شنبه سیزدهم اسفند 1390

خلاصه کتاب تعلیم وتربیت


  باسمه تعالی

کتاب تعلیم وتربیت در اسلام

نویسنده:دکتر علی شریعتمداری

تلخیص کنندگان:

مصطفی قانع اردکانی

ابوالفضل اسماعیلی

نام درس: تعلیم وتربیت اسلامی

نام استاد: دکتر فقیهی

  بخش اول - انقلاب فرهنگی و آموزشی

فرهنگ  به معنای راههای زندگی یک جامعه ذکر شده است (منظور از راههای زندگی جامعه شیوه های مختلفی است که اعضای یک جامعه در تمام شئون زندگی جمعی اتخاذ می کنند مانند شیوه پختن ، لباس پوشیدن، حکومت ،آموزش و ......) . در تعریفی دیگر فرهنگ شامل امور و اشیائی است که انسان بتدریج آموخته ، خلق کرده و به آنها پی برده است.

اجزای فرهنگ: 1-    ابزار و تکنیک با روش 2- نظم اجتماعی و نهادهای آن 3- ارزشها یا آنچه مردم یک جامعه بدان اعتقاد دارند.

عناصر فرهنگ 1-    عناصر عمومی (امور و رفتار مشترک میان مردم یک جامعه)مانند وحدت میان جامعه 2-    عناصر تخصصی ( اعمال ورفتاری که در میان اعضای گروههای خاص ظاهر می شود.)مانند برنامه های آموزشی حرفه ای در سطح متوسطه و عالی 3-    عناصر اختراعی( راهها و امور تازه ای که بتدریج از سوی یک فرد یا افراد معدود در جامعه مطرح می شوند و ممکن است شیوه زندگی مردم را در پاره ای از شئون اجتماعی تغییر دهند.) مانند تشویق افراد به اندیشیدن و آزاد اندیشی در زمینه های مختلف

تعلیم و تربیت و میراث فرهنگی

سه وظیفه مهم مراکز آموزشی در برابر میراث فرهنگی چیست؟ 1-    معرفی و انتقال میراث فرهنگی  2- ارزیابی میراث فرهنگی  3- گسترش میراث فرهنگی

  فرهنگ اسلامی

اسلام به عنوان دینی یا تنها دینی که تمام شئون حیات انسانی را در برمی گیرد خود از فرهنگی غنی و پر بار برخوردار است . این فرهنگ مبتنی بر وحی است و از تعالیم الهی نشا ت می گیرد .

علل استقبال مردم ایران از آیین اسلام 1-    سعه صدر اسلام 2- جنبه مردمی بودن اسلام 3- جنبه عقلانی بودن اسلام

مسئله اصلی تعلیم و تربیت

مسئله اساسی در تعلیم وتربیت جدی تلقی کردن امر تعلیم و تربیت است . در گذشته خانواده ها برای با سواد شدن فرزند انشان آنها را به مدرسه می فرستادند  وکار معلم انتقال مطالب موجود در ذهن دانش آموزان بود ولی اکنون خانواده ها فرزند خود را برای تربیت باید به مدرسه بفرستند وکار معلم تربیت  شاگرد و تغییر رفتار اوست.

نکات ضروری در مورد فلسفه آموزش متوسطه (آماده کردن افراد برای رفتن به دانشگاه)

1-    در هیچ جای دنیا همه فارغ التحصیلان متوسطه بلا فاصله به دانشگاه نمی روند. 2-    هیچ جامعه ای نیاز  ندارد تمام فارغ التحصیلان  دوره متوسطه به دانشگاه گسیل دارد . 3-    دانشگاهها بیش از 7 یا 8 درصد داوطلبان را نمی توانند بپذیرند. 4-    چند درصد فارغ التحصیلان متوسطه را می توان بلافاصله پس از فراغت تحصیل وارد بازار کار شوند.(تغییر برنامه متوسطه از لحاظ شکل و محتوا)

آموزش عالی

دو هدف اصلی آموزش عالی 1-    ارائه خدمات   2- گسترش رشته های علمی از طریق تحقیق

اهداف آموزش عالی 1-    حفظ سنتهای علمی 2- تربیت متخصصان 3- تربیت عمومی 4- توسعه میراث فرهنگی 5- تاسیس مراکز تخصصی 6- حل مسائل جامعه 7- تربیت معلم

ارکان اساسی برنامه آموزشی تربیت معلم ( بالا بردن سطح معلومات معلمان تا دوره لیسانس ) چیست؟

1-    آشنایی با اصول تعلیم و تربیت  و روانشناسی2- آگاهی از فرهنگ و معارف اسلامی3- تبحر داشتن در رشته های درسی4- برخورداری از اطلاعات عمومی

بخش دوم - دو ویژگی انسان

1-    آگاهی از رفتار خود   2-    برخورداری از نیروی تفکر

انسان پیوسته از نیروی تفکر در برخورد با مسائل استفاده نمی کند گاهی به جای تفکر به تقلید دست می زند . در رفتار اجتماعی ظاهرا یک جبر و نا آگاهی مشاهده می گردد.انسان بتدریج می تواند از آنچه  انجام می دهدآگاه باشد و این آگاهی یکی از نشانه های رشد شخصیت فرد است . از سوی دیگر زندگی انسان با مسائل و مشکلات همراه است . برخورد با مسائل این  قدرت را در انسان رشد می دهد انسان برای ادامه حیات مجبور است از نیروی تفکر استفاده کند.

مقایسه اسلام با نظامهای موجود در شرق و غرب

بعضی از نظامها ی فکری افراد را چه در زندگی شخصی و چه در حیات جمعی محصول محیط تلقی می نمایند و نقش برای آگاهی انسان  در رشد  وتکامل خود قائل نیستند. نقص دیگر نظامهای تربیتی محدودیت دید آنها در برخورد به مسائل است که ناشی از برداشت آنها از ماهیت انسان است.آنها جنبه های مختلف شخصیت انسان را از نظر دور می دارند. بعضی جنبه زیستی یا فیزیو لوژیک را پایه رفتار آدمی تلقی می کنند(قرار دادن انسان همسطح حیوان) بعضی دیگر جنبه اجتماعی را پایه رفتار آدمی تلقی می کنند(نادیده گرفتن فردیت و استقلال فرد). در پاره ای از نظامها جنبه های مادی حیات انسان در درجه اول اهمیت قرار می دهند و گروهی جنبه معنوی مهم تلقی می شود . در میان گروهی جنبه فردیت فرد مورد توجه قرار می گیرد  و جنبه اجتماعی را نادیده گرفته می شود.     در چنین  شرایطی طرح نظام فکری اسلام جالب است این نظام  نه از تمام جهات با نظامهای دیگر شباهت دارد و نه تلفیق یا التقاطی از نظامهای مختلف است.نظام فکری اسلام به صورت کلی جنبه تربیتی دارد در این نظام نه فرد به تنهایی مورد نظر است و نه جمع . فرد آزاد است اما آزادی او هماهنگ با مقام والای انسانی است و در عین آزادی فرد مکلف  و مشمول است . او می تواند از نتیجه کار و کوشش خود بهره مند شود  به این شرط که با منافع جمع برخورد نداشته باشد فرد علاوه بر داشتن اختیار و آزادی در برابر جمع احساس مسئولیت می کند. در اسلام تامین ضرورت زندگی برای افراد جزء وظایف جامعه است . جامعه باید رفاه فرد را تامین کند و موجبات پیشرفت را فراهم کند.

بخش سوم – نظام تربیتی اسلام

ویژگیهای نظام تربیتی اسلام 1-    جنبه الهی  2- جنبه هدایتی 3- جنبه پویایی 4- جنبه عقلانی 5 - جنبه انقلابی

اول :جنبه الهی (تربیت اسلامی تربیتی الهی است وطبق آنچه در قرآن مجید آمده است در مورد همه افراد بشر چه پیامبران و چه افراد عادی اعمال شده است.- سوره بقره آیه 30-علق آیات 1-5 –انبیاء آیه 7و............)

     کامل بودن تربیت الهی( جامعیت -  معنویت - عدم محدودیت) تربیت الهی تمام جنبه های شخصیت آدمی مورد توجه است.تعالیم دینی چون از مبدا الهی نشات می گیرند تحت شرایط زمانی  یا مکانی  یا اجتماعی و بطور کلی زیر نفوذ یک یا چند عامل قرار ندارند و هیچ نوع محدودیتی در مورد آنها قابل تصور نیست .

   سازگاری با فطرت آدمی (توجه به تمام ابعاد شخصیتی انسان){عاطفی ،مادی ،معنوی،اجتماعی،عقلانی،کنجکاوی و حقیقت جویی و..}تربیت الهی راه را برای رشد و تکامل دائمی و نا محدود انسان هموار می سازد  و از این جهت انسانی را که فطرتا کمالجو و ترقی طلب است راضی می کند.

     جاودانی ساختن حیات آدمی اتصال به مبداء اعلا و از او بودن و بسوی او حرکت کردن ،حیات انسان را جاودانه می سازد .مکتبهای غیر الهی حیات انسان را به فاصله میان انعقاد نطفه و مرگ محدود می سازند. 

