خوشامد گویی
به وبلاگ علمی وتخصصی دانشجویان تاریخ فلسفه آموزش و پرورش و تعلیم وتربیت اسلامی خو ش آمدید .
منتظر مقالات و نظرات شما هستیم .
با تشکر
به وبلاگ علمی وتخصصی دانشجویان تاریخ فلسفه آموزش و پرورش و تعلیم وتربیت اسلامی خو ش آمدید .
منتظر مقالات و نظرات شما هستیم .
با تشکر
1- مفهوم سازمان اجتماعی مدرسه را تشریح نمائید:
سازمان نوعی واحد اجتماعی است که به منظور نیل به اهداف خاصی ساخته شده است و تجدید ساخت می شود. بر اساس این تعریف، مدرسه مخصوصاً ایجاد شده است تا تدریس مجموعه ی متنوعی از مواد درسی را تسهیل کند؛ همچنین تجدید ساخت مدرسه بدین معناست که هر روز افراد مختلف در چهارچوب مدرسه با یکدیگر ارتباط یابند: (برخی آموزش می دهند، برخی آموزش می بینند، تعدادی کارهای اداری انجام می دهند و ... ).
البته در مورد مدرسه اهدافی به مراتب پیچیده تر از تعریف فوق وجود دارد و افراد مختلف با اهداف متفاوت در مدرسه حضور می یابند.
اما از دیدگاه نظریه پردازان سازمانی؛ سازمانها هم ساختار رسمی دارند و هم غیر رسمی؛ شبکه رفتارهای مربوط به نقش استاندارد شده در سازمان، ساختار رسمی آن را تشکیل می دهد مثلاً نقش کارکنان آموزشی (یعنی مدیر، معلم، مشاور و ...) و دانش آموزان ساختار رسمی مدرسه و ساختار غیر رسمی را روابط اجتماعی موجود میان اعضا تشکیل می دهد. اغلب هنجارهای غیر رسمی موجود در بین معلمان یا دانش آموزان است که معلوم می کند در کلاس درس چه اتفاقی می افتد.
بعبارت دیگر، ساختار نقشها، هنجارها و ارزشهای سازمانی، ساختار رسمی سازمان را تشکیل می دهند اما برای فهم سازمان، هدایت سازمان غیر رسمی بیش از ساختار رسمی است.
2. ضمن تعریف مفهوم دیوا نسالاری، دیوانسالاری موجود در مدارس را تشریح فرمائید:
به نظام سازمانی که برای اجرای وظایف اداری خاصی طراحی شده، دیوانسالاری گویند. سازمان دیوانسالاری دارای تقسیم کار دقیق، سلسله مراتب قدرت، نظام قواعد و قوانین است. دیوانسالاری، تجسم اقتدار قانونی و منطقی است. مزایای دیوانسالاری در این است که اسباب افزایش کارآیی و عدالت می شود.
دیوانسالاری دارای شش اصل است: 1) قوانین و رویه های ثابت؛ 2) سلسله مراتب اداری؛ 3) بایگانی مدارک؛ 4) آموزش تخصصی برای انجام وظایف؛ 5) ساختار شغلی قابل تمایز؛ 6) روشهای غیر فردی برخورد با کارفرما و ارباب رجوع.
این اصول بیشتر در مدارس دیده می شود؛ وجود سلسله مراتب در مدرسه؛ بایگانی مدارک مربوط به پیشرفت هر دانش آموز، ساختار شغلی قابل تمایز (مدیر، ناظم، معلم، و ...) و دیگر ویژگیها.
3. ضمن تشریح ساختار رسمی و غیر رسمی سازمان توضیح دهید کدامیک مشخص کننده ی اتفاقات کلاس درس است؟
شبکه رفتارهای مربوط به نقش استاندارد شده در سازمان بعبارت دیگر ساختار نقشها، هنجارها و ارزشهای سازمانی، ساختار رسمی سازمان را تشکیل می دهند.
ساختار غیر رسمی را روابط اجتماعی موجود میان اعضاء شکل می دهند. اغلب هنجارهای غیر رسمی موجود بین معلمان یا دانش آموزان معلوم می کند در کلاس درس چه اتفاقی روی می دهد.
4. انواع سازمانها را بر حسب نوع فعالیتی که انجام می دهند تشریح نمائید:
کتز معتقد است چهار نوع فعالیت وجود دارد:
اول؛ سازمانهای مواد یا اقتصادی که به تأمین کالاها و خدمات می پردازند مثل کشاورزی، حمل و نقل و ... .
دوم؛ سازمانهای نگهدارنده که به اجتماعی کردن و آموزش مردم برای ایفای نقشهای مختلف در جامعه می پردازند. مثل مدرسه.
سوم؛ سازمانهای مدیریتی – سیاسی که مردم و منابع را کنترل و هماهنگ و در بین گروههای رقیب داوری می کنند. مثل مؤسسات دولتی و گروههای فشار و اتحادیه های کارگری.
چهارم؛ سازمانهای انضباطی که درصد تولید دانش جدید و یا متن راه حلهای ابتکاری برای حل مسائل و مشکلات هستند نظیر آزمایشگاههای تحقیقی، دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی.
5. جامعه شناسی تعارض نقش را با محدودیت مدرسه توضیح دهید:
افرادی که با یکدیگر کار می کنند اغلب در مورد نوع حقوق و تکالیف همکاران خود توافق ندارند. تحقیقات مربوط به تعریف نقش نشان داده که بین ناظمان و کارکنان اداری مدارس در مورد تقسیم کاری بین آنها، توافق زیادی وجود ندارد. در بسیاری از مدارس، نبود توافق در مورد حقوق و تکالیف مربوط به نقشهای مختلف، منبع اصلی استرس در مدرسه است. یکی دیگر از منابع استرس در مدرسه، انتظارات متضاد از فرد اشغال کننده یک موقعیت است و این همان پدیده ای است که در جامعه شناسی تعارض نقش نامیده می شود. معلمان اغلب در معرض انتظارات متناقص از سوی مدیر، ناظم، پرسنل اداری، والدین و حتی دانش آموزان شد.
6. ویژگیهای سازمانی مدرسه که آن را از سایر سازمانها مجزا می کند را تشریح نمائید:
مدرسه یک سازمان مطیع ساز است. بعلاوه مدرسه نیاز چندانی به تغییر ندارد و به آن نیز چندان علاقمند نیست؛ زیرا بقای سازمانی مدرسه بستگی به کیفیت عملکرد آن ندارد.
