که لزوم مشاهده مشارکتی را در مطالعه یک جامعه گوشزد کرد . این مشاهده از طریق زندگی با مردم ، یادگیری زبان آنها و پذیرفتن عقاید خاص آنها و دوری جستن از قضاوت درباره ارزشها صورت می گیرد . مقایسه به تحقیق به چند شرط نیازمند است . این شرایط به دو عنصر هر پژوهش مربوط می شود . این دو عنصر عبارتند از : 1) جمعیت ها  2)پرسشها یا آزمونها



سوالات

1- كدام يك از موارد زير جزو معيار هاي حقيقت نيست ؟ الف) كلي بودن حقيقت ب) ملموس بودن حقيقت ج) مطلق بودن حقيقت د) نسبي بودن حقيقت

2- آموزش و پرورش تطبيقي بر اساس ............................ تعريف مي شود ؟ الف) اهداف ب)‌ موضوع ج)‌ روش هاي عاريه اي د) هيچكدام

3- غايت هاي نهان ........ الف )‌در قالب قوانين اساسي بيان مي شود . ب)‌ در همه جا يكسانند . ج)‌ در قالب قوانين و برنامه هاي توسعه يا آموزش و پرورش بيان مي شود . د)‌ نتيجه مشاهده واقعيتند.  

4- كداميك از الگوهاي زير صحيح مي باشند ؟ الف)‌ غايت            هدف             مقصود ب)‌ غايت             مقصود           هدف ج)‌ مقصود            هدف             غايت د) مقصود             غايت             هدف

5- كداميك از موارد زير با مدرسه سرمايه داري مغايرت دارد ؟ الف) نظارت معلم ب) مساعدت هاي اجتماعي و مشاركت كل كلاس در جهت موفقيت جمعي ج) تماس مستمر با خانواده د) الف و ج

6- محتواي آموزش از ............................سرچشمه مي گيرد . الف) از اهداف جزئي نظام ب) از اهداف رفتاري نظام ج) از اهداف كلي نظام د) همه موارد

  7- نقش آفرينان اصلي آموزش كدامند؟ الف) معلمان – سياست گذاران ب) معلمان – دانش پژوهان ج) سياست گذاران –  دانش پژوهان د) دانش پژوهان -  والدين

8- كداميك از موارد زير نقش معلمان را عميقاً تغيير داد ؟ الف) شناخت هاي ذهني ب) برخوردهاي شغلي ج) گذر از انتقال شناخت ها به سازماندهي يادگيري د) انتقال شناخت ها

9- مقايسه در مورد كشور هايي كه از نظر تاريخ ، سنن و ميزان انسجام دروني با هم متفاوتند چگونه است؟ الف) مي توان مقايسه اي معتبر انجام داد. ب) مقايسه با پاره اي از ملاحظات انجام مي شود. ج) در بعضي از موارد مي توان مقايسه انجام داد. د) نمي توان مقايسه اي معتبر انجام داد.

10- كدام مورد درباره مقايسه كمي صحيح مي باشد؟ الف) در مقايسه كمي ظرافت تحليل مهم است. ب)در مورد شاخص هاي آماري انجام مي گيرد. ج) در مقايسه كمي تمام عوامل در رابطه با آموزش و پرورش در نظر گرفته مي شود. د) مقايسه كمي تشخيص عوامل اصلي از فرعي است.

11- مقايسه نمونه هاي ملي چگونه انجام مي گيرد؟ الف) به طور مستقيم از طريق شاخص هاي آماري ب) به طور مستقيم از صفت هاي كيفي ج) به طور غير مستقيم از طريق مطالعه روي افرادي كه واحد تحليل را مي سازند. د) به طور مستقيم از طريق مطالعه روي افرادي كه كه واحد تحليل را مي سازند.

12- براي اندازه گيري نابرابري ها از كداميك از موارد زير استفاده مي شود؟ الف) نرخ گذر از دوره اي به دوره ديگر ب) انحراف استاندارد ج) هزينه هاي آموزشي بر حسب هر دانش آموز د) نرخ افت تحصيلي

  13- طبق گزارش كولمن كداميك صحيح نيست ؟ الف) بهبود كيفيت مدارس نتايج مثبتي بر اقليت هاي محروم تر خواهد داشت. ب) كيفيت كار معلمان ، محيط اجتماعي و خواسته هاي والدين نقش مهمتري نسبت به تجهيزات و برنامه هاي تحصيلي ايفا مي كند. ج) برخورد دانش آموزان كمتر از تمامي ويژگي هاي تحصيلي بر نتايج كار آنها تأثير مي گذارد. د) بين تكاليف دانش آموزان و ويژگي هاي مدارس كه در آنها تحصيل مي كنند رابطه مثبت وجود دارد.

14- توصيف مي تواند ... الف) فقط كيفي باشد. ب) اولين مرحله يك تحقيق با هدف توضيح باشد. ج) هم كيفي و هم كمي باشد. د) به امور ملموس بپردازد.