     تربیت الهی و سعادت ابدی تربیت دینی نه تنها انسان را در این دنیا به فضائل معنوی و اخلاقی می آراید،بلکه با ارتباط دادن فرد به مبدا هستی و سوق دادن او بسوی این مبدا سعادت دائمی اورا تامین می کند

دوم: جنبه هدایتی

 ( در قرآن مجید وسایر متون اسلامی خداوند متعال بعنوان هادی و راهنما معرفی شده است.سوره شوری آیه 53و.....)

هدایت الهی هم جنبه تکوینی دارد و هم جنبه تشریعی

    هدایت تکوینی(در مورد همه موجودات یا به عبارت دیگر در مورد کل جهان آفرینش صورت می گیرد.تمام مخلوقات از سنتهای الهی پیروی می کنند.آیات 12 سوره فصلت و 5 سوره طه) 

    هدایت تشریعی (بوسیله پیامبران صورت می گیرد. قرآن مجید به بهترین وجه انسان را  هدایت می کند)

هدایت انسان

1-از طریق قوائی که در وجود انسان آفریده است(قوه عقل) 2- از طریق پیامبران گرامی

خداوند انسان را از طریق پیامبران هدایت کرده است و او را به تفکر و تعقل درباره آفرینش جهان ترغیب می کند این انسان است که با استفاده از تعالیم الهی و قدرت عقلانی خود  راست را انتخاب کند و موجبات رشد و تکامل و سعادت خویش را فراهم سازد ( این مبین این است که دین الهی بر انسان تحمیل نمی شود)

هدایت و تعلیم و تربیت

  بسیاری از متخصصان  تعلیم و تربیت ، هدایت و تعلیم و تربیت را در مفهوم مترادف تلقی می کنند به سخن دیگر تعلیم وتربیت را همان هدایت فرد یا جامعه تلقی می کنند.هدایت مفهوم گسترده ای دارد و با امرکردن ،توصیه کردن،موعظه کردن، تلقین کردن،متفاوت است.هدایت یعنی کمک به فرد برای شناختن خود و محیط خویشتن است در صورتی که در امر کردن خواسته می شود کاری طبق دستور و در توصیه کاری بدون اجبار انجام گیرد در موعظه انجام کاری معین به فرد گوشزد می شود و در تلقین نظری به فرد تحمیل می گرددو فرصت تعقل و تفکر را از فرد سلب می کند.هدایت فرد در جنبه های مختلف رشد شخصیت  یعنی جنبه های عقلانی،اجتماعی،عاطفی وبدنی می باشد.اگر رفتار فرد را تحلیل کنیم می توانیم جنبه های ایمانی و اعتقادی را از جنبه های دیگر متمایز سازیم.

علل مورد توجه قرار نگرفتن بعد ایمانی از طرف روانشناسان چیست؟

1.      پاره ای از روانشناسان تصور می کنند بعد ایمانی جنبه ذهنی دارد و فاقد پایه عینی است. 2.      زمینه ذهنی روانشناسان و پذیرش فرضهایی است که خود در بیشتر موارد جنبه وهمی وغیر منطقی دارد. 3.      بررسی وتوضیح  تمام اعمال و رفتار انسان بوسیله جنبه بدنی یا زیستی 4.      برسی بعد ایمانی کار رهبران دینی یا متکلمان است.

بعد ایمانی در قرآن

Ø     انسان بعنوان جانشین خدا در زمین

Ø     آفرینش انسان از خاک و دمیدن روح الهی در انسان

Ø     آفرینش انسان به نیکو ترین صورت وجود

Ø     افرینش انسان از نطفه و سپس برخوردار ساختن او از چشم و گوش وعقل وهوش

Ø     نفس مطمئنه (سرانجام انسانهای مومن و متعبد)و.....

جنبه عقلانی

انسان موجودی است که می تواند از رفتار خود آگاه باشدو از نیروی تفکر نیز برخوردار است و در حد وسیع تحت نفوذ جنبه عقلانی شخصیت خود قرار دارد وجنبه های اجتماعی و عاطفی نیز در حد وسیع تحت نفوذ جنبه عقلانی قرار دارد. در اسلام جهل و نادانی بزرگترین فقر تلقی می شود و به کسب علم ودانش تاکید فراوان شده است.علم همسر مومن تلقی می شود و حلم وزیر و عقل راهنمای اوست و برخورداری از عقل شرط دینداری ذکر شده است.ماهیت عقل چیزی است که بوسیله آن می توان خیر را از شر تمیز داد.

مراحل فعالیت عقلانی ·  

     تشخیص موقعیت(تحلیل موقعیت یا شرایطی که فرد تحت ان قرار دارد) · 

     مشخص ساختن یا موضوع مسئله(تشخیص مسئله اساسی از غیر اساسی) ·  

     جمع آوری اطلاعات(جمع آوری دلائل و مدارک –امکانات –تجربیات خود و دیگران ) ·   

    تهیه راه حلها (فرد در صدد پیدا کردن راه حل بر می آید که متناسب با مکانات باشد.) ·    

   انتخاب بهترین راه حل(متناسبترین یا هماهنگ ترین راه حل با اطلاعات و امکانات)

جنبه های عاطفی شخصیت انسان از چند جهت اهمیت دارد؟

§        بسیار پیچیده است هم زمینه فیزیولوژیکی دارد و هم عقلانی و اجتماعی

§        عواطف بعنوان انگیزه های نیرومند انسان را به تلاش و کوشش وا می دارد.

§        تاریخ حیات انسان نمایشگر این حقیقت است که آدمی بیشتر تحت تاثیر عواطف قرار دارد تا زیر نفوذ عقل

رشد عاطفی:بصورت عواطف و کنترل آنها ظاهر می گردد و فردی که دارای رشد عاطفی است می داند چگونه عواطف خود را ظاهر سازد و عواطف خویش را کنترل کند.

مهمترین جریانهای جمعی

1.      سازگاری اجتماعی لازمه ادامه حیات انسانی وجود تفاهم میان افراد و اقوام و ملل است.افراد باید عادات و مهارتهای لازم جهت شرکت در حیات جمعی را کسب کنند و یا پاره ای از عادات خود را ترک کنند.سازگاری به معنای تسلیم در برابر جمع یا تایید وضع موجود نیست (حفظ ویژگی فردی)

2.      همکاری در همکاری وحدت هدف ،تقسیم کار،قبول مسئولیت،هماهنگی فعالیتها و برخورداری همه از کار جمعی عناصر اصلی را تشکیل می دهند.

3.      مخالفت .      یکی دیگر از جریانهای اجتماعی اختلاف افراد یا مخالفت اصول افراد با هم در جامعه است.اختلاف نظر یک امر طبیعی است که ناشی از بیان آزادعقاید مختلف افراد می باشد.

4.      توافق و تشابه جریانی است که در آن فرد می خواهد تضاد و یا اختلاف خود راکاهش دهند.گاهی افراد به سختی می توانند نظر یک دیگر را بپذیرند.در این گونه موارد طرفین بحث به توافق با یکدیگر بر می آیند.اسلام نیز به همزیستی و حسن ارتباط با دیگران تشویق می کند و تفاهم میان اقوام و ملل را نیز مطرح می کند .

سوم:جنبه پویایی

جهت پویایی یک نظام

1-    جهت بیرونی(اصول و هدفها وروشهای آن از ویژگی های خاص برخوردار است و اجزاء و ارکان آن نظام با یکدیگر هما هنگ باشندو نقش یکدیگر را تکمیل کنند.)(اصول باید جامع باشد – هدفها باید گسترده ورشد دهنده باشد – روشها باید انعطاف پذیر و قابل تطبیق به مواردگوناگون باشند.)

2-    جهت بیرونی(از تاثیر و نقش نظام در امور دیگر معلوم می شود) پویایی درونی و بیرونی یک نظام از هم جدا نیست و پویایی هر نظام در حد وسیع به جنبه عقلانی  آن نظام ارتباط دارد.منظور از جنبه عقلانی قابلیت بررسی منطقی آن نظام و هماهنگی آن نظام با تفکر صحیح است.نظام فکری اسلام نظامی توحیدی است که اعتقاد به خدا پایه واساس این نظام را تشکیل می دهد.اعتقاد به خدا نه تنها جنبه عقلانی دارد بلکه عامل وحدت دهنده موجودات جهان ، انسان وجهان وانسانهارا با یکدیگر پیوند می دهد. تنوع روشها در اسلام انعطاف پذیری خاص به نظام فکری اسلام می دهد.

چهارم:جنبه عقلانی

جنبه عقلانی از ویژگیهای تربیت اسلامی است و همانطور که می دانیم مسلمانان باید اصول و مبانی اعتقادات خود را از طریق تعقل بپذیرد که این خود از دلائل پویایی نظام فکری اسلام است و اهمیت عقل در زمینه های مختلف مورد تایید قرار می دهد. در جلد اول کافی ، صفحه 20 از قول موسی بن جعفر چنین آمده است : ای هشام خداوند تبارک وتعالی بوسیله عقول برمردم اتمام حجت کرد و پیامبران را بوسیله بیان یاری نمود و آنها را به ربوبیت خود بوسیله دلیل راهنمایی کرد.و....... انسانیت انسان وبزرگی شخصیت او وابسته به قدرت عقلانی اوست . رابطه دین و عقل :دین تکیه گاه مطمئنی برای عقل می باشد.دین جلوی انحرافات عقل را می گیرد و آن را در راه خیر و صلاح افراد جامعه انسانی سوق می دهد.اگرچه ممکن است گفته شود عقل همیشه در راه خیر وصلاح بکار نمی رود اما ترکیب عقل وایمان این احتمال را از میان می برد. بیشتر مذاهب و مسلکهای اجتماعی روی جنبه عاطفی یا احساس تکیه می کنند و از این طریق افراد را به مکتب خود جلب می نمایند.طرفداران این مکتبها از تعقل پیروان خود ترس دارند زیرا مطمئن نیستند که مبانی مکتب آنها در برابر بررسی عقلانی تاب مقاومت داشته باشند.اسلام ضمن تشویق افراد به عقل و مبتنی ساختن مذهب بر تعقل جنبه های عاطفی را نیز دور نمی دارد.