میلز مجموعه ای از ویژگیهای سازمانی مدرسه را که آنرا از سایر سازمانها متمایز می سازد، فهرست کرده است:
از جمله این ویژگیها، الهام در هدف است؛ بدین معنی که اهداف سازمانهای آموزشی مهم بوده و تا حد زیادی غیر قابل سنجش و اندازه گیری اند. وجود تفاوت زیاد در بین دانش آموزان و پرسنل، یکی دیگر از ویژگیهای خاص مدرسه است. ویژگی دیگر، ایفای نقش معلمی برای دیگر معلمان یا مقامات بالاتر، نسبتاً غیر قابل رؤیت است. بعلاوه در بین اجزاء مدرسه در مقایسه با بیشتر سازمانهای اقتصادی، وابستگی کمتری وجود دارد مثلاً شکست یک معلم در اجرای وظایف خود، مستقیماً بر رفتار شغلی دیگر معلمان اثر نمی گذارد. نهایت اینکه، مدرسه تحت کنترل و انتقاد از سوی محیط اطراف است. مثلاً والدین یا اعضای جامعه می توانند بر پرسنل مدرسه فشار وارد کند.
7. انواع کنترل موجود در مدرسه را بیان کنید:
به طور کلی کنترل مدرسه چهار نوع است؛
الف) کنترل اداری؛ این کنترل شامل ابعادی از مدرسه است که تعیین آنها بر عهدۀ قواعد و قوانین رسمی است. این قواعد و قوانین، فرد را در بُعد زمان و مکان سازماندهی می کنند و ضمانت اجرا دارند.
ب) کنترل تشریفاتی؛ می باید اعضا در تعهدات خویش نسبت به اهداف سازمان تشویق شوند. این کار از طریق مشارکت در فعالیتهای تشریفاتی (آداب و رسومی) که اعضای مدرسه را به یکدیگر پیوند میدهند، صورت می گیرد. این رفتارهای تشریفاتی بر تقدس واحد اجتماعی و تفاوت موقعیتها تأکید می شوند.
ج) کنترل شخصی؛ کنترل اداری می تواند افراد را در زمان و مکان صحیح قرار دهد و کنترل تشریفاتی برخی معلمان و دانش آموزان را تحریک و تهییج می کند اما این دو کنترل نمی توانند تضمین کننده اهداف سازمانی باشند به این دلیل مدارس بر کنترل شخصی تکیه دارند که هر روز از طریق روابط رو درو صورت می گیرد. اساس اولیه چنین کنترلی، اقتدار اداری است.
د) کنترل نمادین؛ راه دیگر کنترل افراد برای تضمین اینکه موفقیت آنها از مرز حداقل بالاتر رود استفاده از تشویق و تنبیه نمادین است. منظور از کنترل نمادین، نمره دادن و ارتقا به کلاسهای بالاتر است.
8. تنها سازمانی می توان کلاس درس را یک گروه اولیه کامل محسوب کرد که شرایطی برقرار باشد این شرایط را ذکر نمائید:
1) دارا بودن اهداف مشترک توسط افراد شرکت کننده؛ (از دیدگاه دانش آموزان، کار معلم تدریس است) .
2) اگر قرار است گروه از نوع اولیه باشد، افراد باید به دیگران و روابط خود با آنها مثل هدف بنگرند نه وسیله؛ (کودکان یک کلاس اغلب به یکدیگر مانند دوست می نگرند.)
3) اعضای یک گروه اولیه اغلب اطلاعات درونی بسیاری در مورد یکدیگر دارند (مانند اطلاعات که والدین از کودک خود دارند).
4) کنترل در گروه اولیه، غیر رسمی است، لذا افراد احساس آزادی دارند ولی در گروه ثانویه، کنترل رسمی است و افراد نوعی فشار و قید و بند خارجی نسبت به رفتارهای خود احساس می کنند.
کنترل موجود در میان خود دانش آموزان از نوع غیر رسمی است ولی کنترل معلم بر دانش آموزان، رسمی است.
9. چگونه کلاس درس می تواند در شکل گیری منش فرد مؤثر واقع شود؟ توضیح دهید:
محیط کلاس درس نقش مهمی در شکل گیری منش فرد دارد زیرا ویژگیهای خاصی را دارا است از جمله:
1) نظم و انظباط؛ کلاس درس خواهان رفتارهای منظم است. رفتارهایی که به تدریج برای کودک به شکل عادت در می آیند. بعلاوه کلاس درس پذیرش اقتدار و قدرت را نیز تشویق می کند.
2) استقلال؛ در کلاس درس نه تنها اطاعت بلکه فهم و استنباط نیز تشویق می شود. و هنگامیکه هنجارها و ارزشها به کودک منتقل شود و آنها را باور کند منجر به ایجاد استقلال در وی می شود.
3) وابستگی و تعلق خاطر به گروه؛ در کلاس درس، کودک در یک محیط اجتماعی مشترک با دیگران قرار می گیرد. در این محیط باد می گیرد تابع علائق گروهی باشد و بدین ترتیب خصلت دگر خواهی و نوع دوستی در او توسعه می یابد.
10. ضمن تعریف فرهنگ دانش آموزی نقش آن را در موفقیت تحصیلی فراگیران چگونه ارزیابی می کنید؟
قرار دادن نوجوانان و جوانان در مدرسه دور از جامعه بزرگسالان سبب پیدایش و گسترش خرده فرهنگ دانش آموزی می شود، این خرده فرهنگ به مراتب با فرهنگ دنیای بزرگسالان متفاوت و حتی در برخی موارد با آن در تضاد است.
گروه همسالان نقش بسیار مهمی در شکل گیری نگرش دانش آموز نسبت به مدرسه دارد. برای تبیین موفقیت تحصیلی دانش آموز، باید به ارزشها ئ هنجارهای گروه همسالان او توجه نمود و در حقیقت فرهنگ دانش آموزی بالاترین تأثیر را در موفقیت تحصیلی آنها دارد چرا که در این فرهنگها ممکن است گرفتن یک نمره خوب، از ارزش زیادی برخوردار نباشد اما بالعکس دارا بودن ویژگی قهرمانی و ورزشی یا محبوب بودن در بین دانش آموزان به مراتب مهم تر و با ارزش تر باشد.
به بیان کلی باید دید که فرهنگ دانش آموزی حاکم بر مدرسه چه چیز را بر می گزیند و اهمیت قائل است گاهی در برخی مدارس موفقیت تحصیلی نیز حائز اهمیت است پس عملکرد تحصیلی دانش آموزان بهتر خواهد شد.
11. عوامل مؤثر بر شکست تحصیلی را بر شماری:
در موفقیت تحصیلی دانش آموز عوامل مختلفی چون توانایی، خاستگاه اجتماعی و فرهنگ دانش آموزی از اهمیت و تأثیر نسبی برخوردارند.
اما عوامل مؤثر در شکست تحصیلی عبارتند از : آرمانها و انتظارات اندک و پایین، غزت نفس پایین، جهت گیری معطوف به حال و بالاخره نداشتن احساس کنترل محیط.