15- كداميك از انواع تعليم و تربيت به ارثي نبودن شغل ها اشاره مي كنند ؟ الف) تعليم و تربيت مذهبي باستاني ب) تعليم و تربيت كنفوسيوسي ج) تعليم و تربيت سنتي د) تعليم و تربيت سنتي 16- كداميك ار ارزشيابي هاي ديگر بر اساس روش است؟ الف) ارزشيابي اجتماعي ب) ارزشيابي كيفي ج) ارزشيابي هنجاري د) ارزشيابي فرهنگي    


1-   ايستايي مي تواند به يك دوره طولاني كه در آن نظام ها ويژگيهاي نسبتاً ثابتي از خود بروز ميدهند ، مربوط مي باشد ، يعني دوره اي كه ......................... بر ...................................... پيشي گرفته است .        الف – ثبات بر تغيير     ب- تغيير بر ثبات        ج – ثبات بر ثبات        د- تغيير بر تغيير

2-   آلتوسر نظريه "دستگاه ايدئولوژيك حكومت " را ارائه  كرده است . او در دستگاه حكومت دو اصل را ارائه كرده آن دو اصل كدامند؟          الف – دستگاه سركوبگر – دستگاه ايدئولوژيك     ب- مدرسه واحد – دستگاه سركوبگر               ج – عمل گرايي – شبكه ارتباطات فرهنگي        د- الف و ب صحيح است 

3-   نظام سرمايه داري و نظام سوسياليستي به ترتيب در جستجوي چه چيزهايي هستند؟     الف – افزايش سوء – نظام تربيتي          ب- افزايش سوء– ارضاي نياز هاي مادي و فرهنگي مردم            ج – ارضاي نيازهاي مادي و فرهنگي مردم        د- نظام تربيتي – افزايش سود   

4-   ساختار اجتماعي از چه طبقات و گروه هايي تشكيل شده است ؟       الف – گروه هاي اجتماعي – حرفه اي         ب- گروه هاي نژادي ، مذهبي ، زباني            ج – گروه هاي اجتماعي ، فرهنگي        د- الف و ب صحيح است

5-   كدام تعريف درباره نوآوري صحيح مي باشد؟ الف – نوآوري به خوبي مي تواند بيانگر ترقي بعضي از افراد باشد            ب- تلاشي داوطلبانه براي بهبود اعمال موجود نسبت به اهداف مطلوب         ج – به معناي تفاوتهايي است كه در يك موقعيت معين بين زمان بعدي وجود دارد        د- الف و ب صحيح است 

  6-    تغييرات نظام چه هنگام پديد مي آيد ؟ الف – هنگام سرنگوني يك طبقه اجتماعي   ب- زماني كه يك انقلاب به وقوع پيوسته باشد         ج – با نفوذ استثمار و استعمار         د- الف و ج صحيح است

     7-    تغييرات در نظام را از چه جنبه هايي مي توان بررسي كرد ؟ الف – عوامل تغيير – انواع تغيير   ب- فرايند هاي نوآوري – موانع تغيير  ج – رشد جمعيت – رشد اقتصادي  د- الف و ب صحيح است

8-   هاولوك بر اساس تجربه اي كه در امريكا به دست آورده در فرايند تغيير سه الگو معرفي مي كند به آن سه الگو كدامند ؟ الف – الگوي تحقيق و توسعه – الگوي تعامل اجتماعي – الگوي حل مساله     ب- الگوي حل مساله  – الگوي تجربي  – الگوي هنجاري ج – الگوي تحقيق و توسعه – الگوي تعامل اجتماعي – الگوي تجربي د- الگوي اجباري – الگوي تجربي  – الگوي هنجاري

9-   كدام يك از مراحل زير جزيي از فرايند نو آوري است ؟ الف – شناسايي و تعريف مسائل    ب- برنامه ريزي نوآوري – آزمايش ج – ارزشيابي و بازنگري – زمينه سازي و توليد د- همه موارد

  10-             هر فرايند نوآوري داراي چند مرحله است و به چه شكلهايي ديده مي شود ؟          الف – سه مرحله – پذيرفتن نياز به تغيير ، يعني شناسايي يك مسئله      ب- دو مرحله – جستجوي راه ها و ابزاري براي پاسخگويي به آن       ج – سه مرحله – تبديل افكار به اعمال در نهاد ها و آداب      د- الف و ج صحيح است

11-پيش بيني در علوم اجتماعي هميشه ....................... است ؟ الف – عيني         ب- ناقص           ج – ذهني              د – خيالي 

12-اصلي ترين منبع اطلاع رساني كه مقايسه گران از آن استفاده مي كنند آمار هايي است كه از ................... به دست مي آيد يا ............... آنها را جمع آوري مي كند . الف – سازمانهاي بين المللي – منابع ملي  ب– منابع دولتي - سازمانهاي خصوصي   ج – منابع ملي - سازمانهاي بين المللي   د – سازمانهاي خصوصي -   منابع دولتي

    13-فنون جمع آوري داده ها كدامند ؟  الف – مشاهده – مصاحبه   ب– پرسشنامه مكتوب – مشاهده    ج – مشاهده- پرسشنامه شفاهي   د – مشاهده - پرسشنامه مكتوب- مصاحبه

14 – مقايسه به تحقق چند شرط نيازمند است ، آن دو را بنويسيد ؟ الف – جمعيتها  ب– پرسش ها – آزمون ها    ج – جمعيتها – پرسش ها    د – آزمون ها