احکام اسلامی

احکام اسلامی بر پنج گونه اند( وجوب ،استحباب ، کراهت، اباحه و حرمت ). ملاک یا مناط احکام اسلامی و تعقل آنها برافعال همان مصلحت یا فسادی است که نتیجه آن افعال می باشد.همین فساد ومصلحت افعال موجب نیکو یا زشت شمردن آنهاست.

ماخذ احکام اسلامی نیز چهار چیز می باشد:

1-  قرآن 2- سنت(گفتار و کردار معصومین وانچه در حضورایشان گفته شده یا اجرا شده و مورد تایید ایشان واقع شده است) 3-اجماع 4- عقل

ارزشهای اخلاقی

خوب و بد از نظر مکتب ها به اموری اطلاق می شود که مورد تایید یا نکوهش آن مکتب ها باشد. خوب و بد چیزهایی هستند که مکتب دیکته می کند.در اینجا حسن وقبح خود امر یا رفتار نیست ،بحث در این نیست که عمل خود به خود یا در زمینه اجتماعی خوب یا بد باشدبلکه آنچه مکتب پذیرفته و به پیروان خود دیکته می کند خوب و آنچه مکتب نمی پذیرد بد می باشد.دستورالعملهای اخلاقی در اسلام بر پایه مصلحت یا فساد عمل مبتنی هستند و خوب وبد بر این مبنا تعیین می شود.از نظر پیروان مکتب تحلیل منطقی و مکتب تحققی خوب و بد امور شخصی هستند و تمایل افراد را منعکس می نمایندآنچه مورد تمایل و مورد علاقه فرد است خوب و آنچه مورد نفرت و بیزاری اوست بد است. کانت و دیوئی وعده ای از فیلسوفان قضایای اخلاقی را قابل بررسی عقلانی تلقی می نمایند خوب و بد مانند فکر صحیح و فکر نادرست که در تجربه آدمی ظاهر می گردد و باید با فطرت یا طبیعت آدمی سازگار باشد.در این جا باید دو نکته را متذکر شد کمال مطلوب در شیوه فکرکردن مانند کمال در رفتار اخلاقی با فطرت انسان سازگار است و تلاش انسان در طول حیات خود بر این است که هرچه بیشتر به این کمال مطلوب نزدیکتر شود بدون تردید انسان در این را هم از تعالیم انبیای الهی بهره می گیرد و هم تجربیات خود ،آنچه با فطرت او سازگار است کشف می کند. دوم اینکه ادراک تدریجی ارزشهای اخلاقی و توجه به تاثیر آنها در زندگی آدمی با مطلق بودن پاره ای از ارزشها منافات ندارد .مذاهب الهی در طرح و ترویج این ارزشها در جوامع مختلف اقدام کرده اندآنچه قضیه اخلاقی را از قضیه علمی جدا می سازد موضوع آن است.موضوع قضایای علمی پدیده طبیعی است . اما موضوع قضایای اخلاقی رفتار انسان و مناسبات او با دیگران است.

آموزش در اسلام(گرایشهای عمده در تعلیم و تربیت)

دو طریق در آموزش

1-    طریق عادت دادن(یک بعدی تلقی کردن ماهیت انسان)

مکتب سلوک ورفتار پایه گذار این طریق است آموزش از طریق عادت دادن یا به تعبیری علمی از طریق شرطی ابتدا بوسیله دانشمندان شوروی پاولف مطرح شد. اسکینر روانشناس آمریکایی نیز تحقیقات خود را در باره واکنش شرطی ادامه داد و به طرح نظریه شرطی – عملی مبادرت کرد.پایه عادت دادن ایجاد واکنش شرطی در فرد است. با ذکر یک عنوان و طرح مطلب معین و تکرار این امر میان این دو در ذهن فرد رابطه ای برقرار می شود و فرد با طرح عنوان خود به خود مطالب ارائه شده را به ذهن منتقل می سازد . شرط اساسی در اینگونه اموزش مجاورت و تکرار و تمرین است. آموزش از طریق شرطی کردن است که گرایش اساسی تربیتی در شرایط کنونی چه در غربیها و چه در اردوی شرقیهاست.

تلقین پذیری: فرد آنچه را که ارائه می شود می پذیرد. معلم مطلب را ارائه می دهد وشاگرد نیز به سخنان معلم گوش فرا میدهد و این جریان چندمرتبه تکرار می شود در این صورت شاگرد انچه را ارائه شده خود به خود بدون اراده و آگاهی می پذیرد.

قابلیت پیش بینی: در جریان عادت دادن نتیجه آموزش قابل پیش بینی است.

2- طریق تربیتی (تعلیم وتربیت)

در این روش تفکر نقش اساسی دارد .فعالیت فرد بطور کلی اساس کار تشکیل می دهد و معلم نقش راهنما را دارد (روش حل مسئله) در جریان تعلیم وتربیت فهم جانشین مجاورت و تکرار می شود.(بررسی و درک معنای مسئله) فهم یعنی اینکه فرد آنچه را می بیند یا می شنود مورد بررسی قرار می دهد مثلا معنای یک عبارت برای اور روشن است و او می تواند طرحی یا تصویری از عنوانی که برای اومطرح شده است در ذهن خود مجسم سازد.دومین عامل در تعلیم وتربیت تعقل و تفکر است.(ارزیابی) فرد نه تنها آنچه را ارائه شده درک می کند بلکه به ارزیابی آن می پردازد و نسبت به درستی و نادرستی آن قضاوت می کند. نتیجه قابل پیش بینی نیست.

مباتی تربیت اسلام

تکرار فهم و عقل در آیات قران و احادیث اهمیت این دو مفهوم را در نظام تربیتی اسلام روشن می سازد. اسلام پایه خداشناسی را بر تعقل می گذارد و قواعد عقلی را در تعیین احکام و ارزشهای اخلاقی موثر میداند. در ضمن تربیت و توام بودن آن با تعلیم کتاب و حکمت ذکر شده است.نظام توحیدی با نظام فکری اسلام نه تنها مبتنی برعقل و سازگار با طبیعت انسان است که پذیرفتن این نظام از پیروان خود می خواهد که فهم وتعقل را پایه دینداری قرار دهند  و در احکام و امورارزشی نیز تعقل را مهم تلقی می نماید.

پنجم :جنبه انقلابی

مکتب اسلام یک مکتب انقلابی است.

ملاک های انقلابی بودن یک مکتب عبارتند از:

1-    نظامی فکری که هم پویا باشد و هم جنبه عقلانی داشته باشدارائه دهد.

2-    دگر گونیهای بنیادی در نظام ارزشی ،در نظام اقتصادی ، در نظام سیاسی ، در نظام اجتماعی و در نظام تربیتی بوجود اورد.

3-    برای فرد وجامعه هدفهائی را مطرح سازد که هم وسیع و گسترده باشند تا رشد فرد و جمع را محدودنسازد و هم فعالیتهای روزمره را هدایت کنند و موجبات تکامل انسان را فراهم سازند

4-    ریشه و علل دیکتاتوری ، استعمار و بیدادگری را از میان بر دارد.

5-    ارزشهای اساسی انسان را تحکیم کند و ارزشهای کاذب را از میان بردارد.

6-     راه رشد وتکامل فرد و تامین رفاه جمع را هموار سازد.

7-    بجای حاکمیت افراد و گروهها حاکمیت اصول و قوانین را تامین کند.

8 -    حمایت از حاکمیت صاحبان تقوا ومستضعفان

9-    باز نمودن راه طرح اندیشه های تازه و فطریات و راه حلهای منطقی

10- تایید و حمایت قرار دادن علم ودانش بعنوان نظریه های مدلل

11- اصل حاکمیت مردم بر سرنوشت خود راتایید کند.

مکتب اسلام جنبه های اساسی انقلابی را دارا است نظام توحیدی اسلام در تمام شئون جهان و حیات انسان حاکم است بلکه انسانها را در مسیر تکامل قرا ر می دهد. نظام توحیدی انسان را به ابدیت پیوند می زند. نظام توحیدی  چنانچه از آیات قرآن بر می آید  نظامی است عقلانی و خردمندان در سایه تفکر، این نظام را می پذیرند واز آن اطاعت می کنند .در نظام توحیدی مبتنی  به الله و لااله الا الله نفی ارزشهای کاذب مانند بت پرستی و پیروی از هوسها وتمایلات و..... و تثبیت ارزشهای انسانی مثل تقوا و عدالتخواهی و......مطرح است و استثمار و بی عدالتی وجود ندارد حاکمیت فرد و گروه معین مطرح نیست و آنچه بر انسان  ومناسبات انسانی حاکم است فضیلت و عدالت و حکمت است بعبارتی قانون الهی حاکم است و فراگیری دانش جزءوظایف مسلمانان قلمداد می گردد.............. اسلام با از بین بردن نظام استثماری و تقلید جاهلیت و رباخواری نظام موجود در آن زمان را تغییر داد که نشانه ای از انقلابی بودن این نظام توحیدی است.