12. نظریه اتکینسون در خصوص انگیزه پیشرفت تحصیلی را تشریح فرمائید:
اتکینسون معتقد است که تمایل به موفقیت در هر شرایطی تابع دو تمایل متضاد است، یعنی تمایل نیل به موفقیت منهای تمایل به اجتناب از شکست.
برآیند این دو، زمانی مثبت است که به موفقیت بیشتر از تمایل به اجتناب از شکست باشد یعنی: (تمایل به اجتناب از شکست – تمایل به نیل به موفقیت = انگیزۀ پیشرفت) براساس نظریه او، دانش آموزی که میل شدیدی به موفقیت دارد، زمانی موفقیت تحصیلی خواهد داشت که دلهره و اضطراب او از شکست ضعیف باشد. بدین ترتیب برای افزایش انگیزۀ پیشرفت در دانش آموز دو راه وجود دارد: الف) افزایش نیاز به پیشرفت و موفقیت در او ؛
ب) افزایش احتمال و انتظار موفقیت؛ به اعتقاد اتكينسون راه دوم عملی تر است. زيرا اين متغير را راحت تر مي توان تغيير داد.
13. نظریه پیشگیری خود تحقق بخش را توضیح دهید:
بر اساس این نظریه، اگر معلم، دانش آموز خاصی را فاقد توانایی برای کسب موفقیت تحصیلی بداند، در آن صورت حداقل دو حادثه روی خواهد داد: اول، رفتارهای آتی این دانش آموز همگی شاهدی برای ناتوانی این کودک در نظر گرفته خواهد شد و دوم، این دانش آموز در واقع طوری رفتار خواهد کرد تا با انتظارات معلم، سازگار باشد. پس نظریه پیشگویی خود تحقق دارای سه گزاره است:
1) معلم بر اساس ویژگیهای انتسابی دانش آموز، انتظارات خاصی از او دارد.
2) این انتظارات خاص سبب بروز رفتار خاصی در معلم نسبت به این دانش آموز مي شود .
3) اين رفتارهاي خاص نيز به نوبه خود تأثير شديدي بر يادگيري دانش آموز به جا مي گذارد
14. والدین را از لحاظ دو متغیر پاسخدهی والدین و توقع والدین می توان به 4 گروه تقسیم نمود این چهار گروه را معرفی نموده و میزان و نوع تأثیر آنها را بر کارکرد فرزندانشان توضیح دهید: به اعتقاد دايانا بومويند دو جنبه از رفتار والدين نسبت به كودكان حائز اهميت است الف : پاسخ دهي والدين ب: توقع والدين
منظور از پاسخدهی والدین عبارتست از اینکه آنها تا چه حد به نیازهای فرزند به شیوه ای حمایتی و پذیرنده واکنش نشان می دهند. و تقاضا خواهی والدین عبارتست از اینکه تا چه حد والدین خواهان رفتار مسئولانه از سوی فرزند خود هستند.(اما اين چهار گروه)
1) به پدر و مادری که بسیار پاسخگو بوده ولی هیچ تقاضایی ندارند، بسیار آسان گیر می گویند.
2) به پدر و مادری که هم بسیار پاسخگو هستند و هم بسیار تقاضامند، مقتدر گویند.
3) به والدینی که تقاضاهای زیادی دارند ولی پاسخگو نیستند، اقتدار گرا یا خودکامه می نامند.
4) والدینی که نه تقاضاهای زیادی دارند و نه پاسخ گویند، بی تفاوت می نامند.
و اما تأثیر این چهار گروه بر عملکرد فرزندانشان:
-کودکانی که در خانواده های مقتدر پرورش می یابند، از لحاظ روانی – اجتماعی شایستگی بیشتری می یابند، آنها احساس مسئولیت بیشتر، اتکا به نفس، انطباق پذیری، کنجکاوی و خلاقیت بیشتری داشته و دارای مهارت اجتماعی بالاتری می باشند و در امور مدرسه موفق ترند.
- برعکس کودکان پرورش یافته در خانواده های خودکامه، وابستگی بیشتری داشته، منفعلتر بوده اتکا به نفس کمتری دارند و از لحاظ فکری کنجکاوی اندکی از خودشان نشان می دهند.
- جوانان پرورش یافته در خانواده های بسیار آسان گیر، احساس مسئولیت اندکی داشته، بیشتر با حلقه دوستان خود همنوایی داشته و کمتر قادرند تا در موقعیتهای مختلف نقش هدایت و رهبری را بر عهده گیرند.
- جوانانی که در خانواده های بی تفاوت رشد کرده اند، اغلب زود تحریک می شوند و بیشتر احتمال دارد در رفتارهای بزهکارانه وارد شوند و خیلی زود گرفتار مصرف مواد مخدر و نظایر آن می شوند.
15. تحلیل کارکرد گرایانه و رادیکال از عملکرد تحصیلی دانش آموزان را تشریح فرمائید:
بر اساس نظریه کار گرایانه، عملکرد آموزشی دانش آموز تابع برخی از متغیر ها نظیر توانایی آرمانها و آرزوهای والدین، آرمانها و آرزوهای خود دانش آموز، امکانات مدرسه و کیفیت تدریس است.
اما پارادایم رادیکالی، فرضیات دیگری دارد. این پارادایم، ارثی بودن بهره هوشی را رد می کند درواقع، این پارادایم به تفاوت در بهره هوشی افراد توجهی ندارد. بر اساس این پارادایم، مسأله مهم این است که معلمان از کودکان طبقه پایین انتظار عملکرد تحصیلی ضعیفی دارند. این پارادایم به جای اینکه عملکرد تحصیلی را تابع توانایی و انگیزش بداند، به پدیدۀ پیشگویی خود تحقق بخش توجه دارد.
پارادایم کارکرد گرایی در نهایت به این نتیجه می رسد که در تبیین تفاوت عملکرد تحصیلی افراد، ویژگیهای دانش آموز به مراتب مهمتر از ویژگیهای مدرسه است ولی پارادایم رادیکالی درست برعکس، معتقد است که تفاوت در عملکرد تحصیلی افراد، بیشتر نتیجه ویژگیهای مدرسه و نوع انتظاری است که از گروههای مختلف دانش آموزان دارد.
16. نتايج و پيامد هاي هنجاري حضور در مدرسه را تشريح نماييد:
در واقع آنچه در مدرسه می آموزند، شامل موارد بیشماری است از جمله دانش، مهارت و همچنین هنجارها و اصول رفتاری نظیر هنجارهای استقلال، موفقیت، عام گرایی و خاص گرایی. اما در اغلب موارد، یادگیری هنجارهای رفتاری، کار کرد پنهان حضور در مدرسه نیز می باشد که عبارتند از اینکه افرادی می آموزند؛
1) به طور مستقل عمل کنند، مسئولیت رفتارهای خود را بپذیرد و جوابگوی پیامدهای ناشی از رفتارهای خود باشند.