منع زراندوزی

آیه 34 سوره توبه به این نکته اشاره دارد که کسانیکه طلاو نقره را جمع می کنند ودر راه خدا انفاق نمی کنند آنها را به عذاب دردناک بشارت ده آیت الله طالقانی در کتاب اسلام و مالکیت از قول حضرت علی (ع) نکته ای را نقل می کنند :زائد بر چهار هزار درهم گنج است خواه دارنده آن زکاتش را داده یا نداده باشد و کمتر از آن نفقه است . در قسمتی از آیه سوره بقره به مسلمانان توصیه شده است  که آنچه زائد بر ضروریات زندگی است در راه خدا انفاق کنید.در قرآن نظامهای پادشاهی و دیکتاتوری بعنوان منبع فساد تلقی شده است اصولا رسالت پیامبران ترغیب مردم به اقامه عدل و مبارزه با ستمگران است پیامبر اسلام پیروان خود را از افتخارات نژادی و قومی بر حذر می داشت وبه آنها می فرمود دین فرد بمنزله سابقه خانوادگی اوست ،اصل و پایه شخصیت انسان عقل و خرد اوست و گرامی ترین فرد با تقوا ترین است.خداوند به پیامبر می گویدبا مردم مشورت نما حل و فصل امور مردم از طریق مشارکت خود مردم باید انجام شود.امر به معروف و نهی از منکر عامل تداوم نهضت اسلامی و بازدارنده فرد و گروه از انحراف است.

استمرار تعلیم وتربیت

یکی دیگر از ویزگیهای تربیت اسلامی استمرار آن است در حدیث معروف از قول پیامبر (ص) آمده است :زگهواره تا گور دانش بجوی .به نظر متخصصان تعلیم وتربیت باید در مدرسه افراد طوری آموزش داد که پس از فراغت از تحصیل خود به ادامه یادگیری و تربیت خویشتن اقدام کنند تفکر پایه استمرار آموزش است .پیامبر فرمود هیچ عبادتی مانند فکر کردن نیست. این دستور مربوط به زمان معینی نیست فعالیت آموزشی معمولا به دو صورت شکل می پذیرد.1- کسب معلومات 2- تفکر

  در شیوه کسب معلومات شاگرد به سخنان معلم گوش می دهد برای امتحان آنچه را که شنیده از روی جزوه یا کتاب می خواند و سطح محفوظات را بالا می برد و بعد محفوظات را روی برگه منعکس می سازد این آموزش فاقد جنبه تربیتی است در روش شیوه تفکر معلم به جای ارائه مطالب علمی به طرح مسائل اساسی اقدام می کند و از شاگردان می خواهد به کمک او نسبت به بررسی مسائل اقدام کنند این اقدام به صورت تحقیق یا تفکر درباره مسایل علمی درمی آید و معلم و شاگرد با هم  این کار را انجام می دهند و پس از بحث و بررسی و مطالعه و آزمایش با طی مراحل روش علمی به تدوین نظریات و بررسی انها اقدام می کنند در این جریان هم شاگرد مطلب علمی می آموزند هم به پرورش قدرت فکری خود اقدام می نمایند.به گفته حضرت امیر : آنچه مهم است و باعث استمرار آموزش می شود همان تفکر است یعنی تفکر مقدم بر کسب مطالب است.

همگانی بودن تعلیم وتربیت اسلام

با وجود طبقات و اختصاص دادن امتیازاتی خاص به طبقه معین مخالف است . در جامعه اسلامی تامین ضروریات زندگی و فرصت آموزش برای همه افراد جزءوظایف دولت اسلامی است . در نظام اسلامی تحصیل اختصاص به طبقه معینی ندارد گسترش خدمات آموزش و تربیتی مقدمه رشد و تکامل فرد و پیشرفت جامعه است لذا دولت باید به تشکیل مراکز تربیتی اقدام نماید پیش از آنکه مسئله تعلیمات اجباری در فرهنگ غرب مطرح گرددپیامبر اسلام آموزش و پرورش را امری اجباری تلقی کرد و مسجد را به صورت مرکز تعلیم وتربیت درآورد. مدارس و مراکز تربیت اسلامی به روی همه باز بوده است.زنان نیز مانند مردان حق استفاده از فرصت تربیتی داشتند.

هدف هاي تربيتي در اسلام

در قرآن و نهج البلاغه و همچنين در ديگر منابع معتبر اسلامي كه احاديث و اخبار را از قول پيامبر و پيشوايان معصوم نقل مي كنند هدف هاي تربيتي به صورت هاي گوناگون بيان شده است . در اين كتاب تعدادي از اين هدفها را انتخاب كرده و جنبه هاي تربيتي هريك را مورد بحث قرار مي دهيم. در ذيل به هدفهاي تربيتي  مورد نظر اين كتاب به صورت تيتر وار اشاره كرده و سپس هريك را به اختصار توضيح مي دهيم.

 1)  پرستش خدا  2) تقوا  3) تعليم حكمت 4)پرورش روح عدالتخواهي  5) تكامل انسان  6) برادري و همكاري  7 ) دوستي با ملل ديگر 8) پرورش نيروي تفكر  9)پرورش روح اجتماعي  10 )پرورش شخصيت اخلاقي

1) پرستش خدا هدف اساسي تربيتي هدف اساسي تربيتي مكتب اسلام پرستش خداي يگانه است. عبادت و پرستش خدا يعني خود را تسليم حق نمودن و از او اطاعت كردن ،آنكه خدا را مي پرستد يعني با تمام وجود از او تبعيت مي كند و در مسير خدا شناسي حركن مي كند. خداوند در قرآن كريم  اشاره هايي را در اين ضمينه دارد از جمله :  سوره ذاريات آيه 56 مي فرمايد:و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون. آنكه در برابر خداوند حكيم،عادل و مهربان تسليم مي شود و بندگي او را مي پذيرد عاليترين انگيزه هاي انساني را بر وجود خود حاكم ساخته است.شناخت خداو پرستش او ، وايمان به خدا هدف اصلي و اساسي نظام اعتقادي اسلام است.آنكه به خدا مي پيوندد از پليدي ها ، بيدادگري ها، هوا و هوس يا تمايلات بي ارزش ، و از خودخواهيها، خود را مي رهاند . حضرت علي (ع) در خطبه اي كه در باره آفرينش جهان بحث مي كند مي فرمايد : اساس دين شناختن خداست، شناخت كامل خدا گرويدن به اوست ،گرايش كامل به خدا ، يگانه تلقي كردن خداست و كمال توحيد خالص گرداندن عمل براي او مي باشد. بنابر اين پرستش خدا يعني قدم گذاردن در مسير توحيد ، مسيري كه در آن عدالت و ايثار در مناسبات انساني به نحو كامل تحقق مي پذيرد و انسان را به سعادت ابدي و ملاقات پروردگار نائل مي سازد .

2) تقوا يك هدف اساسي تربيتي كلمه تقوا به معناي حفظ و نگاهداري است و وقتي اين كلمه در زمينه ي اخلاقي و تربيتي در مورد انسان به كار مي رود به معناي حفظ خود ، تسلط بر خود ، اداره ي خود و قرار دادن اعمال و رفتار خود در مسير عقلاني است.   آدم با تقوا نه از ترس ديگران نه از ترس قانون بلكه به خاطر اين كه بايد منطقي و معقول عمل كند رفتار خود را تحت كنترل در مي آورد. مرحوم آيت ا... مطهري در كتاب ده گفتار بررسي دقيقي از مفهوم تقوا  و آثار آن بعمل آورده اند . ايشان تقوا را در عرف شرع چنين معنا مي كنند : (( تقوا در عرف شرع يعني نگهداري نفس از آنچه انسان را به گناه مي كشاند به اينكه ممنوعات و محرمات را ترك كند )) در ادامه همين بحث در صفحه 7 كتاب فوق مي گويند: ((بنا بر اين تقوا به معناي عام كلمه، لازمه زندگي هر فردي است كه مي خواهد انسان باشد و تحت فرمان عقل زندگي كند و از اصول معيني پيروي نمايد )) در باره تقواي ديني نيز چنين آمده است : (( تقواي ديني و الهي يعني اينكه انسان خود را از آنچه از نظر دين و اصولي كه دين در زندگي معين كرده خطا و گناه و پليدي و زشتي شناخته شده حفظ و سيانت كند و مرتكب آنها نشود .)) به طور خلاصه آنچه از مفهوم تقوا بر مي آيد تسلط بر خود ، يعني تسلط بر تمايلات خود و تحت نظر گرفتن اعمال خويش مي باشد. بنا براين مي توان گفت تقواي ديني بنيان مستحكمي است كه جلوي انحراف افراد را مي گيرد. در همين رابطه توجه به آيه ي شريفه ي قرآن مجيد مفيد است.در آيه ي 109 سوره ي توبه آمده است : آيا آن كس كه بنيان خويش را برپايه ي تقواي الهي و خشنودي او پايه گذاري كرده است بهتر است يا آنكه بنيان خود را بر پرتگاهي سست مشرف بر آتش قرار داده است. تقوا در آيات قرآني به صورت هاي مختلف ذكر شده است . تقوا به عنوان ملاك اخلاق يا ميزان برتري شخصيت و معنويت آدمي. سوره حجرات آيه ي 13 : اي مردم ما همه ي شما را از مرد و زن آفريديم و شما را به صورت اقوام و قبايل در آورديم تا يكديگر را بشناسيد به راستي گرامي ترين فرد نزد خدا با تقوا ترين فرد است و خدا دانا و آگاه مي باشد. سوره ي انفال آيه ي 29 :اگر تقواي الهي داشته باشيد خداوند براي شما عاملي تشخيص دهنده قرار مي دهد. در سوره ي ماعده تقوا به عنوان هدف عدالت ذكر شده است . سوره ي ماعده آيه ي 8 : اي آنان كه ايمان آورده ايد در راه خدا پايدار باشيد و گواه عدالت باشيد . نبايد دشمني با گروهي شما را از عدالت باز دارد عدل را رعايت كنيد زيرا عدالت به تقوا نزديكتر است و در برابر اوامر خدا تقوا را رعايت كنيد زيرا خدا از آنچه شما انجام مي دهيد آگاه است . در ضمن يكي از خطب ها حضرت علي (ع) ،مردم را به تقوا توصيه مي فرمايد و نقش آن را در هدايت اعمال ايشان و تحكيم رفتارشان گوشزد مي كند.   ((اي بندگان خدا شما را به تقوا توصيه مي نمايم زيرا تقوا به منزله مهار(هدايت كننده) و پايه  (رفتار) است. پس به بند هاي محكم آن بياويزيد و به حقايق آن توسل جوييد تا شما را به مواضع آسايش ومكان هاي گسترده و حصار هاي محفوظ و مقام هاي ارجمند برساند.)) همچنين در مورد آثار تقوا مي فرمايد: زيرا تقوا درمان درد قلب ها ، وبصيرت كوري دلها و بهبودي بيماري تنها ، و اصلاح فساد سينه (فكر) و تزكيه ي آلودگي نفسها و روشني پوشش ديده ها و ايمني ترس دل و روشني بخش تاريكي هاي شماست.

3) تعليم حكمت يك هدف اساسي تربيتي نظام تربيتي اسلام تمام جنبه هاي حيات انساني را در بر مي گيرد.در تعليم حكمت آيات مختلفي در قران مجيد وجود دارد كه در زير برخي از آنها را مورد توجه قرار مي دهيم. سوره بقره آيه ي129 : پروردگارا از ميان آنان رسولي برانگيز كه بر آنها آيات نور تلاوت كند و به آنان كتاب و حكمت بياموزد و آنان را از ناداني و آلودگي پاك گرداند ، تويي كه قادر و حكيم هستي. سوره بقره آيه 151 :چنانكه ما از ميان خود شما رسولي اعزام داشتيم كه آيات ما را بر شما بخواند و شما را از آلودگي ها پاك گرداند و به شما كتاب و حكمت و آنچه را نمي دانيد تعليم دهد . در آيات بالا همان طور كه ملاحظه مي شود ، روي تزكيه و تعليم حكمت تاكيد شده است ، اسلام علم و حكمت را مهم تلقي مي كند و رسالت پيامبران را تعليم حكمت و وظيفه افراد را كسب علم و دانش مي داند. كلمه حكمت به معناي سخن منطقي يا معرفت حقيقي است.آموزش سخن منطقي يا معرفت مدلل از لحاظ تربيتي اهميتي خاص دارد.پاره اي از مربيان ، تعليم و تربيت را عبارت از پرورش قوه قضاوت صحيح يا قضاوت توام با دليل مي دانند. به عبارت ديگر كار مربي اين است كه به فرد كمك كند تا آنچه را منطقي است بياموزد و بپذيرد و آنچه را غير منطقي است رد كند.چون فرا گيري موضوعي يا پذيرش آن مستلزم قضاوت است روي اين زمينه پرورش قوه قضاوت منطقي پايه و هدف تعليم و تربيت را تشكيل مي دهد.اگر از ابتدا مربيان به اين مفهوم از تعليم و تربيت توجه داشته باشند به آساني مي توانند به شاگردان خود در زمينه پرورش نيروي قضاوت صحيح كمك نمايند. 

4) پرورش روح عدالتخواهي يك هدف تربيتي همانطور كه مي دانيم عدالت از اركان اصلي حيات انساني است . جامعه اي كه در ان ظلم و بي عدالتي برقرار باشد انسانيت انسان در آن جامعه مضمحل مي گردد. جامعه اي اسلامي است كه در آن نظام عدل الهي حاكم باشد.در اين جامعه كار و كوشش اساس مالكيت است. در چنين جامعه اي استثمار و بهره كشي از انسانها گناه نا بخشودني تلقي مي شود. رسالت پيامبران از نظر اسلام اقامه عدل است. جنانكه خداوند متعال در آياتي از قرآن به آن اشاره نموده است . از جمله: سوره ي حديد آيه ي 25: ما پيامبران را با دلايل روشن فرستاديم و برايشان كتاب و ميزان عدل را نازل كرديم تا مردم به عدالت ترغيب شوند. سوره ي آل عمران آيه ي 18: خداوند به يگانگي خود شهادت مي دهد و ملائكه و دانشمندان نيز به يگانگي او شهادت مي دهند ، خدا پاسدار عدل است. سوره ي نسا ء آيه ي 135 : اي كساني كه ايمان آورده ايد پاسدار عدالت باشيد و براي خدا گواهي دهيد. عدل در نظام اسلامي بايد در تمام شئون زندگي مراعات شود .در جامعه ، عدالت پايه و اساس حيات جمعي را تشكيل مي دهد ، در خانه در برخورد با ديگران و در مناسبات با اقوام و ملل مختلف نيز بايد عدالت را رعايت نمود. همانطور كه مي دانيم رهبر ديني بايد عادل باشد ، زمامداران مسلملن بايد عادل باشند و هر مسلماني بايد در ارتباط با ديگران عدالت را رعايت نمايد. مربي بايد شخصا عادل باشد و روح عدالتخواهي را در ميان شاگردان رسوخ دهد. پدر و مادر نيز بايد در رابطه با يكديگر و در ارتباط با ديگر اعضاي خانواده عدالت را مراعات نمايند. براي اينكه شاگردان معناي عدالت را درك كنند و در ارتباط با ديگران عملا عدالت را مراعات نمايند مربيان بايد انها را در شرايط عيني قرار دهند و به آنها كمك كنند تا شخصا رابطه عادلانه با ديگران و آثار آن را ملاحظه كنند و بتدريج ضمن ادراك مفهوم عدالت اعمال خود را با موازين عقل تطبيق دهند.