2) وظایف خود را فعالانه انجام دهند و بر محیط تسلط یابند.
3) حقوق دیگران را قبول داشته و به آن احترام گذارند.
17. عام گرایی و خاص گرایی چگونه در محیط مدرسه آموزش داده می شود؟
در مرحله اول، با قرار دادن دانش آموزان مشابه در یک کلاس و ارائه تکالیف مشابه به آنها، در واقع معلمان، دانش آموزان را با تقاضاهای مشترکی روبرو می سازند. حتی اگر محتوای تکالیف متفاوت باشد ولی اعضای کلاس هنوز با معلم یکسان و تقاضاهای او مواجهند.
در مرحله ی دوم، بر اساس نظریه مراحل رشد، برابری و تساوی سن، شرایط متجانهی را فراهم می آورد. بدین ترتیب، برابری تقریبی توانائیهای دانش آموزان، این مکان را برای معلم فراهم می آورد تا تکالیف مشابهی را به تمام دانش آموزان ارائه دهد. لذا مدرسه به کودک کمک می کند تا به شباهتهای خود با دیگران و در عین حال به وجوه تمایز خود از دیگران پی ببرد. (به طور کلی اینکه در کلاس درس با فراهم سن با توانائیهای برابر، تکالیف مشابه را انجام می دهند ، عام گرایی و توجه به تفاوتهای فردی دانش آموزان خاص گرایی را به آنها یاد می دهد).
18. برنامه درسی پنهان را توضیح دهید:
اصلاح برنامه درسی پنهان به یادگیری دانش آموزان در مورد مسائلی نظیر احترام به معلم، همکاری و توجه به حقوق همکلاسیها و دارا بودن عادات پسندیده، متانت و دست کشیدن از امیال و آرزوهای شخصی که از بودن در کلاس آموخته می شود گویند.
مهمترین بُعد برنامه تحصیلی پنهان ساختار قدرت موجود در مدرسه است و صرفاً برای معلمان پنهان است و برای دانش آموزان این برنامه کاملاً آشکار است. در واقع همین برنامه است که جایگاه دانش آموزان را در نظام اجتماعی نشان داده، آنها را با هنجارها و ارزشها آشنا ساخته و ضمانت اجراهای نظام را برای آنها آشکار می سازد.
به نظر اسنیدر، برنامه درسی پنهان، تقاضاهای ضمنی است که می توان در هر نهاد آموزشی یافت و دانش آموزان مجبورند این تقاضاهای ضمنی را یافته و به آنها پاسخ دهند تا بتوانند در این نهاد آموزشي دوام و بقا یابند. به اعتقاد نظریه پردازان باز تولید، این برنامه درسی پنهان است که طبقه اجتماعی دانش آموز را باز تولید می کند.
در واقع برنامه درسی پنهان به نتایجی مربوط می شود که معلم و مدرسه به طور هدفمند به دنبال آن نیستند و به مراتب اثر بخشی بیشتری دارد و شامل بسیاری از ابعاد گوناگون زندگی مدرسه می شود.
19. تحقیقات صورت گرفته در حوزه برنامه درسی پنهان را تشریح نمائید:
این تحقیقات در سه زمینه قابل تمیزند: (تحقیقات نسل اول)
الف) برنامه درسی پنهان بعنوان نتیجه و پیامد؛
در این گروه جکسون معتقد است که برنامه درسی پنهان عبارتست از یادگیری اینکه چگونه در محیطی مملو از تحسین، ستایش و قدرت، باید زندگی کرد. در همین زمینه، دریبن از یادگیری چهار نوع هنجار: استقلال، موفقیت، عام گرایی و خاص گرایی یاد می کند. اسنیدر نیز معتقد است که دانش آموز یا دانشجوی موفق فردی است که با استفاده از برنامه درسی پنهان پی به آن ببرد که از او واقعاً چه انتظاری می رود.
ب) برنامه درسی پنهان بعنوان زمینه؛
هنجار عام گرایی به معنی رفتار با افراد بر اساس عضویت آنها در گروههای مختلف است در مدرسه یاد داده می شود. همین ایده توسط بولز و جینتیس در بحث از اصل تشابه و تطابق مطرح است، بعبارت دیگر، بین روابط اجتماعی حاکم بر محیط کار و روابط اجتماعی موجود در مدرسه تطابق وجود دارد.
ج) برنامه درسی پنهان بعنوان فرایند؛
طبق این دیدگاه وجه تمایز این برنامه درسی آشکار، روشی است که از طریق آن تعلیمات این برنامه منتقل می شوند. در این نوع برنامه، شیوۀ انتقال به طور ضمنی یا ناخودآگاه است و پیامدهای این برنامه، اغلب غیر کلامی اند.
و اما نسل دوم تحقیقات، اغلب محققان فراگیر بودن برنامه پنهان را قبول ندارند و از طرفی معتقدند دانش آموزان در مقابل این برنامه مقاومت نیز نشان می دهند.
20. نظریه پردازان بازتولید معتقدند که طبقات از سه طریق بازتولید می شوند این سه طریق را نام ببرید:
مدارس خصوصی در مقابل مدارس عمومی و دولتی، گروهبندی کردن دانش آموزان بر اساس توانایی آنها و ترکیب اقتصادی- اجتماعی مدارس محلات مختلف.
21. ضمن تشریح نظریه ی کمبود مهمترین آنها را ذکر نمائید:
تحقیقات نشان داده است که خاستگاه طبقاتی تأثیر قابل توجهی بر موفقیت تحصیلی دارد. تبیین جامعه شناختی اولیه این پدیده به نام « نظریه کمبود»، معروف است. براساس این نظریه خانواده های طبقه کارگر آمادگی کامل و مناسب برای موفقیت و اجتماعی شدن در نظام آموزشی را ندارند. مهمترین این کمبودها را می توان به شرح زیل دانست:
الف) کمبود منابع؛ مانند کمبود کتاب و دیگر منابع اطلاعات فرهنگی در خانه، کمبود امکانات مادی و ... .
ب) کمبود مهارتها؛ مانند مهارتهای ارتباطی، تکلم و بیان و ... .
ج) کمبود انگیزش؛ موفقیت در مدرسه، ارزش زیادی در خانه های طبقه کارگر ندارد و ... .
22. ویژگیهای ساختاری مدرسه را با ویژگیهای ساختاری خانواده مقایسه نمائید:
مقایسه بین این دو شرایط اجتماعی با توجه به ابعاد و ملاکهای ذیل صورت می گیرد: 1) مرزها و ابعاد این دو ساختار اجتماعی؛ 2) طول مدت روابط اجتماعی (دوام و بقای روابط)؛ 3) تعداد نسبی بزرگسالان و غیر بزرگسالان؛ 4) ترکیب ویژگیهای کودکان.