5) تکامل انسان بعنوان یک هدف تربیتی انسان در مکتب اسلامی مقامی والا دارد .در آیه ی 70 سور ی اسراء خداوند می فرماید : ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنها را بر خشکی و دریا مسلط ساختیم و از هر غذای پاکیزه آنها را روزی دادیم و ایشان را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری و فضیلت بخشیدیم. انسان جنبه های مختلفی دارد که براي تربیت و تکامل نیاز به شناخت ابعاد مختلف انسان است. در زير به برخی از آنها اشاره می کنیم .   الف ) ماهیت انسان انسان از نظر اسلام جنبه های مختلفی دارد. او از یک سو مانند دیگر موجودات زند مراحل رشد را طی می کند و از سوی دیگر جنبه های معنوی و فکری او را از دیگر موجودات متمایز می سازد. در سوره ی عبس آیه ی 20 آمده است : انسان از چه چیزی خلق شده خدا او را از نطفه خلق کرد و راه کمال او را هموار ساخت. ب ) مراحل نفس  در شخصیت انسان از نفس اماره ‘ نفس لوامه و نفس مطمئنه بحث شده شده است . در قرآن کریم نیز نمونه هایی از آنها به چشم می خورد. سوره ی یوسف آیه ی 53 : نفس اماره انسان را به انجام کارهای بد ترغیب می کند. سوره ی قیامه آیه ی 2 : سوگند به نفس سرزنش کننده. مچنین در سوره فجر از نفس مطمئنه بحث شده است. سوره ی فجر آیه ی 30-27 ای نفس مطمئن و آرام در حالی که خدا از تو خشنود و تو از نعمتهای الهی رای هستی به سوی پروردگارت برگرد و در میان بندگان در بهشت برین داخل شو . همین انسان اگر تحت نفوذ جنبه ی حیوانی شخصیت خود قرار گرفت و به تباهی و ظلم و خودخواهی کشانده شد  به پست ترین مواضع تنزل داده می شود . سوره ی تین آیه ی 5 :سپس بعلت ارتکاب گناهان او را به پست ترین مرتبه برگردانیدیم . ج ) فضیلت و رذیلت در انسان انسان نه گناهکار آفریده شده ، چنانکه مسیحیان اعتقاد دارند ،و نه فردی  است نیکوکار. انسان آماده و مستعد کسب فضیلتها و رذیلتهاست مع ذلک به نیکی گرایش دارد. در آیه ی زیر این نکته ذکر شده است . سوره ی شمس آیه ی 9-7 سوگند به نفس و آنکه نفس را آفرید، پس به او رذیلتها و فضیلتها را الهام نمود آنکه نفس را تزکیه و تربیت نمود رستگار شد و آنکه نفس را آلود و تبا کرد خسران دید. د ) استقلال فرد یکی از ویژگیهای نظام اسلامی مستقل بار آوردن فرد است .همانطور که می دانیم یک فرد مسلمان به محض اینکه به  سن بلوغ می رسد و مي تواند بد و خوب را از هم تشخيص دهد و به اصطلاح روي پاي خود بايستد بايد از طريق تعقل و استدلال اصول دين را برسي نمايد. در آيات زير آمده است: بلكه انسان به كار خود بصيرت دارد .(قيامه 14) پذيرش دين به اجبار نيست راه رشد و طريق گمراهي روشن شده است.(بقره 256) هـ ) مسئوليت فرد از نظر اسلام فرد مسئول اعمال خويشتن مي باشد او نه گناه كار آفريده شده است نه كسي مي تواند گناهان او را بيامرزد . بهره فرد حاصل و نتيجه كار اوست. در سوره نجم آيه ي 39 آمده است: انسان حاصل كوشش خود را به دست مي آورد. سوره ي فاطر آيه ي 18 : كسي بار ديگري را به دوش نمي گيرد. عمل نيكو و عمل زشت به دست انسان صورت مي گيرد . فساد و تباهي در جهان نيز به دست افراد پديدار مي گردد. در اسلام تكليف با توجه به قدرت و توان فرد مقرر ميگردد و نتيجه بد و خوب اعمال به خود فرد برمي گردد. بايد توجه داشت كه آدمي مي تواند در برابر محيط مقاومت كند . او قادر است خود را تربيت كند يا تحت تاثير اقدامات تربيتي آثار محيط را خنثي سازد.روي همين زمينه است كه انسان مسئول اعمال خود مي باشد. سوره انفال آيه ي 53 :اين سنت الهي است كه خداوند نعمتي را كه به قومي ارزاني داشته است تغيير نمي دهدمگر اينكه آن قوم خود را تغيير دهند. و) احترام به انسان يكي از آثار برجسته انسان متزلزل نمودن معيارهاي موجود در مناسبات انساني است . در گذشته معيارهاي برتري انسانها عبارت بودند ازقدرت، ثروت ، موقعيت اجتماعي ، جنس ، موقعيت خانوادگي، مليت ، نژاد و مانند اينها ، متاسفانه در قرن بيستم نيزپاره اي از اين معيارها همچنان بر مناسبات انسانها حاكم هستند.در اسلام تمام اين معيارها اعتبار خود را از دست داده اند.آنچه در اسلام از ابتدا ملاك برتري انسانها تلقي شد فضيلت و تقوا بود.در آيه ي معروف قرآن چنين آمده است: اي مردم ما شما را از مرد و زني آفريده ايم و شما را به صورت ملل و قبائل درآورديم تا يكديگر را بشناسيد. گرامي ترين شما نزد خدا باتقواترين شماست  (حجرات -13) ي ) ايمان به صلاحيت مردم اسلام صلاحيت مردم را در حل و انجام امور خود مورد تاييد قرار مي دهد . در اسلام طبق صريحآيه ي قرآن مردم صلاحيت اداره امور مملكت را دارند. سوره ي شورا آيه ي38: در كار ها با يكديگر مشورت كنيد.

6 ) برادري و همكاري به عنوان يك هدف تربيتي انسان موجودي اجتماعي است . اجتماعي بودن انسان مسائلي را مطرح مي كند كه بايد مكتبها و نظامهاي تربيتي به آنها توجه داسته باشند . براي حل مشكلات اجتماعي بايد تفاهم ميان افراد و گروه ها باشد . نياز هاي مشترك و مسائل همانند ، قهرا بايد وحدتي ميان افراد يك جامعه بوجود آورند . در جريان همكاري وحدت هدف ، تقسيم كار ، قبول مسئوليت ازسوي تمام افراد ،هماهنگي فعاليتها و برخورداري مشترك از نتايج اقدامات جمعي به بهترين صورت انجام مي گيرد. روي همين زمينه در اسلام اصل برادري و همكاري مهم تلقي شده است.در آيات زير رعايت اين اصول توصيه شده است : مومنان همه برادرند پسدر ميان آنها سازش و توافق ايجاد كنيد. (حجرات /10 ) در امر نيكو و تقوا همكاري نماييد. (ماعده /2 )

  7) دوستي با ملل ديگر يكي از هدفهاي اساسي تربيتي اسلام نه تنها اصل همزيستي مسالمت آميز را توصيه مي كند بلكه از اين مرحله پا فراتر نهاده و ايجاد دوستي و محبت را با اقوام و ملل تشويق مي نمايد. خداوند شما را از دوستي به آن هايي كه در كار دين با شما جنگ نكرده اند و شما را از خانه هايتان بيرون ننموده اند باز نمي دارد . بلكه به شما توصيه مي كند كه با آنها از روي عدالت رفتار كنيد زيرا خداوند عادلان را دوست دارد . (ممتحنه /8 )

8 ) پرورش نيروي تفكر هدف اساسي تربيتي پرورش نيروي تفكر و قدرت عقلاني از جمله هدف هاي اساسي نظام تربيتي است .  خداوند مردم را به تفكر درباره آفرينش جهان ترغيب مي كند .(آل عمران /191 )

9 ) پرورش روح اجتماعي يك هدف اساسي تربيتي تعبير امت و برادر در مورد افراد مسلمان در قرآن اهميت همبستگي و ارتباط افراد را با هم مدلل مي دارد. پيامبر اسلام تعهد اجتماعي را صريحا در حديث معروف ذكر مي كند : كسي كه صبح از خواب برخيزد و در حل مشكلات مسلمانان اقدام نكند مسلملن نيست .

10) پرورش شخصيت اخلاقي ، يكي از هدف هاي اساسي تربيت نظام اسلامي از يك جهت نظام اخلاقي است اگر اخلاق را ، چه از لحاظ فردي و چه از نظر جمعي عبارت از اصول، معيار ها ، آرمانها و حركت به سوي كمال مطلق بدانيم در اين صورت مكتب اسلام يك مكتب اخلاقي محسوب مي شود . عبادات عامل موثر در تهذيب اخلاق محسوب مي شوند . نماز شما را از ارتكاب كار هاي زشت و ناپسند و ظلم باز مي دارد. ( عنكبوت / 45 )

روشهاي تربيتي اسلام

يكي از ويژگيهاي نظام تربيتي اسلام تنوع روشهاي تربيتي آن است.از ميان روشهاي تربيت اسلامي ما روشهاي زير را مورد بحث قرار مي دهيم.

1) تلفيق علم و عمل  2) توام ساختن ايمان و عمل  3 ) تربيت عملي  4) روش عقلاني در تربيت اسلامي  5 ) امر به معروف و نهي از منكر 6 ) جهاد يك روش قاطع تربيتي  7) پاداش و تنبيه  8 ) توبه يك روش تربيتي  9) روش پند و اندرز  10 ) تربيت از طريق ذكر مثل  11 ) تربيت از طريق قصه و سرگذشت اقوام و ملل  12 ) دعا و نيايش.

1 ) تلفيق علم با عمل در اسلام علم و عمل از يكديگر جدا نيستند. علم و عمل در آموزش:از لحاظ تربيتي كردار معلم بيشتر از گفتار او در آموزش موثر است .در روان شناسي ، يادگيري را تغيير رفتار از طريق تجربه تلقي مي كنند .وقتي گفته مي شود در آموزش رفتار فرد بايدتغيير كند منظور اين است كه در اين جريان طرز تفكر فرد، عادات و تمايلات فرد ، مهارت هاي فرد ، طرز تلقي فرد از مسائل همه بايد همراه با كسب معلومات تغيير كنند . حضرت علي (ع) در نهج البلاغه مي فرمايد:پست ترين يا بي ارزش ترين مرتبه دانش در سطح زبان متوقف مي شود و عالي ترين مرتبه علم دانشي است كه در رفتار يا جوارح و اركان وجود فرد ظاهر گردد.

2) توام ساختن ايمان و عمل در قرآن كريم آمده است: آنانكه ايمان آوردند و عمل نيكو انجام دادند ياران بهشت هستند و در آن هميشه خواهند بود.(بقره/82) در آيات زير اعمال مومنان بيان شده است: جهاد در راه خدا و مبارزه با طاغوت. اهل ايمان در راه خدا و كافران در راه شيطان جهاد مي كنند پس شما مومنان با دوستان شيطان نبرد كنيد كه مكر و سياست شيطان بسيار ضعيف است.(نساء / 76 ) پاسداري از عدالت اي اهل ايمان پاسدار عدالت باشيد ... (نساء/135 ) حرمت اموال مردم و منع ثروت اندوزي اي اهل ايمان بسياري از علما و راهبان(يهود و نصاري) اموال مردم را به باطل طعمه هوس خود مي كنندوخلق را از راه خدا منع مي كنندوكساني كه طلا و نقره را گنجينه و ذخيره مي كنند و در راه خدا انفاق نمي كنند به عذاب دردناك بشارت ده.(توبه /34) جهاد در راه حق و كم ارزش تلقي كردن دنيا در برابر آخرت اي كسانيكه ايمان آورده ايد،جهت چيست كه چون به شماامرشود كه براي جهاد در راه دين بي درنگ آماده شويد(چون بار گران) به خاك زمين دلبسته ايد آيا راضي به زندگاني دنيا عوض حيات ابدي آخرت شديد در صورتي كه متاع دنيا در برابر عالم آخرت اندك و ناچيز است.(توبه / 38 ) تلفيق ايمان و عقل در اصول و مباني دين ، استدلال و تعقل پايه ي اعتقادات افراد را تشكيل مي دهد. به اصطلاح جهان بيني اسلامي يا نظام توحيدي در اسلام بر پايه ي عقل استوار است و از اين جهت تفاوتي ميان احكام علمي و احكام فلسفي وجود ندارد.در قوانين اسلامي نيز عقل يكي از منابع عمده استنباط احكام اسلامي است. در نهج البلاغه آمده است: ايمان معرفتي عقلاني ، اعتراف به زبان و عمل به اركان است.