1) از لحاظ مرزها و ابعاد تفاوت بین مدرسه و خانه در این است که در سازمان اجتماعی خانه تمایزی وجود ندارد. و تفاوت دیگر بین ایندو در این است که واحد خویشاوندی مرکب از والدین و فرزندان وابسته است و کلاس درس مرکب از معلم و شاگردان.
2) از نظر طول مدت روابط اجتماعی، اگرچه کودکان، خانواده را برای حضور در مدرسه ترک می کنند اما همچنان عضویت فعال و مشارکت آنها در امور خانه ادامه دارد. شیوۀ ارتقا سالانه از یک کلاس به کلاس بالاتر، تجربه ای است که در خانواده وجود ندارد. معمولاً روابط عمیق و نزدیک کودک با خانواده تا اواخر دوران جوانی و حتی پس از آن ادامه دارد درحالیکه این رابطه بین معلم و شاگرد بیشتر در مقطع ابتدایی محبوس است و بعدها کمتر می شود.
3) از نظر تعداد بزرگسالان و غیر بزرگسالان؛ واحد خانواده مرکب از یک زوج ازدواج کرده و فرزندان است و کلاس درس نیز واحد آموزشی غالب در مدرسه است نیز والدین و کودکان در خانواده، معلمان و دانش آموزان در مدرسه در هر دو شرایط، اعضای بزرگسال، امتیاز دارا بودن قدرت و کنترل برای اعمال تشویق و تنبیه را دارد. در خانواده پدر و مادر بزرگسالند و تعداد فرزندان متغیر است و در کلاس درس معلم تنها بزرگسال حاضر است.
4) از نظر تجانس و عدم تجانس کودکان در خانه و مدرسه باید گفت؛ کودکان موجود در خانواده از لحاظ موقعیت اجتماعی، گروه قومی و مذهب یکسان و مشابهند ولی از لحاظ جنس، سن و توانائیهای ذهنی و جسمی با یکدیگر متفاوت اند و در مدرسه تنها از نظر سنی مشابهند ... .
23. تشویق و تنبیه موجود در میان خانواده و مدرسه را با یکدیگر مقایسه نمائید:
در خانواده اساس تشویق و تقبیح رفتار کودکان ناشی از وابستگی آنها به والدین از دوران طفولیت و ابراز متقابل عشق و عاطفه است. اما در مدرسه؛ از آنجا که تعداد کودکان در کلاس درس بیشتر از تعداد کودکان در خانواده است ، لذا معلمان به دلیل محدودیت زمان و میزان توانایی خود، نمی توانند تشویق و تنبیهی مشابه با والدین داشته باشند. معلم باید بتواند کلاس درس را بدون قربانی کردن برنامه های آموزشی مدرسه به خاطر حفظ نظم ظاهری، اداره کنند. بعلاوه معلم برای اعمال اقتدار، آندسته از منابع عاطفی را که در اختیار خانواده است دارا نیست؛ منابعی که مبتنی بر نوع رابطه در یک گروه کوچک است. بعلاوه عملکرد دانش آموز از طریق تکالیفی که معلمان به او واگذار می کنند، سنجیده می شود و مشکل معلمان مقطع ابتدایی شبیه مشکلی است که والدین با کودکان دارند، یعنی تربیت کودکان به نحوی که تجلیات فیزیکی و نمادین خاصی را بعنوان پاداش و تنبیه در نظر گیرند. کار اصلی والدین بعنوان یک پیش شرط، همانا توسعه روابط محبت و تربیت با کودکان است. به همین قیاس، اولویت اول معلمان ابتدایی ایجاد تعلق خاطر نسبت به معلم و مدرسه، در میان دانش آموزان است.
24. تأثیر مدرسه و خانواده را بر موفقیت دانش آموزان مقایسه نمائید:
مدرسه و دیگر مراکز آموزشی به عنوان نهادهای رسمی تعلیم و تربیت، می توانند درون دارهای خاصی را وارد فرایند جامعه پذیری می کنند. این درون دادها را می توان «فرصتها» ، «تقاضاها» و «پاداش ها» نامید. اما گروه دومی از درون دادها ناشی از محیط نزدیکتر، صمیمی تر و با دوام تر کودک است. این دو درون دادها، را میتوان «نگرشها» ، «تلاش» و « تصور از خویش» نامید.
محیطی که بیش از همه بر این نوع درون دادهای نوع دوم اثر دارد، محیط اجتماعی خانواده است. اما نوعی تقسیم کار ضمنی نیز وجود دارد که بر اساس آن خانواده بر کسب درآمد و زندگی شغلی تأکید می کند و وظیفه جامعه پذیری را به مدرسه می سپارد. در نتیجه گروه اول درون دادها یعنی فرصتها، تقاضاها و پاداشها افزایش می یابند ولی گروه دوم درون دادها یعنی نگرشها، تلاش و تصور از خویش نادیده گرفته می شوند.
25. سرمایه اجتماعی چیست نظر کلمن را در این ارتباط تشریح فرمائید:
سرمایه دولت، قدرت سیاسی و سرمایه بخش خصوصی توان مالی و سرمایه جامعه مدنی همان سرمایه اجتماعی است منظور از سرمایه و منابعی است که افراد و گروهها از طریق پیوند با یکدیگر (نوع ارتباطات) می توانند به دست آورند.
کلمن به جای تعریف سرمایه اجتماعی بر حسب ماهیت و به طور کلی محتوای آن، به کار کرد آن توجه دارد. به اعتقاد او، سرمایه اجتماعی بخشی از ساختار اجتماعی است که به کنشگر اجازه می دهد تا با استفاده از آن به منابع خود دست یابد. این بعد از ساختار اجتماعی شامل تکالیف و انتظارات، شبکه های اطلاع رسانی، هنجارها و ضمانت اجراهایی است که انواع خاصی از رفتار را تشویق می کند یا مانع آن می شود.
به اعتقاد کلمن، سرمایه اجتماعی به سه شکل ظاهر می شود: 1) تکالیف و انتظاراتی که به میزان قابلیت اعتماد به محیط اجتماعی بستگی دارد؛ 2) ظرفیت انتقال اطلاعات در ساختار اجتماعی تا بتوان پایه ای برای کنش فراهم دارد؛ 3) وجود هنجارهایی که توأم با ضمانت اجرایی مؤثر باشند.
26. سه سرمایه ای که دارا بودن آنها به دانش آموزان در رسیدن به اهداف آموزشی مدد مي رسانند را تشریح نمائید:
الف) سرمایه مالی که شامل پولی است که از سوی خانواده آنها برای پرداخت هزینه های تحصیلی نظیر خرید کتاب و غیره سرمایه گذاری می شود.
ب) سرمایه انسانی که شامل توانایی و انگیزش خود دانش آموزان می شود. در این بخش می توان به علامه و انگیزش معلمان نیز اشاره کرد.
ج) سرمایه اجتماعی که از طریق تعامل بین دانش آموزان و معلمان در جریان فرایند یادگیری، حاصل می شود.
27. در چه زمانی مدارس می توانند از سرمایه اجتماعی غنی باشند؛ توضیح دهید:
زمانی که روابط اجتماعی موجود در آنها از یکسو دانش آموز را به چالش فکری و علمی بکشد و از سوی دیگر حمایت اجتماعی فراوانی برای دانش آموز فراهم کند. این نوع روابط اجتماعی بر رفتار دانش آموز و عملکرد او تأثیر مثبت فراوانی خواهد داشت.
28. برخی از ساز و کارهایی که سرمایه اجتماعی از طریق آن بر عملکرد تحصیلی تأثیر می گذارد را تشریح نمائید:
1) رابطه بین والدین و فرزند: وجود سرمایه اجتماعی در درون خانواده از اینرو حائز اهمیت است که به فرزندان در همان دوران کودکی اجازه دسترسی به سرمایه انسانی والدین می دهد، ولی این امر به حضور فیزیکی والدین در خانه و میزان توجه، علاقه و شوق و تشویق والدین بستگی دارد.
2) نوع رابطه بین مادر و پدر با یکدیگر و رابطه آنها با مدرسه، تأثیر قدرتمندی بر فرزندان و تشویق فرهنگ یادگیری دارد.
3) آرزوهای تحصیلی و شغلی تأثیر بسیاری بر نوع عملکرد فرد دارند. بخش عمده ای از این آرزوها از طریق شبکه های اجتماعی به افراد منتقل می شوند. لذا کیفیت و کمیت شبکه های اجتماعی فرد در نوع و سطح آرزوهای تحصیلی و شغلی او تأثیر فراوانی دارد.
29. از عوامل ایجاد کننده فرسایش در سرمایه اجتماعی چه می دانید؟
فرسایش شدیدی در سرمایه اجتماعی کودکان و نوجوانان، هم در درون خانواده و هم در بیرون از آن روی داده است. رشد سرمایه انسانی در درون خانواده بسیار زیاد شده است. به طوری که سطح تحصیلات دائماً در حال افزایش است، ولی به موازات رشد سرمایه انسانی والدین، سرمایه اجتماعی که شاخص آن حضور بزرگسالان در خانواده و میزان تبادل نظر در خصوص موضوعات علمی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی بین والدین و کودکان است، کاهش یافته است.
غیبت پدر در خانواده و محیط همسایگی در طول روز و اخیراً غیبت مادر در خانواده و ورود به بازار کار به معنای کاهش مشارکت والدین در سازمانهای محلی نظیر انجمن اولیا و مربیان و ... است.
30. نقش معلم را از دیدگاه کارکرد گرایان، تضاد و تفسیری مقایسه نمائید:
این نظریه بر نقش کانونی معلمان و نهاد آموزشی تأکید دارند، منتهی هر یک از آنها، این نقش را به گونۀ خاصی می بیند. از دید کارکرد گرایان نقش آ. پ ، انتقال دانش فرهنگی، ارزشها و باورهاست در حالیکه از دید نظریۀ تضاد، نقش آن بازتولید ساختار اقتصادی و قشر بندی نیروی کاراست از دید نظریۀ تفسیری نیز نقش آ. پ ، همانا فرایند اجتماعی شدن است.
31. وابستگی مبتنی بر تعاون، رقابت و تلاش فرد گرایانه را تشریح فرمائید:
دو نوع وابستگی متقابل اجتماعی وجود دار: وابستگی مبتنی بر تعاون و مبتنی بر رقابت:
تعاون زمانی پدید می آید که فرد درک کند که با دیگران چنان پیوند خورده که موفقیت او بدون موفقیت بقیه امکان پذیر نیست. کار او به نفع دیگران است و کار دیگران به نفع او.
اما رقابت زمانی پدید می آید که ادراک فرد این باشد که او نمی تواند موفق شود مگر با شکست دیگران و برعکس، کار او سبب کاهش شانس موفقیت دیگران شده و کار دیگران سبب کاهش شانس موفقیت او می گردد. وانگهی، نبود وابستگی متقابل اجتماعی سبب تلاش فردی می شود. تلاش فرد گرایانه زمانی پدید می آید که فرد چنین ادراک کند که موفقیت او هیچ ارتباطی با موفقیت یا شکست دیگران ندار.
32. نظریه ی عدالت توزیعی را تشریح فرمائید:
این نظریه به بررسی این موضوع می پردازد که چه امتیازات و منافعی به اعضای گروه واگذار شود. دیدگاه انصاف معتقد است که پاداش فرد باید به تناسب و مشارکت وی در تلاش گروهی باشد. دیدگاه برابری معتقد استن که تمام اعضای گروه باید به طور یکسان از امتیازات بهره مند شوند. از سوی دیگر، دیدگاه نیاز معتقد است که اعضای گروه باید تناسب نیازهایشان از امتیازات برخوردار شوند در واقع این به معلم بستگی دارد که از چه دیدگاهی استفاده نماید. خواه از دیدگاه انصاف بهره جوید، خواه از دیدگاه برابری یا نیاز، در هر صورت دانش آموزان باید درک کنند که نظام، عادلانه است.
33. قلمروهای دانش معلم را تشریح نمائید:
دانش معلم را می توان به شش قلمرو تقسیم نمود: 1) دانش شناخت محتوا؛ 2) دانش شناخت یادگیری و یاد گیرندگان؛ 3) دانش نحوۀ تدریس؛ 4) دانش برنامه درسی؛ 5) دانش مربوط به زمینه؛ 6) دانش معلم دربارۀ خویش.
- دانش محتوایی شامل آگاهی از موضوع مورد تدریس.
- دانش یادگیری و یادگیرندگان شامل آگاهی از نظریه های یادگیری، رشد فیزیکی، اجتماعی، روانشناختی، رشد روانشناختی دانش آموزان و نظریه انگیزش است.
- دانش معلم دربارۀ نحوۀ تدریس نیز شامل دانش او دربارۀ سازمان و مدیریت کلاس درس و روشهای عمومی تدریس است.
- دانش برنامه درسی شامل آگاهی معلم دربارۀ فرایندهای توسعه برنامه درسی و بخصوص برنامه درسی مدرسه در هر مقطع تحصیلی است.
- دانش در مورد زمینه شامل دانش معلم دربارۀ وضعیتها و شرایطی که او در چهارچوب آنها کار می کند نظیر مدرسه، ناحیه، شهرستان و ... است. این نوع دانش شامل آگاهی معلم در مورد دانش آموزان و خانواده های آنان و اجتماع محلی نیز می باشد.
- دانش دربارۀ خویش شامل آگاهی معلم دربارۀ ارزشهای شخصی خود، نقاط قوت و ضعف، فلسفه آموزشی و اهداف خویش برای تدریس است.