3) تربيت عملي

الف) سيره پيامبران و پيشوايان:يكي از روشهاي تربيتي اسلام معرفي پيامبران و پيشوايان معصوم و صحابه راستين بعنوان نمايندگان و پرورش يافتگان اين مكتب است.

ب) ارزش علم: پيامبر كسب علم را فريضه براي مسلمان تلقي فرمود. او قلم دانشمند را والاتر از خون شهدا مي دانست.

ج) همكاري در امور روزمره:در قرآن آمده است در امر نيك و تقوا همكاري كنيد.

د) خدمت به خلق: خدمت به خلق يكي از وظايف مسلمانان است.پيامبر مي فرمايد محبوبترين فرد نزد خدا كسي است كه بيشتر از ديگران به حال مردم مفيد باشد.

هـ) تسلط بر عواطف: يكي از آثار رشد عاطفي تسلط بر عواطف است.

و) برابري افراد در برابر قانون: نظام اسلامي دو خصيصه عمده دارد . اول اينكه در نظام اسلامي قانون حاكم بر افراد است.پيامبر، امامان و رهبران مذهبي همه پيرو قانون الهي هستند.دوم اينكه قانون در مورد همه به يك صورت اجرا مي گردد.

ز ) منع اندوختن ثروت ، رعايت عدالت ،احترام به افراد بر اساس تقوا و000

4) روش عقلاني در تربيت اسلامي پايه و اساس نظام تربيتي اسلام بر تعقل و فهم استوار است. مردم را از طريق حكمت (سخن منطقي)، اندرز نيكو و بهترين طريق بحث به راه خدا دعوت كن. ( نحل / 25 )

5)امر به معروف و نهي از منكر بايد از شما مسلمانان گروهي مردم را به خير دعوت كنند و آنها را به انجام امور نيك ترغيب كنند و از انجام امور ناپسند باز دارند اين گروه رستگار هستند.

جنبه ي ارشادي : امر به معروف و نهي از منكر بعنوان يك امر اجتماعي در موارد گوناگون جنبه ي ارشادي دارد و از اين جهت نيز يك روش تربيتي اساسي است. امر به معروف و نهي از منكر وقتي به عنوان يك وظيفه تلقي شد هم به صورت انگيزه فردي در مي آيد و هم آثار اجتماعي دارد. فرد خود در صدد كنترل اعمال خويشتن بر مي آيد.

6 ) جهاد يك روش قاطع تربيتي جهاد در راه خدا كه همان راه كمال انساني ، راه حكمت ، راه عدالت و راه ايثار و از خود گذشتگي است از اركان اصلي اسلام است.مبارزه در راه ظلم و فساد نيزاز وظايف عمده مسلمانان مي باشد.جهاد با نفس نيز ضامن تكامل شخصيت فرد است.جهاد بمنزله عامل نيرومندي است كه جامعه اسلامي را در مسير توحيدي ، يعني مسيري كه در آن تقوا ، حكمت ، عدالت و ايثار هدفهاي اساسي را تشكيل مي دهند ، قرار مي دهد و ظلم و فساد را از ريشه بر مي اندازد. آنهايي كه در راه ما جهاد مي كنند هر آينه ايشان را هدايت مي كنيم و خدا با نيكو كاران است.(عنكبوت /69 ) آنانكه ايمان آوردند و از وطن مهاجرت كردند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد كردند نزد خدا مقام والايي دارند آنها رستگار هستند (توبه / 20 )

7 ) پاداش و تنبيه يكي از روشهاي متداول در تعليم و تربيت استفاده از پاداش و تنبيه است.انسان طبيعتا از پاداش لذت مي برد و از تنبيه روگردان است. هركه نسبت به خدا و پيامبر او نافرماني كند و از حدود او تجاوز نمايد براي هميشه جايگاه او دوزخ خواهد بود.(نساء/14 ) آنانكه به خدا ايمان آوردند و اعمال نيكو انجام دادند باغهاي پر نعمت براي ايشان است.(لقمان / 8 )

8 ) توبه يك روش تربيتي پس كسي كه  بعد از ارتكاب ظلم توبه كند وخود را اصلاح نمايد خداوند او را مي بخشدوخدا بخشنده و مهربان است.(ماعده/ 29) در مسئله توبه بايد چند نكته را در نظر گرفت . اول اينكه انسان در هر مرحله از تقوا و ايمان باشد در معرض انحراف قرار دارد و ممكن است حداقل مرتكب گناهان كوچك شود. دوم اينكه توبه مستلزم آگاهي از اعمال خود و ارزيابي آنچه فرد انجام داده است مي شود. سوم اينكه تخلف فرد آمرزيده مي شود و راه براي اصلاح او باز است خود انگيزه نيرومندي است براي اصلاح رفتار فرد.

9 )پند و اندرز موعظه يا اندرز نيكو جزء طرق دعوت مردم به خداشناسي ذكر شده است.افراد آدمي با هم تفاوت دارند . همه را نمي توان به يك صورت تربيت نمود . بعضي در سايه ارشاد تربيت مي شوند ، پاره اي با توجه به شرايط و موقعيت ، خود در تربيت خويشتن اقدام مي كنند. پند و اندرز نيز در تربيت بساري از افراد موثر است. گاهي يك جمله كوتاه ، يك تذكر يا يك اندرز فرد را بيدار مي كندو او را از اعمال خود آگاه مي سازد . قرآن و گفته هاي پيشوايان معصومين مشحون از پندها و اندرزهاست .

10 ) تربيت از طريق ذكر مثل گاهي مثل ، جاذبه اي خاص دارد و توجه فرد را به خود جلب مي نمايد.متفكران و خردمندان نيز گاهي در برخورد با يك مثل به تحقيق مي پردازند و از اين را دانش و بينش خود را گسترش مي دهند.

11 ) تربيت از طريق قصه و سرگذشت اقوام و ملل در قرآن با ذكر قصه ها توجه افراد به اصول و حقايق اخلاقي جلب مي شود . گاهي با ذكر داستانها مي توان در تربيت افراد اقدام نمود .تربيت از طريق قصه ها در مراحل مختلف رشد مفيد است.براي مثال ، براي مانوس ساختن كودكان و نوجوانان بهمفاهيم و اصول ديني و اخلاقي گاهي بهتر است ، از داستانها و قصه ها استفاده كرد. در مطالعه داستان پيامبران نكته هاي آموزنده براي خردمندان است. ( يوسف/ 111) در مطالعه ي حيات اقوام و ملل نيز نكته هاي اساسي تربيتي مطرح مي شوند. در اين ضمينه عامل ترقي و تعالي مشخص مي گردد . به همين صورت عامل اضمحلال و انقراض اقوام و ملل نيز مطرح مي شود. در قرآن عامل رستگاري اقوام و ملل ايمان به خدا و جهاد و تلاش در راه او كه همان مسير كمال معنوي ، حكمت ، عدالت و ايثار و از خودگذشتگي است ذكر شده است.

به طور كلي در پند و اندرز ، در مثلها ، در قصه ها ، و در بيان سرگذشت اقوام و ملل چند چيز مورد نظر است: الف ) آگاه كردن افراد از آنچه پسنديده يا ناپسند است.

ب ) روشن كردن نقش افراد و مسئوليت آنها در انجام كارها

  ج ) تجسم آثار و نتايج هر عمل

د) طرح معيار هاي اساسي

   ي)  ترغيب افراد به تعقل و تفكر درباره ي داستانها و اقدام به تربيت خود .

12 ) دعا و نيايش يكي از روشهاي تربيتي اساسي اسلام دعا و نيايش به درگاه خداوند است .در آيه ي 77 سوره ي الفرقان اهميت دعا در جلب عنايت الهي ذكر شده است : اي رسول به امت بگو اگر دعاي شما نبود خدا به شما چه توجه و اعتنايي داشت.

الف )دعا به منظور هدايت  ب) دعا به منظور استغفار و توبه   ج) دعا به منظور پيوسته به ياد خدا بودن    د)دعا در زمينه اخلاص

نظام تربيتي چيست؟

كلمه نظام از جمله كلماتي است كه از حيث علمي برخوردار است از اين جهت پاره اي از نويسندگان يا پيروان افكار و عقايد مختلف سعي دارند نظريات خود را به صورت نظام معرفي كنند. معمولا در يك نظام با اجزا ، كل ، رابطه و تاثير دوجانبه اجزا و كل، و وحدت و هماهنگي و نقش اجزا و كل سرو كار داريم.در نظام تربيتي علاوه بر مفاهيم ،نظريات، اصول و قواعد اموري مانند هدف،روش، فعاليتها نيز اجزاي اصلي نظام را تشكيل مي دهند. علاوه بر اين يك نظام تربيتي بايد جزئي از نظام فكري و نظام ارزشي جامعه باشد. در نظام تربيتي بايد رابطه دوجانبه و منطقي اجزارا با هم در نظر گرفت. در نظام تربيتي هدفها ، روشها ، فعاليتها ، نظريات و قواعدهمه بايد در يك طرح منطقي با هم ارتباط پيدا كنند و در عين حال نظام تربيتي بايد مانند جزئي فعال در ارتباط با كل نظام فكري جامعه رسالت خود را انجام دهد.