34. از رفتارهای تفاضلی معلمین با دانش آموزان موفق و نا موفق چه می دانید بیان کنید:
گودوبرافی معتقد است که رفتارهای ذیل نشان دهندۀ رفتار تفاضلی معلم با دانش آموز موفق و ناموفق فرضی است:
الف) معلم برای پاسخ دادن به سؤالهایی که از دانش آموز ناموفق پرسیده می شود وقت کمتری به آنها می دهد و بلافاصله یا خود جواب را می گوید یا از دیگری می پرسد.
ب) معلم به جای اینکه سعی کند تا از طریق ارائه یکسری نشانه ها یا تکرار سؤال یا طرح آن به شکل دیگر به دانش آموز ناموفق کمک کند، خود جواب را می گوید یا از دیگری می پرسد.
ج) معلم از تقویت نامناسب، استفاده می کند (مثلاً به رفتار نامناسب یا جواب غلط پاداش می دهد).
د) معلم، دانش آموز ناموفق را دائم مورد سرزنش و انتقادئ قرار می دهد (به خاطر شکستهایش).
هـ) معلم دانش آموز ناموفق را به جهت کسب موفقیت و پیروزی، کمتر تحسین می کند.
و) معلم به واکنشهایی که توسط دانش آموزان ناموفق در جمع صورت می گیرد پاسخ و واکنشی ارائه نمی دهد.
ز) معلم به دانش آموز ناموفق توجه کمتری داشته و ارتباط کمتری با آنها دارد.
ح) معلم از دانش آموز ناموفق کمتر سؤال می کند و یا سؤالات بسیار آسان و غیر تحلیلی می پرسد.
ط) معلم در کلاس درس دانش آموزان ناموفق را از خود دورتر می نشاند.
ی) معلم با دانش آموز ناموفق، بیشتر به صورت خصوصی ارتباط دارد تا جمعی و گروهی.
ک) تفاوت در نمره دهی به تکالیف و امتحانات. ق) به ندرت از ایده های آنها استفاده می کند.
م) روابط دوستانه کمتری دارد. ن) ارتباط چشمی و علائم تأکید را کمتر بکار می برد.
35. سلسله مراتب کنش و واکنش که به انحراف ثانویه منجر می شود را از نگاه لمرت عنوان نمائید:
لمرت معتقد است که سلسله مراتب کنش و واکنشی که به انحراف ثانویه منجر می شود به شکل زیر است:
1) انحراف اولیه؛ 2) مجازاتهای اجتماعی؛ 3) انحراف اولیه مجرد؛ 4) مجازاتهای طردهای قوی تر؛ 5) انحراف بیشتر؛
6) انگ خوردن توسط جامعه؛ 7) تقویت رفتار انحرافی به عنوان واکنش به انگ زده شده و اعمال مجازات؛ 8) پذیرش نهایی پایگاه اجتماعی فرد منحرف و انجام نقشهای مربوط به آن.
36. عوامل مؤثر بر بی رمقی معلمین را تشریح فرمائید:
بی رمقی شرایطی است که در آن نیروی انسانی، خسته شده و از پا در می آید.
احساس از خود بیگانگی و بی علاقه گی به تدریس، احساس خستگی و غیر مولد بودن نشانه های بی رمقی است. استرس شغلی مفرط و فقدان حمایت از سوی مدیریت و بطور کلی عوامل فردی و سازمانی تعیین کنندۀ بی رمقی در معلمان است.
- در عوامل فردی، روانشناسان به دنبال تعیین نوع شخصیتهایی هستند که احتمال بیشتری برای بی رمقی دارند مانند روان رنجورها و افراد درون گرا و یا حتی افراد انعطاف پذیر و دموکراتیکی که در نظامهای اداری بدون انعطاف کار کنند.
- در عوامل سازمانی و جمعیتی به عواملی مانند سن، تجربۀ تدریس، طبقۀ اجتماعی و جنس و نیز اندازۀ مدرسه، میزان دیوانسالاری در مدرسه، مقطع آموزشی معلم و سبک مدیریت مدرسه می توان اشاره کرد.
37. ضمن تعریف توسعه ی سیاسی مفهوم مشارکت و انسجام را توضیح دهید:
به اعتقاد کلمن توسعه سیاسی عبارت است از: نوعی فراگیری ناشی از جستجوی آگاهانه توانایی سیاسی به منظور نهادی ساختن الگوهای انسجام و الگوهای مشارکت و توزیع مناسب منابع.
مفاهیم کلیدی در این تعریف، انسجام و مشارکت می باشند.
انسجام مربوط می شود به توانایی جامعه برای ایجاد وحدت و یگانگی در بین مردم که مفهوم هویت ملی را سبب می شود.
مفهوم مشارکت سیاسی نیز تا حدودی بدیهی و روشن است. در این زمینه فرض اساسی این است که جامعۀ واجد شرایط بسیج سیاسی (نظیر شرکت در انتخابات ... ) نسبت به جامعه ای که در آن مردم از لحاظ سیاسی غیر فعال هستند برتری و رجحان دارد.
38. در ارتباط با جامعه پذیری سیاسی موارد زیر را توضیح دهید:
الف) تعریف جامعه پذیری سیاسی؛
فرایندی که بر اساس آن جامعه گرایشها، نگرشها، دانشها و معیارهای سیاسی خود را از نسلی به نسل دیگر منتقل می کند. و در عام ترین معنای آن، مربوط به شیوۀ انتقال فرهنگ سیاسی جامعه از نسلی به نسل دیگر می شود. و بواسطۀ جامعه پذیری، نظان سیاسی در مقابل تجزیه ها و تغییرات سیاسی مقاومت می کند.
ب) جهت گیری ها نسبت به موضوعات سیاسی؛
انواع جهت گیری عبارتند از: 1) جهت گیری شناختی، یعنی آگاهی فرد از نظام سیاسی و باور به این نظام و نقشهای آن. 2) جهت گیری عاطفی یا احساسات افراد نسبت به نظان سیاسی. 3) جهت گیری ارزیابی که به قضاوت در مورد موضوعات سیاسی می پردازد.
ج) دو تأثیر متفاوت جامعه پذیری سیاسی؛
- از یکسو این فرایند مهمترین عامل ثبات فرهنگ سیاسی و ساختار اجتماعی در طول زمان است بعبارت دیگر هر نظام اجتماعی می کوشد تا ارزشها، نگرشها و ددگاههای ضروری برای تداوم نظام سیاسی خود را به افراد جامعه منتقل کند و انجام این کار از طریق فرایند جامعه پذیری سیاسی انجام می گیرد.
- از سوی دیگر فرایند جامعه پذیری می تواند وسیلۀ بروز تغییرات اجتماعی و سیاسی نیز باشد. برای تحقق این کارکرد نیز باید در جریان جامعه پذیری سیاسی، احساس توانمندی و تفکر انتقادی به کودک آموزش داده شود.
- دو نوع جامعه پذیری سیاسی (پنهان و آشکار) :
- جامعه پذیری سیاسی پنهان نوعی یادگیری غیر سیاسی (نظیر فراگیری ارزشهای فرهنگی در خانواده) است که به طرق مختلف بر حوزه سیاست اثر می کند.
- جامعه پذیری سیاسی آشکار عبارتست از : انتقال صحیح و تعمدی اطلاعات، ارزشها، نگرشها و احساسات سیاسی.
هـ) فراگرد جامعه پذیری سیاسی در فرایند رشد:
مطالعات نشان می دهد که تمایلات و آمادگیهای روانی لازم برای یادگیری سیاسی تا سنین 12 یا 13 سالگی بخوبی در افراد تثبیت می شود و جهت گیری های سیاسی که مهمترین عامل در تعیین رفتار سیاسی افرادند تا پایان دبیرستان شکل می گیرند. همچنین اهمیت سالهای 10 تا 14 سالگی در رشد و توسعه تفکر سیاسی مهم اند. در سالهای اولیه کودک اقتدار را شناخته و سپس در مراحل بعد به نهادهای اقتدار توجه می کنند. در مورد نیازها نیز ابتدا نام شخصیتها را می شناسند و بعد با وظایف آنها آشنا می شوند.
39. چهار الگو در زمینه ی جامعه پذیری سیاسی مطرح است این چهار الگو را تشریح نمائید:
الف) الگوی انباشت؛ ب) الگوی همانندی؛ ج) الگوی انتقال نقش؛ د) الگوی شناختی- رشدی.
- الگوی انباشت مبتنی بر این فرض است که اگر کودکان در مواجهه و در معرض نمادها، ایده ها و نگرشها قرار گیرند، این موارد را جذب و انباشت نموده و در واقع مقتضی به ابراز آنها خواهند پرداخت. احساس تعلق و دلبستگی به کشور در کودک ثابت است و در سراسر سالهای مقطع ابتدایی تغییری در آن رخ نمی دهد.
- الگوی همانندی که بیشتر برای اکتساب وفاداری حزبی- سیاسی به کار می رود، مبتنی بر این فرض است که کودک در انتخابهای خود از رفتارهای والدین خود تقلید می کند و این تقلید تأثیر زیادی بر جهت گیریها و ترجیحات دوران بلوغ فرد خواهد داشت.
- الگوی انتقال نقش، نقش متقابل را برالی الگوی همانندی ایفا می کند. بر اساس این الگو، کودکان برای شکل دهی به نگرشهای خود نسبت به نظام حقوقی و سیاسی یعنی نظامهایی که کمک تجربه مستقیم چندانی از آنها ندارد، بر تجربیات قبلی خود اعتماد می کنند. در واقع این الگو تأکید می کند که چکونه کودک نقشی را که با آن آشناست را بر عهده می گیرد و سپس رفتار متناسب با این نقش را به قلمرو نظام سیاسی انتقال داده و تعمیم می دهد.
- بر اساس الگوی شناختی- رشدی، بموازات آنکه تمایل برای نگرش شخصی و خود مدارانه نسبت به امور کاهش می یابد، توانایی اش برای توجه به ابعاد انتزاعی و پیچیده جهان اجتماعی افزایش می یابد، که البته با افزایش سن صورت می گیرد. البته توانایی کودک برای استدلال و به کار گرفتن سطوح مختلف تفکر، تأثیر مهمی بر نگرشهای او و بالطبع بر جامعه پذیری اش دارد.
40. مفهوم شهروندی و آموزش شهروندی را توضیح دهید:
به اعتقاد مارشال، اولاً شهروندی وضعیتی است که ناشی از عضویت کامل فرد در اجتماع است، ثانیاً کسانی که حائز این وضعیت اند، حقوق و تکالیف یکسان و برابری دارند.
مفهوم شهروندی مدنی یعنی حق تساوی در مقابل قانون، حق آزادی بیان و افکار و همچنین حق مالکیت. ( حقوق ضروری برای آزادی فرد)
مفهوم شهروندی سیاسی یعنی حق شرکت در انتخابات و حق مشارکت در بدنۀ اقتدار سیاسی، خواه در قوه مقننه و خواه در قوه مجریه. (حق مشارکت در اعمال قدرت سیاسی)
مفهوم شهروندی اجتماعی یعنی حق برخورداری از رفاه اقتصادی- اجتماعی و حق سهیم شدن در میراث اجتماعی. (یعنی کاهش نابرابریهای اجتماعی و برقراری مساوات)
- منظور از آموزش شهروندی عبارتست از فرایند انتقال دانشها، ارزشها و نگرشهای لازم برای مشارکت و ثبات سیاسی جامعه از یک نسل به نسل دیگر. این انتقال شامل موارد مختلفی از قبیل: آگاهی از تاریخ و ساختار نهادهای سیاسی، احساس وفاداری به ملت نگرش مثبت نسبت به اقتدار سیاسی، باور به ارزشهای بنیادی، علاقه به مشارکت سیاسی و کسب مهارت لازم برای فهم سیاستهای عمومی و نظارت بر آنها شمرده می شود.
گرداورنده : توكلي
گروه یک
تاثیر ویژگی های اجتماعی - روانی محیط آموزشی بر رفتار و گرایشهای دانش آموزان
تاثیر پایگاه اجتماعی - اقتصادی دانش آموز بر عملکرد تحصیلی و پیشرفت تحصیلی
تاثیر خانواده ،همسالان ، معلمان بر عملکرد تحصیلی فرا گیران
گروه دو
اثرات چند جانبه آموزش و پرورش بر توسعه اقتصادی و اجتماعی
کارکردهای اجتماعی آموزش و پرورش از لحاظ قشر بندی اجتماعی
رابطه آموزش و پرورشو فرهنگ
بررسی کارکردهای سیاسی به خصوص استفاده از مدارس به عنوان نهادهای دولتی و حکومتی برای حفظ نظم موجود
بررسی اثرات آموزش و پرورش در ایجاد تغییرات اجتماعی
گروه سه
تحلیل مدارس به عنوان سازمانهای پیچیده و بروکراتیک
مطالعه نقشها ،هنجارها و ارزشهای درونی نظام های آموزشی و تغییرات آنها
بررسی روابط سازمانی میان مدیران ،معلمان و دانش آموزان مطالعه تفاوتهای اجتماعی و آموزشی مدارس عالی و دانشگاهها و اثرات آن بررفتار دانشجویی
برای دانلود قسمت دوم اینجا را کلیک کنید
برای دانلود سوالات قسمت اول اینجا کلیک کنید
برای دانلود سوالات قسمت دوم اینجا کلیک کنید