نظام تربيتي در ايران

1) موسسات آموزشي جديد تشكيل دارالفنون تا حدي براي تامين نياز به متخصصان در رشته هاي پزشكي، معماري و ارتش صورت گرفت . نظر به اينكه استادان خارجي در دارالفنون به تدريس اشتغال داشتند قهرا هدف، روش و محتواي برنامه آموزشي از ابتدا تحت تاثير نظامهاي تربيتي غربي قرار گرفتند. آموزش عالي كشور ما كه پس از تشكيل دارالفنون بطور رسمي آغاز به كار كرد ، تحت تاثير فرهنگ غرب قرار گرفت. دبستانها و دبيرستانها نيز در حد وسيع از لحاظ سازمان ، برنامه ، محتواي دروس و عناوين تقليدي از موسسات تربيتي غرب هستند . ابتدا يك دوره ي ابتدايي شش ساله به تقليد از سازمانهاي تربيتي فرانسه ، به وجود آمد .دوره دبيرستان نيز به دو قسمت تقسيم شد ، دوره ي اول دبيرستان سه سال بود و تا حدي جنبه ي عمومي داشت . و دوره ي دوم متوسطه از دو رشته تشكيل مي شد، رشته ي علمي و رشته ي ادبي . پس از چندي سازمان آموزش متوسطه را تغيير دادند . دوره اول يا دوره ي عمومي از سه سال به پنج سال تمديد شد و در سال ششم متوسطه رشته هاي طبيعي ، رياضي و ادبي تاسيس شد . همرا ه با مدارس متوسطه مدارس حرفه اي تشكيل شدند . تشكيل مدارس حرفه اي نيز در حد وسيع به تقليد از موسسات حرفه اي كشورهاي غربي صورت گرفت .

2 ) نظام به اصطلاح جديد آموزش و پرورش با توجه به پاره اي از مسائل آموزشي بويژه افزايش فارغ التحصيلان مدارس متوسطه و علاقه آنها به شركت در امتهانات ورودي دانشگاهها اولياي آموزش و پرورش تصميم گرفتند نظام آموزشي را تغيير دهند. دوره ي ابتدايي را بدون دليل از شش سال به پنج سال كاهش دادند .برنامه دوره ي راهنمايي را طوري تدوين كردند كه درك محتواي مواد درسي براي معلم و شاگرد مشكل بود . وضع متوسطه و تقسيم آن به نظري ، جامع ، خدمات و مشابهت برنامه هاي درسي دوره ي نظري و جامع بي پايگي اين برنامه را نشان مي داد .تربيت معلم وضع اسف انگيزي در اين نظام دارد.فارغ التحصيلان ابتدايي با شركت دو يا سه سال در برنامه هاي خاصي مي توانند معلم شوند . سپاه دانش تقليدي بود از آنچه در كشورهاي ديگر مثل تركيه انجام شده بود . نظام مذكور نه در زمينه ي تربيت صاحبان حرفه موفق بود و نه موفق شد جلوي ، هجوم فارغ التحصيلان را به دانشگاه بگيرد . و نه به طور كلي از لحاظ هدف روشن و برنامه ها جنبه ي علمي و منطقي داشت .

3 ) آموزش عالي در ايران آموزش عالي نيز وضعي اسف بارتر از آموزش ابتدايي و متوسطه دارد. دارالفنون را به صورت دانشگاه در آوردند . برنامه ريزي دانشگاه تهران نيز نه مطابق موضوعات علمي بود و نه براساس نياز هاي جامعه بوجود آمده بود .و به طور كلي جز در رشته ي پزشكي و تا حدي در رشته هاي فني و حقوق و كشاورزي در باقي رشته ها فعاليتي اساسي نداشت .

4 ) نظام تربيتي در حوزه هاي ديني با توجه به آنچه در باره ي نظام تربيتي گفته شد ، تنها نظام آموزشي كه در ايران از قرنها پيش تاسيس شد و هم اكنون نقش خود را ايفا مي نمايد همان نظام تربيتي حوزه هاي ديني است . نظام تربيتي ديني هدفهاي معين دارد . برنامه هاي آموزشي اين نظام با هدفهاي آن هماهنگ مي باشد. روش آموزش در اين نظام معين و از لحاظ تربيتي جالب است . نظام تربيتي مدارس ديني يك رايطه ارگانيك يا حياتي با نظام اسلامي دارد.

الف )هدفها در نظام تربيتي حوزه هاي ديني. هدفهاي معنوي و تربيتي

ü     پرورش افرادي موحد .

ü     پرورش افرادي با تقوا .

ü     پرورش افرادي متفكر .

ü     پرورش افرادي مسلمان .

ü     پرورش افرادي وارسته ،افرادي كه در صدد كسب ارزشهاي معنوي باشند.

ü     پرورش افرادي دانشمند .

ü     پرورش افرادي متعهد و مسئول در برابر نظام فكري و جامعه .

ب ) هدفهاي آموزشي

Ø     آشنايي به مباني توحيد .

Ø     آشنايي به قرآن .

Ø     آشنايي به اخبار و احاديث معتبر اسلامي .

Ø     پرورش قدرت استنباط احكام اسلامي .

Ø     آشنايي به علوم مقدماتي .

Ø     آشنايي به مباني صرف و نحو .

Ø     آشنايي به ادبيات و معاني و بيان در زبان عربي .

Ø     آشنايي به اصول  بمنظور درك بهتر مفاهيم و احكام اسلامي .

Ø     آشنايي به آرا و نظريات فقها .

ج ) برنامهاي آموزشي ·   

    صرف و نحو عربي ·        اصول ·        فقه ·        فقه و اصول در سطح عالي ·        فلسفه انعطاف پذيري در برنامه درسي برنامه درسي از پيش تعيين نشده است. زمان آموزش هر درس محدود ومعين نيست . آموزش براي همه يكسان نيست .ترتيب انتخاب دروس ترتيبي منطقي است و ...

نحوه آموزش آمادگي شاگرد: تا شاگرد آماده نباشد به تحصيل در رشته ي معين اشتغال نمي ورزد. تجربيات قبلي: تجربه ي قبلي هر شاگرد به عنوان يك عامل اساسي در انتخاب درس تازه در نظر گرفته مي شود . انگيزه ي يادگيري : شاگرد در مدارس ديني از هدف خواندن هر درس آگاه است . نقش شاگرد: در مدارس ديني شاگرد نقش فعال در يادگيري دارد. انتقال يادگيري: در مدارس ديني انتقال يادگيري از يك موقعيت به موقعيت ديگر به آساني صورت مي گيرد. فهم و تعقل: فهم و تعقل در سطح وسيع آموزش مدارس ديني را از مدارس جديد حتي از بسياري از مدارس عالي متمايز مي سازد.

د) روش آموزش در مدارس ديني

§        روش ارايه ي مطالب : معلم در اين روش فعال است .او آنچه را آموخته به ذهن شاگردان منتقل مي كند.

§        روش ابراز عقيده : در اين روش موضوعات مختلف مطرح مي شوند و شاگردان در باره هر موضوع اظهار عقيده مي كنند .

§        روش بحث و تحقيق : روش اساسي در آموزش روش بحث و تحقيق است. در اجراي اين روش معلم و شاگرد از برخورد به مطالب كتاب و با استفاده از تجربيات خود در مشخص كردن مسائل اساسي اقدام مي كنند .

درس خارج

طلاب پس از تمام كردن دوره ي سطح در درس خارج شركت مي كنند.در درس خارج محدوديت كتاب و درس از ميان مي رود . فرض بر اين است كه شاگرد اطلاعات لازم را كسب نموده است .

بطور كلي آنچه نظام تربيتي حوزه هاي ديني را متمايز مي سازد خصوصيات زير است :

§        توام ساختن تقوا و علم .

§        ايمان به آنچه فرا گرفته مي شود .

§        جامعيت و گسترده بودن هدفها .

§        انعطاف پذيري در برنامها .

§        مواد برنامه با توجه به هدفها انتخاب مي شوند .

§        محتواي هر ماده نيز با هدفهاي تربيتي و آموزشي همانند است .

§        آنچه در يادگيري موثر است عملا مورد توجه مي باشد .

§        انگيزه ي تحصيل و تعلم قوي و برتر از تحصيل مدرك يا كسب امتيازات مادي است .

§        تفاوتهاي فردي به نحو كامل رعايت مي شود .

§        استقلال شاگرد در انتخاب استاد ، درس ، كتاب و ابراز عقيده محترم شمرده مي شود .

§        استاد و شاگرد هر دو از يك هدف پيروي مي كنند.      

موفق باشید                                                                                                   

نوشته شده توسط دانشجویان ارشد تاریخ فلسفه آزاد اراک در 8:8 |  لینک ثابت   •